Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
پانوراما – (قسمت سوم)

«اصلاحات سیاسی در عصر ناصری»

2012 February 24

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

 اوضاع ایران در دو دهه پس از «امیر کبیر» به این صورت بود که تقریبن همه طرح‌های امیر‌کبیر بر هم زده شد. ارتش از هم گسیخت، کارخانه‌ها تعطیل شدند و کسری بودجه دوباره پدیدار شد. «قحطی سال 1869 میلادی 49-1248 شمسی بر بی لیاقتی شاه و سرکوب محافظه کارانه دولت سرپوش نهاد. حتا در همین قحطی و کم‌بود کالاها در دوره بعد نیز تبدیل زمین‌ها از تولید مواد غذایی به خشخاش، که به طور معمول کار سود‌آوری بود، نقش مهمی داشت». خانم «کدی» می‌نویسد ایران در این مقطع هر چه بیشتر به واردات کالاهای غربی وابسته شده بود و صادرات کشاورزی آن نیز تابع نوسانات بازار جهانی شد که غیر قابل اعتماد بود و جامعه هر چه بیش‌تر به سمت طبقاتی شدن (که معمولن به طبقات فقیرتر لطمه می‌زند) پیش می‌رفت و فواصل درآمدهای طبقاتی رو به افزایش بود. به چند کشور معدود غربی وابستگی خطرناکی وجود داشت و دولت نیز قدم‌های موثری در جهت تقویت اقتصاد ایران در مقابل اقتصاد غرب برنمی داشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«میرزا حسین خان مشیر الدوله» سپه‌سالار اعظم که در سال 1288هجری قمری به مقام صدارت رسید، فردی برخوردار از اموزش مدرن و از روشن‌فکرانی بود که به مسوولیت سیاسی دست یافت . «فریدون آدمیت» در مورد وی می نویسد وی قبل از رسیدن به پست های سیاسی، شناخت کافی از مفاهیم مدرنی چون ناسیونالیسم‌، ملت‌، مشروطیت‌، قانون و حقوق فردی داشت و لزوم اخذ فرهنگ و تمدن غرب در نوشته‌های او ملاحظه می‌شود . وی در دوره صدارتش (80-1870 میلادی/ 97-1287هجری قمری) تحت تاثیر مکتب اصلاحی و اصلاحات امیر‌کبیر و عثمانیان و تحولات در هند و قفقاز کوشید با اقتباس از تمدن جدید غربی به اصلاح و بازسازی تشکیلات دولتی، نوسازی نظامی و اصلاحات اقتصادی بپردازد و روح عصر او حکومت قانون بود و برقراری نظم قانونی، تا بر اساس آن حقوق فردی و اجتماعی مردم به رسمیت شناخته شده و حدود قدرت دولت معین باشد و اداره مملکت بر اصول استواری نهاده شود.

ابتدا در وزارت عدلیه به کمک «میرزا یوسف خان مستشار الدوله» قوانین نو وضع شدند، دست‌گاه قضاوت، استقلال نسبی پیدا کرد، و قانون اساسی نوشته شد. «نظام قانونی جدید بر اصل و موضوع «عرفی»بر پایه«علم و عقل»و در جهت«عدالت و مساوات»به وجود آمد». تنظیم قانون تنظیمات و بعد مجلس تنظیمات به عنوان دست‌گاه اجرایی متشکل با هدف تعیین حدود وظایف حکام و رابطه ایشان با مردم و یک‌نواختی اداره ولایات زیر نظر نظام متمرکز دولتی و نیز تاسیس عدالت‌خانه و طرح قانون اساسی از دیگر اقدامات اصلاحی مهم در این دوره بود.

