Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
کوچه سیاست

«شرکت محمد خاتمی در انتخابات و پیام آن»

2012 March 05

کامبیز غفوری/رادیو کوچه

یکی از ویژگی‌های انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی که روز جمعه دوازدهم اسفندماه برگزار شد، این بود که نفس شرکت یا عدم شرکت در آن، از نتیجه‌اش نیز مهم‌تر شده‌بود. در طول مدت رای‌گیری، منتقدان و مخالفان جمهوری‌اسلامی، با توافق بر سر اصل «تحریم انتخابات»، در شبکه‌های اجتماعی شواهد خود را مبنی بر حضور کم‌رنگ مردم ارایه می‌کردند و از سوی دیگر، حامیان حکومت سعی بر نشان دادن حضور گسترده و پرشور مردم داشتند. در این میان حاشیه‌ای بر حواشی انتخابات افزوده شد و آن، انتشار خبر شرکت «سید محمد خاتمی»، رییس‌جمهوری پیشین ایران بود که از شاخص‌ترین چهره‌های جریان موسوم به «اصلاحات» شمرده می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رای خاتمی نشان‌گر چه چیزی است؟ چرا انتشار خبر حضور وی در یک حوزه‌ی اخذ رای با واکنش‌های گسترده‌ای روبرو شد؟ و آیا رای‌ دادن سیدمحمد خاتمی، دور از انتظار بود؟

شرایط دوم خرداد 76 و شکل‌گیری جریان اصلاحات

احتمالن سیدمحمد خاتمی، زمانی که برای نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1376 ثبت‌نام می‌کرد، تصور این امر که با رای بیست‌میلیونی مردم به ریاست قوای اجرایی کشور انتخاب شود برایش دشوار بود. شاید آن‌چه مردم را به رای دادن در انتخابات ریاست‌جمهوری چهارده‌سال پیش واداشته بود با هدف آقای خاتمی برای این نامزدی، تفاوت اساسی داشت. همان‌گونه که در برنامه‌ی پیشین کوچه سیاست اشاره کردیم[1]، مانع بزرگ «رد صلاحیت» در جمهوری اسلامی، هرگز نگذاشت که مردم تمام گزینه‌های مورد علاقه خویش را پیش روی خود ببینند و بنابر همین اصل، در شرایط حاکم بر آن روزگار، بین کاندیدای مورد حمایت حاکمیت (علی‌اکبر ناطق نوری) و سیدمحمد خاتمی که به صورت علنی توسط تندروهای مذهبی نفی می‌شد، دومی را انتخاب کردند.

اگر رای بیست میلیونی مردم را به آقای خاتمی، به‌عنوان تنها گزینه موجود در برابر دیگر کاندیداهای نظام، یک نوع مخالفت مدنی دربرابر حاکمیت در نظر بگیریم، درمی‌یابیم که هدف وی برای تصدی کرسی ریاست‌جمهوری، یعنی اعمال تغییراتی در سیستم حکومت برای حفظ نظام و بقای آن، از ابتدا با خواست عمومی مبنی بر تغییر بنیادین شرایط، زاویه داشته‌است.

محمد خاتمی در شرایطی به کاخ ریاست‌جمهوری پا گذاشت که کشور با بحران‌های داخلی و خارجی متعددی دست به گریبان بود. در داخل کشور، کابوس سرکوب‌های دهه شصت هنوز زنده بود و سرکشی‌های خودسرانه‌ی نیروهای امنیتی به تمامی شئون زندگی مردم کماکان ادامه داشت. در بُعد بین‌المللی نیز، جمهوری‌اسلامی با اتهامات متعددی، از دست داشتن در انفجارهای «آمیا» و «خُبر» [2] تا اقدام به ترور مخالفان سیاسی خود در خارج از کشور روبه‌رو بود و در جریان دادگاه موسوم به «میکونوس» که به یکی از این ترورها رسیدگی می‌کرد، کشورهای اروپایی سفیران خود را از ایران فراخوانده بودند.[3]

ریاست جمهوری آقای خاتمی، بسیاری از مشکلات وقت نظام حاکم بر ایران را در بعد بین‌الملل به صورت موقت مرتفع کرد و در داخل ایران هم امیدی تازه به تغییر شرایط پیدا شد. اما داروی امید که جریان «اصلاح‌طلب» به زیر پوست افسرده‌ی جامعه تزریق کرد، چه نقشی در تحولات بعدی فضای سیاسی ایران داشت؟ پس از نگاهی به زندگی آقای خاتمی، به آن خواهیم پرداخت.

سیدمحمد خاتمی، قبل از ریاست جمهوری

سید محمد خاتمی، از لحاظ نَسبی فرزند یکی از معممین شناخته شده‌ی شهرستان اردکان است. پدر وی، «سیدروح‌اله خاتمی»، موسس مدرسه علمیه اردکان و از حامیان «آیت‌اله خمینی» بود و پس از انقلاب 57، به حکم آقای خمینی، ابتدا امام‌جمعه اردکان و پس از آن (به دنبال ترور آیت‌اله صدوقی، امام جمعه شهر یزد) به جای وی منصوب، و نماینده ولی‌فقیه در استان یزد شد.[4] گفتنی است که خانواده خاتمی، با خاندان‌های روحانی صدر، خمینی و اشراقی نسبت سببی دارند.

