شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 September 2016

«کوچه‌ای با شکر و تعظیم در برابر هم‌کاران خوبش»

۱۳۹۰ اسفند ۱۰

اردوان روزبه/ سرمقاله

[email protected]

به عنوان سردبیر رادیو کوچه بی‌شک یکی از افتخاراتی که می‌توانم در موردش حرف بزنم، داشتن هم‌کاران صمیمی و با‌انگیزه است. در طول دو سال و اندی گذشته کوچه و رابطه‌اش با هم‌کارانش حکم یک خانواده بزرگ یافته است.

شاید این سرمقاله را باید در تقدیر هم‌راهانی بنویسم که پیش از هر چیز نوشتن و گفتن برای کسانی که مخاطب‌شان بودند، ارجحیت داشته و دارد.

من همیشه می‌گویم رسانه و هم‌کاری با آن روزی آغاز می‌شود و روزی پایان می‌یابد، اما این مهم است که ما چگونه پایانی را برای آن رقم بزنیم.

به راستی در این حرفه کسی مانند یک کارمند با یک کار مشخص و یک برنامه روزانه نیست. خلاقیت و دل‌بستگی شرط اول کار در این حوزه است. کم‌تر می‌شناسم روزنامه‌نگارانی را که از کنار این حرفه به نان‌و‌نوایی رسیده باشند. بسیاری از آن‌ها گم‌نام هستند و گم‌نام باقی می‌مانند، چرا که به دنبال جنجال نیستند و سعی در انجام وظیفه دارند و گروهی دیگر اگرچه نامی نیز از آن‌ها می‌شنویم فقط در حد تقدیر است و بس. لذا کم نیستند افرادی که در این حوزه در تنگ‌دستی و نداری روزهای سختی را سپری کردند و یا حتا از دنیا رفتند.

به عنوان سردبیر رادیو کوچه بی‌شک یکی از افتخاراتی که می‌توانم در موردش حرف بزنم، داشتن هم‌کاران صمیمی و با‌انگیزه است. در طول دو سال و اندی گذشته کوچه و رابطه‌اش با هم‌کارانش حکم یک خانواده بزرگ یافته است.

شجاعت و جسارت نیز بخش دیگری از این حرفه است. بی‌شک شما نیز خبر کشته شدن «مری کولوین» و «رمی اوشلیک» دو خبر‌نگار در بمباران شهر «حمص» را شنیدید. این دو در حین گزارش‌گری در مورد حمله‌های دولت سوریه به مردم این شهر جان خود را از دست دادند. نه خانم کولوین و نه آقای اوشلیک هیچ کدام سنخیت نژادی یا زبانی با آن مردم نداشتند اما شرافت حرفه‌ای آن‌ها حضورشان را رقم زده بود. برای یک خبرنگار موضوع انسان است نه رنگ و نژاد و قوم.

خبرنگاری یکی از خطرناک‌ترین حرفه‌های جهان است. اما آیا به راستی منظور از این حرف خبرنگار پشت میز‌نشین است؟ آیا ما به همه منابع‌مان از پشت‌میز دست‌رسی داریم؟ آیا نباید در بین مردم برویم و با آن‌ها که مخاطب ما هستند به گفت‌و‌گو بنشینیم و بدانیم حرف آن‌ها چیست؟

این روزها خیلی از نوشته‌ها بوی بیانیه‌های سیاسی می‌دهد. پروپاگاندا برای یک مبارزه شاید، ولی ما چقدر می‌توانیم پای‌بند مسوولیت خطیری باشیم که نانوشته تعهد به صداقت و راست‌گویی و بی‌طرفی را در آن قسم خورده‌ایم.

این‌جا است که باید فکر کرد که چه حرفه‌ای را روزنامه‌نگاران برگزیدند، شغلی که همواره حرکتی بر روی لبه تیغ و خطر حمله از هر سوی جامعه را به جان باید بخرند.

اما من این جا این بار می‌خواهم از هم‌راهان و هم‌کاران رادیو کوچه تشکر کنم که با رنج‌ها و مرارت‌ها و سختی‌ها زیاد به کارشان ادامه می‌دهند و تلاش می‌کنند و باورشان است که نه برای یک رسانه و یک فرد که برای خودشان و مردم‌شان می‌نویسند. به آن‌هایی که تا آخرین دمی که در کوچه بودند و مسوولانه رفتار کردند، سلام باید گفت و به آن‌هایی که تمام توانشان را برای نوشتن و درست نوشتن و بی‌منت بودن -نه بر سر ما و شما که بر سر هیچ کسی- در وجودشان موج می‌زند کلاه از سر برداشت.

در پنجمین شماره مجله کوچه جا دارد به یاد همه دوستان شجاع روزنامه‌نگار هم‌راه کوچه و آن‌هایی که در دیگر بخش‌های کوچه مدد‌رسان و پشتیبان تحریریه بوده‌اند، باشیم که در تلاش بودند این شماره نشریه کوچه به دست شما برسد.

آن چه پیش روست محصول تلاش روزنامه‌نگاران و تیم فنی‌و‌پشتیبانی که بر روی سایت کار کردند، صدا مهیا کردند و تلاش بی‌توقعی داشتند برای آن که بتوانند گامی برای دانستن بیش‌تر بردارند.

نه خسته

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,