شنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۳
25 July 2014
کوچه سیاست

«مجلس و انتخابات، از مهستان تا بهارستان»

۱۳۹۰ اسفند ۱۱

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

روز جمعه، دوازدهم اسفندماه سال جاری، موعد برگزاری انتخابات نهمین دوره‌ی «مجلس شورای اسلامی» فرامی‌رسد. مجلسی که نامزدهای آن، تنها با گذر از سد «تایید صلاحیت» شورای ‌نگهبان می‌توانند وارد کارزار انتخاباتی شوند و نه تنها درهای این مجلس به روی مخالفان نظام همیشه بسته بوده ‌است، بلکه این روزها بسیاری از وفاداران به «جمهوری اسلامی» را نیز به آن راهی نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نگاهی به پیشینه مجلس و کیفیت انتخابات پارلمانی در ایران، مرور پدیده تایید صلاحیت‌ها در جمهوری ‌اسلامی و بررسی اجمالی انتخابات پیش رو، موضوعات مورد بحث امروز «کوچه سیاست» خواهند بود.

مهستان، نخستین مجلس ایران

تاریخ‌نگاران مجلس «مِهِستان» را که در سال 173 پیش از میلاد مسیح و در زمان پادشاهی اشکانیان پایه‌گذاری شد، نخستین مجلس تاریخ ایران می‌شناسند.[1] مجلس مهستان، خود از اجتماع دو مجلس دیگر تشکیل می‌شد که یکی از آن‌ها را شاه‌زادگان و دیگری را ریش‌سفیدان و بزرگان قوم تشکیل می‌دادند. از اختیارات وسیع مجلس مهستان می‌توان به «انتخاب شاه و ولی‌عهد، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، تغییر در اشل مالیاتی، دستور ضرب سکه، و حتا عزل شاه در صورت جنون، بیماری ممتد یا خیانت به کشور» اشاره کرد. گفتنی است که مهستان به‌ هیچ وجه مجلسی تشریفاتی نبود و در بسیاری از موارد تصمیم‌های بزرگی چون جابه‌جایی شاهان اشکانی را اجرا کرد.[2]

در دوره ساسانی مجلسی با قدرت و نفوذ مهستان وجود نداشت، لیکن یک شورای غیردایمی (با کارکردی مانند مجلس موسسان) در شرایطی خاص تشکیل می‌شد و به حل و فصل اموری چون دعاوی سلطنت می‌پرداخت. عزل خسروپرویز از پادشاهی یکی از تصمیمات قابل ذکر شورای یادشده است.[3]

پس از حمله اعراب به ایران، تا زمان انقلاب مشروطه، دیگر حضور چنین نهادهایی را در سیستم قدرت ایران مشاهده نمی‌کنیم.

بهارستان، قرن‌ها پس از مهستان

بیست‌و‌یک قرن پس از تشکیل مجلس سترگی چون مهستان، ایران بار دیگر و در پی پیروزی انقلاب مشروطه، دارای پارلمان شد. پس از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدین‌شاه قاجار به سال 1285 خورشیدی، «مجلس شورای ملی» بر پایه نخستین قانون اساسی مشروطه ایران شکل‌ گرفت و تا سقوط سیستم پادشاهی در بهمن 1357، روی‌هم‌رفته 24 دوره‌ از آن تشکیل شد.

مجلس شورای ملی از زمان تاسیس تا واپسین دوره حیات خود، فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرد. اولین دوره‌اش به دستور محمدعلی‌شاه و توسط قزاق‌های روسی به توپ بسته شد. دومین دوره‌ی آن با بحران اولتیماتوم روسیه دست و پنجه نرم کرد. دوره سوم به دلیل مواجهه با جنگ جهانی اول و ورود قوای خارجی به خاک ایران یک سال بیش‌تر عمر نکرد و دوره پنجم آن، رای به خلع سلسله‌ی قاجاریه از سلطنت داد.[4]

شرایط برای مجالس ششم تا دوازدهم به گونه دیگری بود. در دوره‌های مذکور که در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی شکل گرفتند، شخص شاه بود که در عمل، ترکیب مجلس را تعیین می‌کرد. این امر باعث شد تا انتخابات و پارلمان در این دوران بیش‌تر جنبه‌ی تشریفاتی داشته باشند تا پدیده‌ای موثر. واژه‌ی «مجلس فرمایشی» از این دوران توسط معترضان به ادبیات سیاسی ایران راه یافت.

