Saturday, 18 July 2015
29 September 2020
رازهای زنانه- قسمت پانزدهم

«واژه‌هایی که باید اخراج شوند»

2012 March 03

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

اگر کسی کمی و فقط کمی با ادبیات فارسی آشنایی داشته باشد، مایه‌های ضد زن را در آثار کلاسیک و حتا مدرن آن کشف می‌کند. تا حالا بارها منتقدان ادبی و فعالان زنان و جامعه‌شناسان مختلف، درباره‌ی نمونه‌های ادبیات ضد زن حرف زده‌اند و از فردوسی و سعدی و بقیه مثال آورده‌اند که «زن و اژدها هر دو در خاک به» یا «تو زن نو کن ای خواجه هر نو بهار/ که تقویم پارینه، ناید به کار». در این باب رساله‌ها و مقاله‌های زیادی هم نوشته شده است اما دریغ که ویراستاران و زبان‌شناسان و منتقدان، کم‌تر همتی داشته‌اند برای پیراستن زبان فارسی از واژه‌هایی که شمشیرشان را برای تحقیر زنان از رو بسته‌اند و تمام همت‌شان را معطوف کرده‌اند به جای «را» در جمله و کاربرد نقطه و کاما.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر ادبیات زایش بخش فرهیخته‌‌ی زبان است، گفتار عادی و روزمره‌ی مردم و ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات‌شان، برجسته‌ترین نمود فرهنگ رایج جامعه و بارزترین شکل تفکر اهالی آن زبان است. با این حساب، زبان فارسی یک زبان زن‌ستیز است و برای اثبات این ادعا، کافی است چند ساعتی به گفته‌های اهالی این زبان دقت کنیم. دنیایی از اصطلاحات ظاهرن با مزه با روی‌کرد زن‌ستیز و تحقیرکننده در طول شبانه‌روز به وسیله‌ی اهالی این زبان استفاده می‌شوند. پیدا کردن ساختارهای مردسالار در زبان جامعه‌ی قدیم ایران کار سختی نیست و عجیب هم نیست، اما لذت بردن جامعه‌ی مردسالار از بازخوانی این شعرها و به کار بردن این اصطلاح‌ها، درست مثل همان شوخی‌های کلامی رایج در میان ایرانی‌هاست که تهدید به ازدواج مجدد و کتک زدن زن را به شکل یک لطیفه‌ی دل‌چسب درآورده‌اند و بارها به آن می‌خندند. جالب این‌جاست که خود زن‌ها هم در به کار بردن این ادبیات ذره‌ای کوتاهی نمی‌کنند و به نوعی این شکل کاربرد زبان را ذاتی و طبیعی می‌دانند.

زنان فارسی زبان هم به مصداق داستان معروف «خر برفت و خربرفت» مولانا، هم‌نوا با لحن زن‌ستیز دم می‌گیرند و به بازتولید خشونت پنهان در این ادبیات کمک می‌کنند. از حرف‌های «خاله زنکی» می‌نالند و از «حمام زنانه» و «کولی بازی» حرف می‌زنند و آدم احمق را با آلت جنسی زنانه توصیف می‌کنند.

به اعتقاد جامعه‌شناسان، هر جامعه دو بخش روبنا و زیر‌بنا دارد و زیربنای هر جامعه، مجموعه‌ی روابط تولیدی است. روبنا هم پوسته‌ای است متناسب با این روابط تولیدی. روبنای جامعه، انعکاس زیر‌بنای آن هم هست و باعث تقویت آن می‌شود. با این تعریف، زبان و ادبیات روبنای جامعه‌اند اما باید در نظر داشت که روبنا و زیربنا، هر دو می‌توانند بر هم اثر بگذارند. اگر به زبان فارسی و کاربردش در بین اهالی زبان دقت کنیم، می‌بینیم که این روبنا و زیر‌بنا در حال حاضر حسابی به هم می‌آیند و هر لحظه در حال تحکیم هم هستند. لحن زن‌ستیز زبان آن‌قدر عادی و جا‌افتاده شده که تصور حرف زدن بدون این اصطلاحات، غیرممکن می‌نماید.