آقای خاتمی به گفته‌ی خود[5]، از سال 1340 که به حوزه علمیه قم رفت، به مشی آیت‌اله خمینی دل‌بسته بود و کمابیش راه او را دنبال می‌کرد. در زمان انقلاب 57، در آلمان، امام جماعت و رییس مرکز اسلامی شهر هامبورگ بود و از آن مرکز، پایگاهی برای نشر آن‌چه «اندیشه‌های امام» می‌خواند، ساخت. دو سال پس از انقلاب در سال 1359 به عنوان نماینده مردم اردکان و میبد به نمایندگی نخستین دوره مجلس شورای اسلامی برگزیده‌شد و به ایران بازگشت. به سال 1360 با فرمان آیت‌اله خمینی سرپرست موسسه مطبوعاتی کیهان شد و تنها یک سال بعد جامه وزارت پوشید. با پایان نخست وزیری میرحسین موسوی و تشکیل کابینه هاشمی رفسنجانی، وی کماکان وزیر ارشاد بود تا این‌که جای خود را به «علی لاریجانی» داد و پس از آن مشاور رییس جمهوری شد. یک سال قبل از شرکت در انتخابات نیز، با فرمان «آیت‌اله خامنه‌ای» به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد.[6]

سید محمد خاتمی، با پیشینه فوق و با التزام به قانون‌اساسی جمهوری‌اسلامی و تمامی اصول مندرج در آن، دوران ریاست‌جمهوری‌اش را آغاز کرد.

اصلاحات خاتمی: هرکسی از ظن خود شد یار من!

زمانی که محمد خاتمی و چهره‌های شاخص همراه‌اش از اصلاحات سخن می‌گفتند، عده‌ای با تشبیه او به «گورباچف» ایران، رویای تغییرات اساسی را در سر پروراندند. گروهی با باز شدن نسبی فضای سیاسی، به مشارکت و کار در این فضا دل‌خوش شدند و جمعی از این فراتر رفته، با مطرح‌کردن پروژه «عبور از خاتمی»، راس نظام را نشانه گرفتند. غافل از این‌که در آن سوی گود، نگرانی هیت حاکمه روزبه‌روز بیش‌تر می‌شود و خاتمی نیز مجبور خواهد‌شد تا با توقف پشت خطوط قرمزی که هم‌واره از آن‌ها یاد می‌کرد، برای حفظ نظامی که خود را فرزند آن می‌دانست، چشم بر پشتیبانی آرای میلیونی خود ببندد.

مواضع انفعالی محمد خاتمی در برابر موضوعات مهمی چون حمله به کوی دانش‌گاه، بستن روزنامه‌های اصلاح‌طلب و دست‌گیری روزنامه‌نگاران، در همان دوران بیش از آن‌که نشانگر محدود بودن اختیارات وی باشد، گواهی بر تصمیم او برای عدم رودررویی مستقیم با راس حاکمیت بود.

بی‌توجهی بسیاری از نیروهای سیاسی به ریشه‌های اصلاحات مورد نظر خاتمی و محدودیت‌های این جریان، انتظاری فراتر از واقعیت‌های موجود را از وی به دنبال داشت. عدم صراحت خاتمی نیز به این توقعات دامن زد. شاید خبر رای دادن او در انتخابات این دوره، برای عده‌ای که انتظار تحریم انتخابات از جانب وی را داشتند کمی گران آمده‌باشد ولی این روی‌داد را می‌توان نقطه‌ی عطفی در تصمیم‌گیری‌ سیاسیونی دانست که بر سر دوراهی هم‌راهی با جریان اصلاحات یا جدایی از آن مانده‌اند.

اقدام اخیر آقای خاتمی، به عنوان یکی از داعیه‌داران اصلاحات در چارچوب نظام، این‌بار پیامی صریح برای جامعه به هم‌راه داشت. این‌که اصلاح‌طلبان این پیام را دریافته‌اند یا مانند سابق درصدد تفسیر و توجیه آن خواهند بود، امری جداست، اما واکنش‌های گوناگون گواه است که اگر مردمی به دنبال تغییر شرایط حاکم بر کشورشان هستند، باید بر نیرو و حرکت جمعی خود متکی باشند نه به افراد یا گروهی خاص که با تصمیم یک‌جانبه‌ی خود، بتوانند روی جنبش‌های مردمی اثر منفی گذاشته و امیدها را به یاس مبدل سازند.

 ————————————-

پانوشت‌ها:

  1. مجلس و انتخابات، از مهستان تا بهارستان
  2. انفجار مرکز هم‌یاری یهودیان موسوم به آمیا به سال 1994 در شهر بوئنوس آیرس آرژانتین صورت گرفت و دو سال بعد پایگاه نیروی دریایی آمریکا در شهر خُبر عربستان هدف حمله تروریستی قرار گرفت. جمهوری‌اسلامی متهم به دخالت در هر دو واقعه شد که در مورد اول احکام جلب بین‌المللی از سوی دادستانی آرژانتین برای برخی مقامات وقت ایران و اعضای حزب‌اله لبنان هنوز به قوت خود باقی‌است.
  3.  دادگاه موسوم به «میکونوس»، برای رسیدگی به ترور چهارنفر از مخالفان رژیم ایران از جمله «صادق شرفکندی» دبیرکل حزب دموکرات کردستان، در آلمان تشکیل شد. با متهم شدن هیت حاکمه ایران به طراحی و آمریت ترور، کشورهای اروپایی سفرای خود را از ایران فراخواندند و بحرانی در روابط ایران با اتحادیه اروپا پیش‌آمد.
  4. زندگی‌نامه سیدروح‌اله خاتمی در همشهری آنلاین
  5. منبع: وب‌سایت سیدمحمد خاتمی
  6. ر.ک منبع قبلی

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,