Saturday, 18 July 2015
29 September 2020
گزارش ادبی

«قصه‌هایی که از جنگ می‌گویند»

2012 February 29

سایه کوثری/ رادیو کوچه

به تازگی در بازار کتاب ایران، رمان «کوچه نقاش‌ها» منتشر شده که برگرفته از خاطرات «ابوافضل کاظمی» از رزمندگان و فرماندهان جنگ است.

نویسنده و به تعبیری راوی داستان از ابتدای این کارزار در جبهه‌ها حضور داشته و تا پایان راه نیز پابه پای دیگر رزمندگان جنگیده، زخم خورده و روحش روز به روز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شده است. این کتاب به دلیل نوع و نثر روایتش به گفته خوانندگان جذابیت بسیاری داشته است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کاظمی روایتش را از محله‌اش شروع کرده است: «در محله «گارد ماشین دودی» بین خیابان صفاری و خیابان خراسان در کوچه نقاش‌ها به دنیا آمدم.»

سپس از آداب و رسوم و به اصطلاح مشتی‌گری‌های جایی که در آن تنفس کرده‌ است می‌گوید، از پدر خدابیامرزش و برادری که بعدها گرفتار اعتیاد می‌شود و از دنیا می‌رود، از طیب حاج رضایی می‌گوید که بچه محل‌شان بوده است و از ننه‌پری که کنار مادرش برایش مادری کرده بود، می‌گوید. هر چه که روایت جلوتر می‌رود شخصیت کتاب بزرگ‌تر می‌شود. انقلاب آغاز تغییر زندگی او می‌شود و کاظمی را وارد دنیایی می‌کند که قبلن با آن غریبه بوده است؛ البته ریشه‌های این فضا از گذشته در وجودش کاشته شده بود.

راوی بعد از انقلاب و هم‌زمان با آغاز غائله کردستان به آن‌جا می‌رود و از همان زمان وارد گروه جنگ‌های نامنظم شهید چمران می‌شود. در گذرهای پنجم تا هفتم از شهید چمران می‌گوید و نقشی که او در جنگ داشته است. بعد از غائله کردستان رسمن وارد جنگ می‌شود و از آن زمان قسمت عمده‌ای از خاطرات کاظمی در حول و حوش جنگ می‌گذرد. در این میان نویسنده از خیلی‌ها نام می‌برد از شهید همت، سعید قاسمی، حاج حسین اله کرم، آیت‌اله هاشمی رفسنجانی، حاج حسین سازور و… که قسمت‌هایی از تاریخ گم شده و روایت نشده جنگ را در اثنای آن روایت می‌کند و به مخاطب اطلاعاتی از آن دوره و شرایط می‌دهد که در نوع خودش جدید و جالب است.

جنگ از موضوعاتی است که با همه تلخی و مهیبی‌اش همواره دست‌مایه نویسندگان بسیاری قرار گرفته است. در ایران نیز نویسندگان از منظرهای مختلفی به این موضوع و جنگی که هشت سال بین ایران و عراق به طول انجامید، پرداخته‌اند. اما شاید نکته‌ای که در زمینه «ادبیات جنگ» در ایران مطرح است این باشد که اغلب آثار به نوعی دولتی بوده و با رویکردی خاص و مطابق میل حکومت به آن نگریسته‌اند.

در این بین اما نویسندگانی هم در این سال‌ها بوده‌اند که با رویکرد متفاوت خود آثاری خواندنی در این زمینه خلق کرده‌اند. آن‌چنان که از سوی «نویسندگان ارزشی» به نویسنده «ضد دفاع مقدس بودن» هم متهم شده‌اند.

در این‌جا چند نمونه از آثار برجسته در زمینه جنگ را به شما معرفی می‌کنیم:

«سفر به گرای دویست و هفتاد درجه» نوشته «احمد دهقان»

«سفر به گرای ۲۷۰ درجه» اولین بار در سال ۱۳۷۵ منتشر شده و جایزه ۲۰ سال داستان‌نویسی در ایران را به خود اختصاص داده و «پال اسپراکمن» استاد دانش‌گاه راتگرز آمریکا، این کتاب را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. این رمان، نخستین رمان ترجمه شده ایرانی با موضوع جنگ است که هم‌اکنون در کتاب‌خانه‌های مختلف در ایالت‌های آمریکا موجود است.

