Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
پس‌نشینی تند

«سرزمین خر و خرما»

2012 March 05

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

شاید برای خیلی‌ها عجیب باشه که چرا جوونای ایرانی کشور مالزی رو برای ادامه‌ی تحصیل انتخاب می‌کنن. من سعی می‌کنم توی این نوشته برخی از دلایل این موضوع رو که به نظرم می‌رسه بیشتر توضیح بدم. برای خیلی از ایرانی‌ها، زندگی در مالزی حکایت «خر و خرما»ست. این‌جا یه چیزایش شبیه آمریکاست، از پرچمش بگیر تا اسم پایتختش «کی‌ال». هم نمایندگی برندهای بزرگ دنیا مثل گوچی و دولچی‌گابا توش پیدا می‌شه و هم کلاب و دنسینگ. فیلم‌های روز هالیوودی تو سینماهاش اکران می‌شه و به‌ترین و گرون‌قیمت‌ترین اتومبیل‌های دنیا رو تو اتوبان‌هاش پیدا. فرودگاه پایتخت‌شون هم که یکی از زیباترین و مجهزترین‌ها توی دنیاست. اینارو داشته باشین تا بریم سر اصل مطلب.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زندگی تو مالزی با وجود داشتن تمامی این نشانه‌ها، دردسر زندگی توی کشورهای پیشرفته رو نداره. از اون جایی که ما ایرانی‌ها به رعایت قانون عادت نداریم این‌جا هم زیاد اذیت نمی‌شیم. می‌تونی تا دلت بخواد با ماشینت تو خیابونا ویراژ بدی و از چراغ قرمز ردی بشی، البته بعضی وقتا هم پلیس میاد سراغت، اما پلیساشون خیلی مهربونن و با شل کردن سرکیسه کارت رو راه میندازن. میتونی توی خیابوناش با یه لا‌تاپ و یه شلوارک قدم بزنی و کسی هم کاری به کارت کار نداره و در همون حال اگه دلت واسه ایران تنگ شد اونقد خانم با چادر چاقچول و روبنده تو خیابون هست که غم غربت نگیردت. در عین حالی که میتونی از نمایندگی نایک و آدیداس خرید کنی باید حواست باشه که کاسباشون فرق چندانی با ایران ندارن و بیش‌تر حراجاشون قلابیه. یعنی قیمت پس از حراج همون قیمت قبلی جنسه که واسه گول زدن مشتری بالا و پایین شده.

وقتی میری سینما اگه از فیلمای هالیوودی خسته شدی و نوستالژی سینمای فردین و فیلم‌فارسی به سرت زد مشکلی نیست، تا دلت بخواد فیلمای مالایی رو پرده هست که عینهو فیلم‌های دهه‌ی چهل خودمون میمونه، واسه فهمیدنش هم احتیاجی به دونستن زبون مالایی نیست چون موضوعاتش همه یه جوره، یا عشق و عاشقی آبکی یا بزن بزنای الکی و فیلمای ترسناکی که از زور مسخره بودن به خندت میندازن تا به وحشت. اگه از درس و این‌جور چیزا هم فراری هستی نگران نباش، چون به جز دو سه‌تا از دانش‌گاهاشون بقیه عین «علمی کاربردی‌های» خودمونن، یه روز در هفته کلاس و بقیش هم عشق و حال. از نظر زبان انگلیسی هم خیالتون راحت، «آیلتس» و «تافل» لازم نیست، کافیه یه ذره بیش‌تر خرج کنی خودشون یه دوره واست میزارن، تازه اگه چیزی‌ام یاد بگیری یا نگیری فرق چندانی نمی‌کنه چون لهجه‌ی هندی و مالایی استادارو نمی‌تونی بفهمی، پس زیاد به خودت فشار نیار. موقع پروژه و پایان‌نامه هم میشه یه جورایی با استادا کنار اومد.

این‌جا واسه پسرای ایرانی بهشت موعودیه که نگو، چون اولن که عشق و حالشون براست دومن تو روابط زن و مرد بدتر از ایران همه‌ی حق و حقوق با مرداست. زناشون هم همگی عادت به اطاعت از مردا دارن. زن و دوست دختر و پارتنر هم نه تنها از خیانت مرداشون ناراحت نمی‌شن که حتا بعضیاشون خودشون حزب و گروه تشکیل می‌دن که چه جوری شوهراشون رو راضی نگه دارن و زن دوم و سوم براش بگیرن که یه وقت خدایی نکرده طرف نپره. این‌جاشو دیگه اصلن شوخی نکردم.

حالا دیگه باید با من موافق باشین که بی‌علت نیست که مالزی این‌همه بین جوونای ایرانی طرف‌دار داره. چون یه جورایی این‌جا اصلن احساس غربت نمی‌کنن، انگار که تو ایرانن و همون‌طوری که گفتم هم خر رو دارن و هم خرما.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,