زنان فارسی زبان هم به مصداق داستان معروف «خر برفت و خربرفت» مولانا، هم‌نوا با لحن زن‌ستیز دم می‌گیرند و به بازتولید خشونت پنهان در این ادبیات کمک می‌کنند. از حرف‌های «خاله زنکی» می‌نالند و از «حمام زنانه» و «کولی بازی» حرف می‌زنند و آدم احمق را با آلت جنسی زنانه توصیف می‌کنند. در کنار این همه اصطلاح و واژه، ترانه‌های کوچه‌ و بازاری زن‌ستیز هم کم شنیده نمی‌شود: «زن باید خوشگل باشه/ سفید و کمی چاق/ مرد باید سیاه باشه/ پول‌دار و بداخلاق» یا همان «دخترا موشن مثل خرگوشن/ پسرا شیرن/ مثل شمشیرن» که از کودکی در گوش دخترکان و پسرکان زمزمه می‌شود و ناخودآگاه‌شان را با ادبیات مردسالار عادت می‌دهد. شوخی رایج پدر و مادرها با نوزادهای چند ماهه هم با همین ادبیات است؛ این‌که دختر بچه می‌ترشد و پسربچه باید کسی را انتخاب کند و این‌که دختر چقدر سفید است و پسر اگر زشت هم بود مهم نیست و به این ترتیب، دنیایی از تفکرات مردسالارانه و تبعیض‌آمیز در متن جامعه پراکنده می‌شود.

هرکدام ما اگر فقط یک روز به کلام‌مان دقت کنیم، نمونه‌های زیادی از این واژه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و ترانه‌ها به یاد می‌آوریم که تنها از روی عادت و بدون در نظر گرفتن بار معنایی خشن و تبعیض‌آمیزشان به کار می‌روند. از آن‌جا که رازهای زنانه را باید اول در گوش زن‌ها زمزمه کرد؛ پس اگر زبانی خشونت را در مقابل جنسیت به کار می‌گیرد، اگر توهین و تحقیر می‌کند، اگر این توهین و تحقیر به محیط ادبیات و هنرش هم نفوذ کرده و در جوک‌ها و شوخی‌های روزمره، آسان می‌تازد و جولان می‌دهد، این زن‌ها هستند که باید در مقابل آن حساس شوند و خودآگاهانه، هم جلوی به کار بردنش را به وسیله‌ی دیگران بگیرند، هم نگذارند از دهان‌شان کلام زن‌ستیز بپرد. شعر «سهراب سپهری» را به یاد بیاوریم، واژه‌ها را باید شست. فرهنگ‌ستان زنانه باید به جای «خاله رورو» و «خاله‌زنک» واژه‌های دیگری بسازد و سربسته می‌گویم، خیلی از فحش‌ها را نه فقط به خاطر توهین‌آمیز بودن‌شان، که به خاطر تحقیری که به جنس مونث روا می‌دارند از کتاب‌های لغت حذف کند. باید حواس‌مان به به‌کار بردن ترشیده و پیردختر و عجوزه باشد تا نابرابری جنسیتی در کلام‌مان بازتولید نشود و خصلت سلطه‌جوی زبان مردسالار را تقویت نکرده باشیم.

یک بار دیگر دقت کنیم، چطور دخترکان‌مان را نوازش می‌کنیم؟ کدام لالایی‌ را در گوش‌شان می‌خوانیم؟ چه ترانه‌هایی را زیر لب زمزمه می‌کنیم؟ با چه واژه‌هایی درباره‌ی خودمان حرف می‌زنیم؟ کلام‌مان چقدر محترمانه است و چقدر به جنسیت‌مان تشخص می‌دهد؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۳ Comments


  1. پسرک
    1

    …شعر نگو …

    رادیو کوچه:
    به دلیل هتاکی کامنت اصلاح شده است.


  2. پرهام
    2

    نمی شه ادبیات رو به این دلایل عوض کرد، و یا سانسور کرد، این همون روشیه که همیشه خودمون برای موضوعات مختلف بکار برده ایم و بعد ضررش به صورت چند برابر بروز کرده
    اگه قرار باشه تغییری ایجاد بشه این تغییر باید در حال و در معنا صورت بگیره که باعث بشه این الفاظ کمتر استفاده بشه و بتونه لغات جدیدی هم اضافه کنه
    مثلا اینکه ما الان میگیم آقا گرگه و آقا دزده به دلیل توهین به مردها بوده؟ نه به این دلیل بوده که اونها بیشتر این رفتارها رو کرده اند در زمان خودش، و اینکه میگیم شیرزن هم به این دلیل ایجاد شده که همچون رفتاری مشاهده شده
    و البته مردم هم باید در کل سعی کنند رفتارهای ضد زنانه نشان ندهند اما بنظر من نمیشه به ادبیات و حتی لغات دست برد


  3. الناز
    3

    باید بگم متاسفم که امثال نویسنده این مقاله خود را مدافع حقوق زنان می دانند!