Saturday, 18 July 2015
20 September 2020
به بهانه برگزاری نمایش‌گاه در فرانکفورت

«امید نام من است»

2012 March 05

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

روایت رویداد‌های پس از انقلاب ایران در دهه شصت شاید یکی از موضوعاتی باشد که علا‌رغم صحبت در مورد آن به طور مشخص، کم‌تر به آن پرداخته شده است. شاید دلیل‌های مختلفی وجود داشته باشد اما مهم این است که شرایط کسانی که در آن دوره مورد آسیب قرار گرفته‌اند، هنوز به روشنی طرح نشده.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از سویی آسیب‌هایی که بر بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی در آن دوره وارده شده اینک طبعات‌اش در زندگی نسل‌های بعدی آن‌ها نیز به چشم می‌خورد که روایت این افراد به روشن شدن شرایط دهه شصت ایران کمک می‌کند و از سویی مارا یاری می‌دهد تا صدای نسل بعد آن‌ها را که به نوعی بار سنگین آن روزها را با خود می‌کشند، را بشنویم.

به همت «پرستو فروهر» و «منیره برادران»، نمایش‌گاهی در آلمان در شرف برگزاری است که به موضوع زندان‌ها و اعدام‌های دهه شصت می‌پردازد.

«امید نام من است» از شنبه بیستم اسفند ماه در خانه «آنا فرانک» در شهر فرانکفورت برای بازدید عموم گشایش خواهد یافت و تا دهم آبان ماه سال ۱۳۹۱ ادامه خواهد داشت.

به نقل از برگزار کنندگان:

«امید نام من است» از دهلیز حال آغاز می‌شود. این‌جا جوانان از خاطرات‌شان می‌گویند، از ملاقات بستگان‌شان در زندان در سال‌های کودکی، از دریافت خبر اعدام آنان، از این که چگونه هم‌راه والدین‌شان، که تحت تعقیب بوده‌اند، فرار کرده‌اند و در کشوری اروپایی رشد کرده‌اند. آن‌ها به جست‌جوی خاطرات خویش می‌روند و از سنگینی این خاطرات بر زمان حال خود سخن می‌گویند.

زن جوانی که سال‌های زندانش را در تصویرهای کوچکی ثبت کرده است، در فیلمی این نقاشی‌ها را معرفی می‌کند.

سپس نمایش‌گاه به «دهلیز خاطره» می‌رود، که در آستانه آن نام‌هایی شنیده می‌شوند. هزاران نام که در پس هریک از آنان سرگذشت ناتمام یک اعدامی ایستاده است.

آن‌ها عشق خویش به زندگی را بر روی تکه پارچه‌ای دوخته‌اند، در گردن‌آویزی از هسته‌های خرما تراشیده‌اند، در کاردستی برای فرزندان‌شان یا در آویزهایی، که از سکه‌ها تراشیده‌اند و تا امروز بر‌گردن هم‌راهان‌شان آویخته است، برجاگذاشته‌اند. گزیده‌ای از این یادگارها، هدایای زندانیان برای عزیزان‌شان، در «دهلیز خاطره» به نمایش گذاشته شده است.»

برای آشنایی با این نمایش‌گاه به سراغ پرستو فروهر رفتم و از خواستم تا برای‌مان از «امید نام من است» بگوید. پرستو فروهر دختر پروانه و داریوش فروهر است که در جریان ترورهای دهه هفتاد توسط کسانی که از سوی وزارت اطلاعات «عناصر خود سر» اعلام شده بود با کارد کشته شدند.

روایت رویداد‌های پس از انقلاب ایران در دهه شصت شاید یکی از موضوعاتی باشد که علا‌رغم صحبت در مورد آن به طور مشخص، کم‌تر به آن پرداخته شده است. شاید دلیل‌های مختلفی وجود داشته باشد اما مهم این است که شرایط کسانی که در آن دوره مورد آسیب قرار گرفته‌اند، هنوز به روشنی طرح نشده.