پس از شهریور 1320 و اشغال ایران توسط قوای متفقین، رضاشاه به استعفا و تبعید تن داد و فضای باز سیاسی که در نتیجه سقوط وی ایجاد شده ‌بود دست پارلمان را برای ایفای نقشی موثرتر باز گذاشت. مجالسی که در فاصله زمانی میان شهریور1320  و کودتای 28 مرداد 1332 تشکیل شدند، با این‌که از مشکلات انتخاباتی و نفوذ دربار و متنفذین محلی تاثیر می‌پذیرفتند، از آزادی عمل بیش‌تری نسبت به ادوار قبل و بعد از خود برخوردار بودند. در همین دوران بود که پارلمان در موضوعات مهمی چون قضیه «اشغال آذربایجان توسط نیروهای شوروی» [5] و «ملی شدن صنعت نفت» [6] نقش‌آفرینی کرد. روند پررنگ شدن نقش نمایندگان مجلس در قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری‌های اساسی مملکت، پس از کودتای 28 مرداد سیری قهقرایی یافت و مجلس شورای ملی از دوره هجدهم تا پایان عمر خود دوباره به مجلسی فرمایشی بدل شد که مجری منویات ملوکانه بود.

انقلاب و مجلس شورای اسلامی

با اسلامیزه شدن انقلاب 57، تا جای ممکن هر نهاد و سیستمی دارای پسوند اسلامی شد. پارلمان هم از این قاعده مستثنا نبود و با این‌که در قانون‌اساسی اولیه جمهوری‌اسلامی (مصوب سال 1358)، به‌صورت رسمی نام مجلس شورای ملی به کار برده شده، نمایندگان دوره اول مجلس به‌طور خودخوانده، نام مجلس شورا را به «اسلامی» تغییر دادند. ده‌سال بعد و در اصلاحیه قانون اساسی سال 1368 مقرر شد که در تمامی اصول، سرفصل‌ها و مقدمه قانون اساسی، عبارت «مجلس شورای ملی» به «مجلس شورای اسلامی» تغییر یابد.[7]

یک عامل بازدارنده بسیار مهم به نام پروسه «تایید صلاحیت» نمایندگان، باعث شد تا انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی هرگز آزاد نباشد. روند تایید صلاحیت که در تمام هشت دوره‌ی مجلس شورای اسلامی به انحای گوناگون اعمال شد، در هر دوره طیف تایید‌شدگان را محدودتر کرد تا جایی که در انتخابات پیش روی مجلس نهم، به غیر از طیف راست‌گرای حاکم، امکانی برای نامزدی دیگران نماند.

نگاهی به روند تایید صلاحیت‌ها در جمهوری ‌اسلامی

دوره اول انتخابات مجلس، تنها حضور کسانی را محدود کرد که به نحوی وابسته به نهادهای حکومت سابق (مانند اعضای ساواک و گردانندگان حزب رستاخیز و ایران نوین) محسوب می‌شدند و یا آشکارا به قانون اساسی رای مخالف داده بودند. در دوره دوم مجلس به لیست فوق، مجاهدین‌خلق، ملی‌گرایان و چپ‌ها هم اضافه شدند و در دوره سوم نیز جا برای چهره‌های شناخته ‌شده‌ی نهضت آزادی و طرف‌داران آیت‌اله منتظری تنگ شد. در دوره‌های چهارم و پنجم اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جریان‌های چپ مذهبی داخل نظام و برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز نیز به تیغ رد صلاحیت دچار شدند.

اما در انتخابات مجلس ششم که در پی موج ناشی از جریان موسوم به دوم خرداد تشکیل می‌شد، کمی دایره وسیع‌تر شد و عده‌ای از نمایندگان وابسته به جناح چپ مذهبی داخل حاکمیت اجازه شرکت در انتخابات را یافتند. ظاهرن همین مجلس با اعتراضات محدودی که در چارچوب نظام انجام می‌داد برای حاکمان قابل تحمل نبود و با استفاده از این تجربه، در دوره‌های هفتم و هشتم، وابستگان جریان موسوم به اصلاحات به صورت گسترده رد صلاحیت شدند.

انتخابات مجلس نهم

انتخابات دوره نهم مجلس، تفاوتی در اصول با موارد مشابه پیشین ندارد اما با توجه به شرایط خاص سیاسی روز، دارای ویژگی‌هایی است که به آن می‌پردازیم.

اگر با نگاهی بنیادی به پدیده انتخابات در جمهوری ‌اسلامی نگاه کنیم، می‌بینیم که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها مبنایی غیردموکراتیک داشته‌اند. از رفراندوم برای تعیین نظام برآمده از انقلاب که تنها گزینه آن «جمهوری اسلامی» بود و مردم غیر از آری یا نه گفتن به همین گزینه، حق انتخاب نظام دیگری را نداشتند تا باقی موارد انتخاباتی، مبنای تمامی آن‌ها به‌ نوعی ممانعت از ورود مخالفان به نهادهای انتخابی بود. تنها انتخابات نسبتن آزاد جمهوری ‌اسلامی، به ریاست‌ جمهوری دکتر ابوالحسن بنی‌صدر انجامید که رودررویی او با مذهبیون تازه به قدرت رسیده، منجر به صدور رای عدم کفایت و عزل وی شد.[8]

در طول عمر جمهوری ‌اسلامی، انتخابات بی‌روح و سرد، مانند انتخاباتی که منجر به برگزیده‌ شدن اکبر هاشمی‌رفسنجانی برای دور نخست ریاست‌ جمهوری وی شد، سابقه داشته است. در انتخابات مذکور که پس از مرگ آیت‌اله خمینی و در سال 1368 برگزار شد، از 79 نفر داوطلب، غیر از آقای رفسنجانی تنها یک فرد گم‌نام به اسم «عباس شیبانی» تایید صلاحیت شد که رقابت وی با اکبر هاشمی بیش‌تر به شوخی شباهت داشت.

انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی نیز از دید ناظران سیاسی، یکی از سردترین فضاهای رقابتی را تجربه می‌کند. آزمون انتخابات ریاست‌ جمهوری 1388 و حوادث خونینی که در پی‌اش رخ داد، آن دسته از مردم را که هنوز به اصلاح از طریق صندوق رای امید داشتند، دل‌سرد کرد و عدم شرکت اصلاح‌طلبان در این دوره، حداقل معیارهای لازم برای یک رقابت ساده را نیز از جامعه گرفت.

اکنون جناح موسوم به «اصول‌گرا»، با هماوردی در رده‌ی زیرشاخه‌های خود سعی در گرم کردن تنور انتخابات دارد. تنوری که نظام جمهوری ‌اسلامی در شرایط نابسامان داخلی و خارجی امروزش، بیش از هر زمان دیگر نیاز به گرم کردن آن دارد. البته این امکان وجود دارد که حاکمیت در صورت برآورده نشدن انتظار خود از میزان مشارکت مردمی، برای نشان دادن مشروعیت خود به عددسازی متوسل شود اما این شهروندان هستند که میزان مشارکت واقعی را با چشمان خود می‌بینند و چه‌بسا با دوربین‌های آماتور خویش ثبت می‌کنند.

نتیجه هر چه که باشد، واژه «مجلس فرمایشی»، جای خود را در ادبیات سیاسی ایران به‌خوبی باز کرده‌ و عبارت کاملی برای نامیدن یک پارلمان غیرمنتخب است.

——————-

پانوشت‌ها:

  1. در یکم مارس سال 173 پیش از میلاد، مهرداد بزرگ، پادشاه اشکانی، در اجتماع بزرگان ایران اعلام‌کرد که تصمیم گرفته است تا کشور دارای «قانون و اصول اساسی» و مجلس شود تا تکلیف همه، اعم از دولت و ملت روشن باشد. بدین‌گونه نخستین مجلس تاریخ ایران به نام «مهستان» (با کسر میم، متشکل از دو کلمه‌ی «مِه» به معنای «مهتران/بزرگان» و «ستان» که پسوند مکان است) تشکیل شد. منبع: اینجا
  2. اینجا
  3. داستان عزل خسروپرویز از پادشاهی در این لینک بررسی شده است.
  4. از سایت کتاب‌خانه و مرکز اسناد مجلس در این لینک.
  5. پس از پایان جنگ جهانی دوم، قوای شوروی در بخش‌هایی از ایران به‌خصوص آذربایجان ماند و در این استان ایران به حمایت از فرقه دموکرات آذربایجان به زعامت سیدجعفر پیشه‌وری پرداخت که قصد جدا کردن آذربایجان از ایران را داشت (به این سند رجوع شود). قوام‌السلطنه طی مذاکراتی با دولت وقت شوروی، وعده امتیاز نفت شمال را در ازای خروج ارتش سرخ به روس‌ها داد ولی آن‌را منوط به تصویب مجلس شورای ملی دانست. ارتش شوروی به طمع این وعده از ایران خارج شده، دست حکومت مرکزی را برای قلع و قمع فرقه دموکرات به سال 1325 باز گذاشت اما پس از تشکیل دوره پانزدهم مجلس شورای ملی (پس از یک دوره فترت طولانی دو سال و چهار ماهه)، مجلس فوق به قرارداد واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی رای منفی داد. گفتنی است که اولتیماتوم «ترومن» رییس جمهوری وقت آمریکا به ارتش سرخ برای خروج از ایران، عامل دیگر خروج این نیروها بوده است.
  6. لایحه ملی شدن صنعت نفت به همت دکتر مصدق و یارانش، در مجلس شانزدهم شورای ملی به تاریخ 24 اسفند 1329 تصویب شد و پس از تصویب مجلس سنا در 29 اسفند همان سال قانونی شد. مشروح مذاکرات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در این لینک آمده است.
  7. در این‌باره بیشتر بخوانید
  8. در نخستین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری هم یک حذف صورت گرفت و آن، ممانعت از کاندیداتوری مسعود رجوی (کاندیدای سازمان مجاهدین خلق) با نظر مستقیم آیت‌اله خمینی بود که دلیل آن رای مثبت ندادن فرد مذکور به قانون‌اساسی جمهوری‌اسلامی بود. متن اظهارنظر آیت‌اله خمینی در این‌باره را می توانید در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی مشاهده فرمایید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

| Print انتشار مطلب

TAGS: , , , , , ,