Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
کتاب‌خانه‌ی کوچک من

«امپراطوری ظواهر»

2012 March 06

نهال نوریان/ رادیوکوچه

این‌که ما بتوانیم خود را از زاویه‌ی دید دیگری مورد ارزیابی قرار دهیم و گاهی تحلیلی دیگر از جنسی نزدیک و صمیمی را در دست‌رس داشته باشیم، ایده‌ی خوبی برای دنبال کردن کتاب‌هایی چون «قدمت روی چشم» است، چراکه از یک‌سو گاهی چشم دیگری، چیزهایی را می‌بیند که چشم ما قادر به دیدن‌شان نیست و از سوی دیگر گاه دیگری دوربینش را در زاویه‌ای می‌کارد که ما به‌عنوان فردی از همان اجتماع، اجازه‌ی آن را نداریم. پس به‌تر است به چشم‌های تیزبین یک حرفه‌ای، روزنامه‌نگار دقت کنیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«قدمت روی چشم» نام کتاب «سرژ میشل»، دبیر روزنامه‌ی «لوموند» است که با عکس‌های «پائلو وودز» در یک مجلد، در سال 2010 به زبان فرانسه به چاپ رسیده است و نسخه‌ی فارسی آن از خردادماه 1390، در دست‌رس ایرانیان قرار گرفته است. میشل ایرانیان را ملتی بی‌نهایت پیچیده و به‌غایت شگفت‌انگیز، غیر قابل پیش‌بینی و مهمان‌نواز توصیف می‌کند. او در جای‌جای کتاب خود از هر دسته و هر قشری سخن می‌گوید. اگرچه همان‌طور که خود میشل تصریح می‌کند، کتاب او کتابی جامع درباره‌ی ایران نیست، ولی نکته‌های در خور توجهی را بازگو می‌کند.

سرژ میشل برای برگردان فارسی کتاب خود پیش‌گفتاری ویژه نوشته است تا به این شکل، خوانندگان فارسی‌زبان خود را به‌طور مستقیم مورد خطاب قرار دهد. او در پیش‌گفتار چنین می‌نویسد: «ناگهان به هفتاد میلیون خواننده‌ی جدیدم فکر کردم که تاکنون مخاطب من نبوده‌اند. می‌دانستم که وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی مقاله‌های فرانسوی مرا برای حلقه‌ی کوچکی از مسوولین بلندپایه‌ی نظام ترجمه می‌کند و این مسئله به‌اندازه‌ی کافی برایم دردسرساز شده بود، چراکه مقاله‌های من به مذاق آن‌ها خوش نمی‌آمد. اما تصور هفتاد میلیون خواننده‌ی جدید باورنکردنی بود.»

و سپس فکر خود برای تاسیس یک روزنامه‌ی فارسی‌زبان را در حالی مطرح می‌کند که با ستایش و تحسینی فروتنانه از بزرگانی چون ماشااله شمس‌الواعظین، حمیدرضا جلایی‌پور و ابراهیم نبوی یاد می‌کند. او در ادامه از اوین می‌نویسد، همان‌جا که او و هم‌کار عکاسش به آن‌جا قدم نگذاشته‌اند. او تاکید می‌کند که بدون اوین، ایران را نمی‌توان شناخت، همان زندانی که از دید او شهری زیرزمینی با محله‌های شیک و محله‌های فقیرنشین، با چهارراه‌ها، خیابان‌ها و بن‌بست‌هایش با سالن‌های ورزش و اعدامش، با مامورین اعدام و شاعرانش و با هر آن‌چه در زیرمجموعه‌ی اسمی چون اوین می‌آید، در گوشه‌ای از تهران پرهیاهو آرمیده است.

باید به این حقیقت پرداخت که اگر روزنامه‌نگار لوموند امکاناتی دارد که به ما پیشنهاد می‌شود تا بتوانیم کتاب‌هایی از این دست و البته جامع‌تر را با شمارگان بالا و با قدرت نشر و پخش ناشران بزرگ و با تضمین خوانندگان جهانی عرضه کنیم، چرا چنین فرصتی را در جهت آگاهی خود و دیگران از دست بدهیم؟ میشل در انتهای پیش‌گفتار خود از خوانندگان کتاب حاضر، برای تهیه‌ی کتابی دیگر درباره‌ی اوین یاری می‌طلبد.

«قدمت روی چشم» کتابی درباره‌ی ایران و در نمای بسته است. این کتاب ایرانیان را نه در برابر بلکه در کنار خود می‌بیند. میشل تلاش کرده است از دیوار سخت تظاهر و زبان استعاری جماعت ایرانی بگذرد تا به هسته‌ی درکی عمیق‌تر و حقیقی‌تر برسد. اگرچه برگردان فارسی «قدمت روی چشم» نارسایی دارد و شیوایی و طنازی کلام سرژ را منتقل نمی‌کند، ولی بااین‌همه و با وجود سادگی و روانی کلام سرژ، احاطه‌ی او بر اطلاعات دریافتی‌اش مشهود است. او از هر دری سخن می‌گوید از شمال تهران به جنوب سرک می‌کشد، به هر شهری پا می‌گذارد و اقلیت‌های قومی و جنسی را هم از یاد نمی‌برد، ولی با وجود عنوان‌های متنوع کتاب، حتا خود نویسنده هم اعتراف می‌کند که کتابش به مسایل زیادی نپرداخته و هنوز ناگفته‌های بسیاری مانده است. «قدمت روی چشم» در 444 صفحه، به آینده‌ی ایرانی تقدیم شده است که می‌تواند با بازنگری هر کدام از ما نسبت به خود و پیرامون‌مان به‌تر از امروز باشد.

فایل پی‌دی‌اف کتاب را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,