از سویی آسیب‌هایی که بر بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی در آن دوره وارده شده اینک طبعات‌اش در زندگی نسل‌های بعدی آن‌ها نیز به چشم می‌خورد که روایت این افراد به روشن شدن شرایط دهه شصت ایران کمک می‌کند و از سویی مارا یاری می‌دهد تا صدای نسل بعد آن‌ها را که به نوعی بار سنگین آن روزها را با خود می‌کشند، را بشنویم.

به همت «پرستو فروهر» و «منیره برادران»، نمایش‌گاهی در آلمان در شرف برگزاری است که به موضوع زندان‌ها و اعدام‌های دهه شصت می‌پردازد.

«امید نام من است» از شنبه بیستم اسفند ماه در خانه «آنا فرانک» در شهر فرانکفورت برای بازدید عموم گشایش خواهد یافت و تا دهم آبان ماه سال ۱۳۹۱ ادامه خواهد داشت.

به نقل از برگزار کنندگان:

«امید نام من است» از دهلیز حال آغاز می‌شود. این‌جا جوانان از خاطرات‌شان می‌گویند، از ملاقات بستگان‌شان در زندان در سال‌های کودکی، از دریافت خبر اعدام آنان، از این که چگونه هم‌راه والدین‌شان، که تحت تعقیب بوده‌اند، فرار کرده‌اند و در کشوری اروپایی رشد کرده‌اند. آن‌ها به جست‌جوی خاطرات خویش می‌روند و از سنگینی این خاطرات بر زمان حال خود سخن می‌گویند.

زن جوانی که سال‌های زندانش را در تصویرهای کوچکی ثبت کرده است، در فیلمی این نقاشی‌ها را معرفی می‌کند.

سپس نمایش‌گاه به «دهلیز خاطره» می‌رود، که در آستانه آن نام‌هایی شنیده می‌شوند. هزاران نام که در پس هریک از آنان سرگذشت ناتمام یک اعدامی ایستاده است.

آن‌ها عشق خویش به زندگی را بر روی تکه پارچه‌ای دوخته‌اند، در گردن‌آویزی از هسته‌های خرما تراشیده‌اند، در کاردستی برای فرزندان‌شان یا در آویزهایی، که از سکه‌ها تراشیده‌اند و تا امروز بر‌گردن هم‌راهان‌شان آویخته است، برجاگذاشته‌اند. گزیده‌ای از این یادگارها، هدایای زندانیان برای عزیزان‌شان، در «دهلیز خاطره» به نمایش گذاشته شده است.»

برای آشنایی با این نمایش‌گاه به سراغ پرستو فروهر رفتم و از خواستم تا برای‌مان از «امید نام من است» بگوید. پرستو فروهر دختر پروانه و داریوش فروهر است که در جریان ترورهای دهه هفتاد توسط کسانی که از سوی وزارت اطلاعات «عناصر خود سر» اعلام شده بود با کارد کشته شدند.

«امید نام من است» روایتی از اتفاقات و رخ‌دادهای دهه شصت در ایران است. در مورد موضوع نمایش‌گاه توضیح بیش‌تری به ما بدهید.

همان‌طور که گفتید این نمایش‌گاه، نمایش‌گاه مستندی است از سرکوبی که در زندان‌ها به ویژه در دهه شصت اتفاق افتاده و راویان نمایش‌گاه از فرزندان کسانی هستند که قربانی چنین سرکوبی شدند و بسیاری از آن‌ها در کشورهای اروپایی یا خارج از ایران رشد کردند اما خاطرات آن دوران را هم‌چنان در خود دارند و امروز به سن پدران و مادرهای‌شان هستند که در آن دوره در زندان‌ها بودند و بسیاری از آن‌ها اعدام شدند. این فرزندان از خاطرات خود، و آن‌چه در آن زندان‌ها دیدند، از دوره فرار و تاثیری که این خاطرات بر زمان حال آن‌ها دارد می‌گویند. این‌که چگونه در دنیایی که روزمره زندگی چندان ارتباطی با خاطرات و سرگذشت این جوانان ندارد، با سنگینی این خاطرات و در عین حال با قدر و ارزش آن کلنجار می‌روند.

