Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
کرانه‌های سن

«کلمان مارو، اصلاح‌گر شعر فرانسه»

2012 March 03

سایه کوثری/ رادیوکوچه

 فاصله زمانی بین سال‌های 1461 (اوج شهرت فرانسوا وی‌یون شاعر معروف فرانسه) و 1549 (تاریخ انتشار بیانیه انجمن ادبی پلیئاد)، یعنی این دوران نود ساله را باید برای ادبیات منظوم فرانسه یک دوره برزخ و غیر‌شکوفا به شمار آورد. در این دوره تنها یک ستاره درخشان در آسمان شعر فرانسه ظهور کرد و آن «کلمان مارو» شاعر نام‌دار بود که در اوایل قرن شانزدهم به اوج شهرت خود رسید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مکتب ادبای بزرگ تا سال 1515 قدرت و سیطره خود را هم‌چنان حفظ کرد. در این سال فرانسوای اول پادشاه جوان فرانسه بر تخت سلطنت نشست و این سبب شد که نهضت اومانیسم به اوج کمال و تعالی خود برسد، علت این امر آن بود که او به علم و هنر و ادب بسیار علاقه داشت و در تشوق ادبا و هنرمندان بسیار تلاش می‌کرد و به همین دلیل در روزگار سلطنت او بازار علم و معرفت و هنر در فرانسه رونق فراوانی یافت.

به فرمان فرانسوای اول نه تنها مدرسه عالی «کلژ دو فرانس» در سال 1529 برای تدریس و تعلیم زبان‌های عبری و یونانی و لاتین در پاریس تاسیس شد، بلکه در سال 1530 کتاب‌خانه «فونتن بلو» و کاخ «لوور» در قصر «شامفور» معروف به «کاخ پریان»، نیز به امر او بنا شد.

علاوه بر او، خواهرش مارگریت دانگولم (معروف به مارگریت دوناوار) نیز بانویی باذوق و خردمند و هوشیار بود و در حمایت از ادبا و هنرمندان می‌کوشید. مارگریت در سال 1518 شاعری جوان و باذوق را که نامش کلمان مارو بود به عنوان دبیر و شاعر دربار خود برگزید.

در این دوران شاعران فرانسوی آنقدر مشغول قافیه‌سنجی و صنایع بدیع لفظی بودند که شعرشان با گزافه‌گویی و اغراق بی‌مورد همراه شده بود.

شعر باید مبتنی بر جنبه‌هایی از هجو و انتقاد شدید متاثر از جامعه شاعر باشد، به عبارت دیگر شعر شاعر باید نوعی فریاد اعتراض علیه بیدادگران و کسانی باشد که می‌خواهند مردم را جاهل نگه‌ دارند و یا آزادی را از آنان سلب کنند، دیگر آن‌که بنیان شعر باید مقرون به الفاظ نغز و شیرین و معانی لطیف و دل‌نشین باشد تا خواننده از خواندن آن لذت ببرد.

اما کلمان مارو، شاعری مبتکر و خلاق بود. او صناعات لفظی و قواعدی که معاصران او در شعر به کار می‌بردند به یک سو نهاد و سادگی و روانی در کلام را انتخاب کرد و به جهان ادب فرانسه شعری معرفی کرد که از هرگونه صنایع دشوار پیراسته شده بود. کلام او هم بلیغ بود و هم شیوا و روان و دل‌نشین.

این سراینده از همان آغاز دوران کودکی ذوق و اندیشه‌ای بیدار و فکری پژوهش‌گر و کنجکاو داشت. زبان لاتین را خوب می‌دانست و آثار «ویرژیل»، «اوید»، «کاتول» و «پترارک» را از حفظ بود. پدرش معلم او بود و از همان نخستین جلسات درس او را به اسرار شعر و شاعری و علم بلاغت آشنا کرد.

گذشته از این چون مارو در محیطی اشرافی به سر می‌برد، خوش‌طبعی و نکته‌سنجی خاصی را که در فرهنگ ایتالیا وجود داشت هم فرا گرفت و این موضوع فایده درس‌هایی که در مورد ادب و فرهنگ قرون وسطا گرفته بود تکمیل کرد و استعداد او را از دو جهت شکوفا کرد: یک قریحه سرودن شعر و دیگر استفاده از کلام صریح و روشن و روان.

مارو می‌گفت شاعر باید در بیان خود چهار اصل را رعایت کند: اول آن‌که از آوردن حشو و زواید در کلام بپرهیزد تا خواندن شعرش در دل خواننده ملال‌انگیز نباشد، دوم آن‌که الفاظ و ترکیبات و معانی روشن به کار ببرد تا مطلب به سادگی در ذهن بنشیند، سوم آن‌که شاعر کلام خود را با ظرافت هم‌راه کند تا موجب انبساط خاطر خواننده شود، چهارم آن‌که شعر موزون و خوش‌آهنگ بسراید تا خواننده را مفتون سروده‌های خود کند.

مارو در آغاز حرفه شاعری چند قطعه کوتاه در تهنیت و تعزیت و مدح و سپاس سرود، سپس در سال 1515 قطعه معروف «معبد کوپیدون» را به شیوه رمان دولارز به نظم کشید و به فرانسوای اول تقدیم کرد و پس از ان در سال 1526 منظومه طولانی و مشهور «دوزخ» را علیه مخالفان خود و در مذمت قضات قدیم سرود.

گذشته از این‌ها، مارو قصیده «روستایی» اثر ویرژیل و نیز دو کتاب از مسخ‌شدگان اثر اووید را به فرانسه ترجمه کرده و چند مقدمه محققانه برای کتاب معروف رمان دولارز و اشعار وی‌یون نگاشته است.

شاید مهم‌ترین اصول شعر مارو را بتوان بر این اساس خواند:

شعر باید مبتنی بر جنبه‌هایی از هجو و انتقاد شدید متاثر از جامعه شاعر باشد، به عبارت دیگر شعر شاعر باید نوعی فریاد اعتراض علیه بیدادگران و کسانی باشد که می‌خواهند مردم را جاهل نگه‌ دارند و یا آزادی را از آنان سلب کنند، دیگر آن‌که بنیان شعر باید مقرون به الفاظ نغز و شیرین و معانی لطیف و دل‌نشین باشد تا خواننده از خواندن آن لذت ببرد.

سوم آن‌که شاعر می‌تواند شعر را وسیله‌ای برای نقل حوادث و بیان وقایع به کار ببرد، ولی باید از حاشیه‌پردازی و افراط در توصیف وتجزیه و تحلیل و تخیل بی‌معنی بپرهیزد.

مارو پایه‌گذار شعر جدید فرانسه است، اشعارش دارای لطفی به کمال است. او از راه متداول کردن غزل در ادبیات منظوم فرانسه و ابداع مضامین شیوا و دلاویز و استفاده از اوزان عروضی گوناگون و قافیه‌های بسیار موزون و نیز به دلیل ذوق لطیف و قریحه سرشار خود و ظرافتی که در کلام خود داشت به شعر فرانسه رونق و کمال بخشید.

تا سال 1550 مارو استاد مسلم و بلامنازع شعر فرانسه بود و درخشان‌ترین چهره این فن به شمار می‌آمد، ولی از این زمان به بعد یعنی از زمانی که «رنسار» قصاید فصیح و جذاب خود را منتشر کرد، آوازه شهرت مارو کاهش یافت و نام این شاعر بلندپایه به تدریج در بوته فراموشی افتاد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,