Saturday, 18 July 2015
19 September 2020
کتاب‌خانه‌ی کوچک من- نمایش‌نامه‌ی مرخصی برای چند روز

«عروس رخت‌خواب»

2012 February 23

نهال نوریان/ رادیوکوچه

«…بیش‌تر شبیه افسانه است، افسانه‌های دریا… دختری که مجذوب مردانگی دریا می‌شه و عقلشو از دست می‌ده… دختری که تو هوای مه‌آلود سحر روی صخره زانو زده و داره با امواج دریا حرف می‌زنه… یه تصویر گم‌راه‌کننده.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

با هم قسمتی از نمایش‌نامه‌ی «مرخصی برای چند روز» نوشته‌ی «رئوف دشتی» را خواندیم. رئوف دشتی از جمله نویسنده‌های جوانی است که هم در داخل ایران کتاب مجوزدار و چاپ‌شده دارد و هم در دنیای گسترده‌ی مجازی آثاری را از خود در اختیار خوانندگان قرار داده است. از کتاب‌های چاپ‌شده و مجوزدار رئوف دشتی، می‌توان به «آی بچه‌های دنیا»، «تکیه بر دیوار» (1390) و «کنار» (1389) نشر یافته به ‌همت انتشارات «توس‌گستر» اشاره کرد و ذکر این نکته ضروری است که همه‌ی کتاب‌های منتشرشده‌ی رئوف، در حوزه‌ی نمایش‌نامه هستند. از سوی دیگر، از این نویسنده، نمایش‌نامه‌های «پر از برگ، پر از پرنده»، «من و یوزی» و «رطوبت» به‌اضافه‌ی نمایش‌نامه‌ی حاضر، با نام «مرخصی برای چند روز» به‌صورت غیررسمی و در فضای مجازی، توسط «نشر الکترونیکی مایندموتور» در دست‌رس علاقه‌مندان قرار گرفته‌اند.

رئوف دشتی از نویسندگانی است که در دهه‌ی شصت به دنیا آمده‌اند و مخاطرات زندگی در آن دهه را تا بزرگ‌سالی تجربه کرده‌اند، او از اهالی اهواز است، لیسانس نقاشی دارد و با عضویت در «کانون نمایش‌نامه‌نویسان خانه‌ی تاتر» خود را میان حرفه‌ای‌ها جا کرده است. البته، با نگاهی به کارنامه‌ی رئوف دشتی می‌توان به‌نوعی او را حرفه‌ای نام نهاد، اگرچه مفهوم حرفه‌ای بودن در ایران کنونی با توجه به مسایل ادبیات و هنر رسمی و غیررسمی کمی پیچیده است، ولی با این وجود هنوز هم می‌توان پارامترهایی را برای سنجش حرفه‌ای‌گری در نظر گرفت. نمایش‌نامه‌ی «مرخصی برای چند روز» یکی از نمایش‌نامه‌های رئوف دشتی است که در مهر ماه 1389 توسط «نشر الکترونیکی مایندموتور» در اینترنت و به‌صورت کتاب الکترونیکی ارایه شده است. نمایش‌نامه‌ی دشتی، برداشتی آزاد از نمایش‌نامه‌ی «بانوی دریایی» «هنریک ایبسن»، تنظیم‌ شده در چهارده پرده است.

می‌توان از این نمایش‌نامه به ‌عنوان متنی متوسط با ذخیره‌های اجرایی و نمایشی میانه یاد کرد که فاقد مکان جغرافیایی ویژه یا زمان خاصی در تاریخ است. یک نمایش‌نامه‌ی بدون افت و خیز، در یک خط داستانی به نسبت آرام، خواننده را به نتیجه‌ای قابل پیش‌بینی و ره‌یافتی در دست‌رس می‌کشاند. آن‌چه در این متن و در بسیاری از کتاب‌های الکترونیکی و نوشتارهای روی شبکه‌ی جهانی به چشم می‌خورد، غلط‌های املایی زیاد و رسم‌الخط درهم‌ریخته و چندگونه در یک نوشتار کوتاه یا بلند است. انتظار می‌رود که با جدی گرفتن سطح نوشتار فارسی در وب و همین‌طور به‌رسمیت‌شناختن تولیدات ادبی این شبکه، این کاستی‌ها هم هر روز کم‌تر شوند. نکته‌ی دیگر در مورد این کتاب، این است که در بعضی از توضیح صحنه‌هایی که در این متن نمایشی آمده، توصیف آب، دریا و امواج به چشم می‌خورد، ولی چگونگی نمایش این صحنه‌ها نیامده و حتا امکان دیداری آن‌ها هم در نظر گرفته نشده است. برای نمونه، در صفحه‌ی 48 کتاب، می‌خوانیم که «امواج شدت می‌گیرند و بانو و صیاد را در خود می‌بلعند و در تاریکی ناپدید می‌شوند» در صورتی‌که این نوع صحنه‌پردازی در نمایش، احتیاج به امکان‌های چندرسانه‌ای دارد.

با تمام این حرف‌ها، رئوف دشتی نقاش و نویسنده، جوان با استعدادی است که باز هم از او کارهای درخشانی را خواهیم دید.

«با شروع صحبت‌های بانو امواج فروکش می‌کنند و صیاد را در خود می‌بلعند – اکنون دیگر خبری از امواج دریا نیست – بانو یکه و تنها نشسته است – چشمانش را به‌آهستگی باز می‌کند – مرد سراسیمه وارد می‌شود – بانو با دیدن او ضجه‌ای می‌کشد و بی‌حال به‌روی زمین می‌افتد.»

فایل پی‌دی‌اف کتاب را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,