نمایش‌گاه به دو قسمت تقسیم شده است. یکی دهلیز حال و دیگری دهلیز خاطره که توضیح من در مورد دهلیز خاطره است که در این اتاق ردیف‌هایی از ویترین‌هایی وجود دارد که درون آن یادگارهایی از فرار و دوران زندان کسانی است که در دهه شصت در زندان بودند. شامل کاردستی‌های کوچکی است که زندانی‌ها برای عزیزان‌شان ساختند. مانند ماهی کوچکی که برای کرامت مسکین‌زاده از هسته‌های خرما ساخته شده یا گردن‌آویزی از سکه که زندانی با ساعت‌ها تلاش برای مادرش به وسیله سنجاق قفلی روی آن را تراشیده که رویش نوشته شده «یادآر». این اشیا کوچک، دست‌دوزی‌ها و کاردستی‌ها نشان دهنده شوق زندگی این زندانیان است که در چمبره زندان گرفتار بودند و بسیاری از آن‌ها جان سالم از آن دوره به در نیاوردند.

حتمن زمان زیادی برای مجموعه آثاری که جمع‌آوری شده، صرف شده است. این کار چقدر زمان برده و به چه نحوه توانستید این اسناد را جمع‌آوری کنید؟

این نمایش‌گاه بیش‌تر از هر چیز بر فکر و ایده منیره برادران که خود از زندانیان دهه شصت است برپاشده که در این مورد کتابی هم با نام «حقیقت ساده» نوشته است. او سال‌هاست که روی مسئله زندان و خاطرات آن و وظیفه مهمی که یادآوری در مورد سرکوب برعهده ما می‌گذارد کار کرده و گستره بزرگی از کسانی که سرنوشت مشابهی مثل او داشتند را می‌شناسد. او بوده که با پی‌گیری، بسیاری از این آثار را جمع‌آوری کرده است. من از زبان او، خودم و تمامی افرادی که در این نمایش‌گاه سهم داشتند از همه کسانی که به ما اعتماد کردند و این اشیایی که از جان برای‌شان عزیزتر بوده را در اختیار نمایش‌گاه ما گذاشتند، تشکر کنم. پی‌گیری جمع‌آوری این اشیا بیش از یک‌سال طول کشیده و بیش از هر کس بر عهده منیره برادران بوده است.

شما به نسلی اشاره کردید که نسل بعد از پدرها و مادرهایی هستند که در دهه شصت درگیر بودند. نگاه این نسل چیست و چه احساسی نسبت به شرایط خود دارند؟

ما فیلم مستندی داریم که برای این نمایش‌گاه ساخته شده و مصاحبه با پنج جوانی است که چنین سرنوشتی داشتند. آن‌ها در واقع از زاویه شخصی خود داستان زخمی که در کودکی بر سرنوشت‌شان از سوی استبداد گذاشته شده را بازگو می‌کنند.

وجه مشترک کلنجاری است در این جوانان تا خاطرات خود را به زمان حال بکشند و مفهوم باری که این سرنوشت در زمان حال بر دوش آن‌ها گذاشته را به شکل مسوولیت ببینند و تلاش می‌کنند تا حافظه فردی آ‌ن‌ها در بین بقیه جاری و تبدیل به حافظه جمعی شود که دست‌گاه استبداد سعی می‌کند از ساخته شدن آن در مورد دهه شصت جلوگیری کند.

این برنامه از کی شروع خواهد شد، چه مدت ادامه دارد و در کجا برگزار می‌شود؟

نمایش‌گاه از روز 21 اسفند 1390 در خانه آنا فرنک در شهر فرانکفورت که موزه کوچکی تحت سرپرستی آموزش و پرورش این شهر است برگزار می‌شود و تا دهم آبان 1391 نیز برپا خواهد بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,