Saturday, 18 July 2015
01 October 2020
رازهای زنانه- قسمت سیزدهم

«زنانگی و شانه‌های افتاده»

2012 February 25

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

شرم و حیا مفهوم پیچیده‌ای در فرهنگ زنانه است. بسته به محیط جغرافیایی و باورها و اعتقادات، این مفهوم پیچیده‌تر هم می‌شود. مثلن در ایران، شرم و حیایی که برای زن‌ها تعریف می‌شود، در پوششی از اعتقادات مذهبی هم پیچیده شده است. البته هیچ‌کس پررویی و بی‌شرمی را دوست ندارد و حدی از شرم و حیا جزو اخلاق انسانی هم به شمار می‌آید، اما در جامعه‌های بسته‌ای مانند ایران، گاهی شرم و حیا چنان دست و پا گیر می‌شود که هر حرکت طبیعی و انسانی و هر رفتار معمول را با معیار شرم و حیای قراردادی خود می‌سنجد و ارزش‌گذاری می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

قصدم از این مقدمه اما تنها اشاره به یک نمونه از رفتارهای جامعه‌ی ایران با زنان است که معمولن با تعریف شرم و حیا ارایه می‌شود و می‌توان آن را یک راز زنانه به حساب آورد.

حتمن شما هم روزهای بلوغ خود را به یاد دارید. اگر هم زن نیستید، حتمن دختران در دوران بلوغ را دیده‌اید. یکی از اولین نشانه‌های بلوغ دختران برآمدگی سینه است. اگر از این بگذریم که دخترهای نوجوان چه طور اولین بار با مسئله‌ی بلوغ‌شان مواجه می‌شوند و چقدر امکان دارد که درباره‌ی آن چیزی ندانند و کسی هم با آن‌ها درباره‌ی بلوغ ونشانه‌هایش صحبت نکند، باز هم به این نقطه می‌رسیم که بلوغ به هر حال آمدنی است و نشانه‌هایش را نمی‌شود تا ابد پنهان کرد. دختر نوجوان، بالاخره خودش را با تصویری در آینه مواجه می‌بیند که با تصویر دختربچه‌ی قبلی تفاوت کرده است. پذیرفتن این تغییرات حتا اگر برای خودش هم راحت باشد، برای دور و بری‌ها آسان نیست. او در خانه‌ای زندگی می‌کند که مردها هم حضور دارند. پدر و برادرها خیلی زود این تصویر جدید را خواهند دید اما او به غریزه در می‌یابد که تا روزی که امکان دارد، باید این تغییر را پنهان نگه دارد. پس شانه‌های خود را خم می‌کند، لباس‌های گشادتر می‌پوشد و سعی می‌کند کم‌تر در جمع‌های خانوادگی حاضر شود. این رفتار را می‌گذارند به حساب شرم و حیای دختر و کلی تشویق می‌کنند. دختر نوجوان حالا علاوه بر ستون فقراتی که به خمیدگی عادت کرده، به تعریف تازه‌ای از تن خودش هم رسیده و ناخودآگاه با دوست نداشتن تن خودش و بی‌اعتمادی به زنانگی‌اش، وارد دنیای آدم‌بزرگ‌ها شده است.

خود من کم‌تر دختر نوجوانی را دیده‌ام که تغییرات بلوغش را با احساسی خوب بپذیرد و با هیجان از آن یاد کند. برای بیش‌تر دخترها، این داستان یک داستان مضطرب‌کننده است. حتا اگر دخترها در خلوت‌شان با هیجان درباره‌ی آن موضوع حرف بزنند یا سینه‌ها و اندام‌شان را با هم مقایسه کنند، در درون از این تغییر احساس خوبی ندارند.

احساس زن بودن با پیام‌های خوبی هم‌راه نیست. دخترها زنانگی را با رنج و اندوه پنهانی می‌پذیرند. مادر و زنان دیگر هم در این مسیر هم‌راهی مثبتی ندارند. در بیش‌تر موارد، مادر هم که برآمده از همین فرهنگ شرم و حیایی است، ترحیج می‌دهد دخترش با همان شانه‌های افتاده زن شود و تا جایی که بتواند خریدن لباس زیر را به تاخیر می‌اندازد. برای دخترهای زیادی، پوشیدن لباس زیر تازه، یک بحران تازه هم هست. او بالاخره مجبور است از بدن زنانه‌اش رونمایی کند و در حضور برادران و پدرانی که سعی می‌کنند نگاه‌شان را از اندام تازه او بگردانند، حاضر شود.

این اتفاق به ظاهر ساده، نشانه‌های زیادی از عمق نفوذ فرهنگ مردسالار دارد. در حالی که حتا جامعه‌ی زنانه از این شرم و حیا حمایت می‌کند و شانه‌های افتاده‌ی دختران را نماد عفاف و پاک‌دامنی‌شان می‌داند، دختران با این پیام مواجه می‌شوند که تن زنانه، شرم‌آور است و باید آن را از نگاه‌ها پنهان کرد. دوست نداشتن تن خود که از دوران نوزادی و کودکی به دخترها القا می‌شود در دوران بلوغ به اوج خود می‌رسد. دخترها  از یک جایی به بعد این دوست نداشتن را توجیه می‌کنند و به رسم جامعه اسم آن را تغییر می‌دهند. برای اعتماد به نفس جریحه‌دار شده‌ی آن‌ها راحت‌تر است اگر بپذیرند این از حیای دخترانه است که قامتی خمیده داشته باشد و شرم زنانه، اقتضا می‌کند تن زنانه را پنهان کنی. دخترهای زیادی کم‌کم از این دام به دام یک مشکل تازه می‌افتند؛ این‌که زیبا و خواستنی نیستند.

دخترانی که در این فرهنگ‌ رشد می‌کنند، کم‌کم از نظر ذهنی هم اعتماد به نفس‌شان را از دست می‌دهند. ظاهر شدن در جمع، بلند حرف زدن و اظهار نظر کردن، چیزی است از جنس همان سینه‌ی برآمده، هرچه کم‌تر دیده شوند به‌تر است. این در حالی است که پسرهای نوجوان از دوران بلوغ ساده‌تر عبور می‌کنند و تغییرات آن‌ها به سمت یک مرد بزرگ‌سال شدن، با افتخار و پذیرش بیش‌تری هم‌راه است.

راز زنانه‌ی امروز این است که اگر دختر نوجوانی بوده‌ایم با شانه‌های خمیده و احساس پنهان شدن و پنهان کردن، هنوز این فرصت وجود دارد که تن خودمان را دوست بداریم و شانه‌های‌مان را صاف کنیم. این فرصت وجود دارد که برچسب شرم و حیا را از رفتارهایی که با جسم‌مان می‌کنیم، بکنیم و به دختران نوجوانی که تازه با تصویر زنانه‌شان در آینه مواجه می‌شوند یاد بدهیم چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,