به گفته منتقدان ویژگی این رمان آن‌ست که در آن در همه چیز واقعی است: زندگی، زندگی است. شهر، شهر است. جنگ، جنگ است. شخصیت‌های داستان بدون این‌که در لفافه و هاله‌ای از نور و تقدس جای گیرند، در شهر، شهروند و در جنگ رزمنده‌اند. نه در زندگی شهری‌شان رزم را فراموش کرده‌اند و نه در نبردشان از انسانیت به تقدس رویایی صعود کرده‌اند.

احمد دهقان در این رمان، نثری منحصر به فرد، جالب و خواندنی به دست داده است. کلمات ساده، جملات زیبا، نقل قول‌های متناسب با شخصیت‌های داستان، شیوه گزینش و چیدمان خاص کلمات و… فضایی زیبا از روایات را تصویر کرده‌اند.

مجموعه «من قاتل پسرتان هستم» نیز متعلق به احمد دهقان است.

این کتا‌ حاصل نگاه باریک‌بین و دقیق نویسنده به اتفاقاتی است که در حاشیه جنگ رخ داده است. در این داستان‌ها، تاکید احمد دهقان بر روحیات و عواطف انسانی است که تحت تاثیر تلخی‌ها و ناگواری‌های جنگ، صورتی دیگر به خود می‌گیرند. در داستانی  به همین نام، دهقان به تعارضی اخلاقی- عاطفی اشاره می‌کند که شخصیت اصلی داستان را در تنگنای شدیدی قرار داده است. او در انتخاب میان کشته شدن هزاران نفر به دست دشمن، یا کشتن دوستش به دست خودش، دومی را برگزیده، اما نتوانسته با تبعات عاطفی انتخابش کنار بیاید.

«گردان چهار نفره»، «پرنده و تانک»، «روزهای آخر»، «ستاره‌های شلمچه»، «ناگفته‌های جنگ»، «نگین هامون» و «هجوم» آثار دیگر دهقان هستند.

«شطرنج با ماشین قیامت» رمانی است از «حبیب احمدزاده» در مورد جنگ ایران و عراق.

این کتاب در سال  ۱۳۷۵ نوشته اما نزدیک به یک دهه بعد یعنی سال  ۱۳۸۴ چاپ شده است.

«پال اسپراکمن» نایب‌رییس مرکز مطالعات دانش‌گاهی خاورمیانه در دانش‌گاه «راتجرز» آمریکا این رمان را هم به انگلیسی ترجمه کرده است. هم اکنون این رمان در رشته زبان و ادبیات فارسی برخی از دانش‌گاه‌های آمریکا تدریس می‌شود.

حوادث این رمان در آبادان و طی سه روز از محاصره این شهر توسط نیروهای عراقی رخ می‌دهد. در رمان سعی بر این شده که به گونه‌ای متفاوت و با نگاهی فلسفی به وقایع و رخ‌دادهای جنگ پرداخته شود. قهرمان این رمان دیده‌بان نوجوان ۱۷ ساله‌ای است که به ناچار به جای دوست مجروحش راننده ماشین حمل غذا می‌شود. او از این شغل ابا دارد و سعی دارد افراد کم‌تری از آن باخبر شوند. وی مامور به انجام دیده‌بانی برای عملیاتی می‌شود که طی آن قرار است رادار عراقی موسوم به سامبلین را گم‌راه کنند، راداری که آن را «ماشین قیامت‌ساز» می‌نامند. وی در طی این روزها در حین ماموریتش در شغل جدید با افراد مختلفی از جمله یک مهندس نیمه‌دیوانه آشنا می‌شود و این آشنایی تحولی بزرگ را در او ایجاد می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,