«میرزا حسین خان مشیر الدوله» سپه‌سالار اعظم که در سال 1288هجری قمری به مقام صدارت رسید، فردی برخوردار از اموزش مدرن و از روشن‌فکرانی بود که به مسوولیت سیاسی دست یافت . «فریدون آدمیت» در مورد وی می نویسد وی قبل از رسیدن به پست های سیاسی، شناخت کافی از مفاهیم مدرنی چون ناسیونالیسم‌، ملت‌، مشروطیت‌، قانون و حقوق فردی داشت و لزوم اخذ فرهنگ و تمدن غرب در نوشته‌های او ملاحظه می‌شود .

هدف اصلی «سپه‌سالار»، «تاسیس دولت منتظم بر پایه قانون» بود، و با تاکید بر سیاست عرفی، تفکیک قوا و از جمله جدایی قوه قانون گذاری از قوه اجراییه و تقویت دولت مرکزی و تنظیم رابطه دین و دولت، هم‌چنین جدایی اداره کارکرد دو دست‌گاه کشوری و لشکری و نظارت اولی بر دومی. او در امور اداری می‌کوشید تحصیل کردگان جدید را با رعایت اصل شایستگی فردی و تربیت و آموزش آن‌ها به کار و خدمت گیرد. او هم‌چنین هم‌راه با «مستشار الدوله» بر ناسیونالیسم و ترویج «آیین وطن پرستی»، «دفاع حقوق ملت»، «خیر ملت» و «‌امنیت مال و جان» افراد و ایجاد «مدارس جدید»، تحول در روزنامه نگاری و «نشر علوم و صنایع خارجه» تاکید داشت و در این مورد آخر و در اصلاحات اقتصادی به اصلاح مالیه، تاسیس بانک و سرمایه گذاری خارجی توجه کرد. اما این سیاست های مالی، پولی و صنعتی وی با منافع طبقه حاکمه قدرت‌مند سازگار نبود و از همان آغاز کار مخالفت و کارشکنی می‌کردند، از جمله «مستوفی الممالک» در راس دست‌گاه استیفا.

در قضیه اعطای امتیاز «رویتر» به انگلیسی‌ها نیز همین سیاست و جلب سرمایه خارجی برای ایجاد راه‌آهن و استخراج معادن و نو‌سازی اقتصادی کشور مورد توجه بود که مخالفت با آن توسط ایتلافی از مخالفان به ویژه گروهی از علما به رهبری «حاج ملا علی کنی» منجر به سقوط حکومت سپه‌سالار شد. با برکناری سپه‌سالار اصلاحات سیاسی-اقتصادی او نیز دچار وقفه شد و به زودی اجرای قانون تنظیمات، عدالت‌خانه و دست‌گاه قضایی جدید به فراموشی سپرده شد.

اصلاحات «امین الدوله» از نیمه سال 1895 میلادی 1314هجری قمری نظیر تاسیس مجلس شبه قانون‌گذار به نام «مجلس خاص دولتی»، تاسیس انجمن معارف، آزادی نسبی مطبوعات، اداره منظم مالیه و گمرک، خزانه و پست‌خانه مدرن، همانند موارد قبلی با مخالفت و کارشکنی درباریان و متحدان‌شان مواجه شد. او نیز در سال 1897میلادی/1316 هجری قمری از کار برکنار شد و تشکیلات مدرن دولتی دوباره از هم پاشید و دولت با بحران شدید مالی و سیاسی رو به رو شد. به نوشته خانم «لمبتون»،‌ «به علل مشابهی تلاش‌های اصلاح طلبانه برای تقویت دولت مرکزی و موقعیت آن در داخل و خارج از ایران، همانند اصلاحات نظامی از دوره «عباس میرزا» به بعد، ناموفق بود و اگر چه، قدرت اجرایی احکام دولتی افزایش یافت ولی در ماهیت حکومت تغییراتی رخ نداد و هیچ نوع مسوولیتی به مردم عرضه نشد و به طور کلی مردم را در امور مملکتی هیچ نوع شراکتی ندادند. نارضایتی عمومی تسکین نیافت بلکه افزایش پیدا کرد و در قالب «جنبش تنباکو» و «انقلاب مشروطه» نمایان شد».

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,