Saturday, 18 July 2015
01 October 2020
زخم

«ازدواج‌هایی با طعم اجبار»

2012 March 07

افشان برزگر/ رادیو کوچه

 پای خاطرات مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها که بشینید، ماجرای ازدواج خیلی از آن‌ها مثل هم هست. مادر داماد، عروس مورد نظر خود را در مراسم مذهبی یا اماکن عمومی و یا بر اساس توصیه زنان فامیل شناسایی می‌کند، یک روز به اتفاق خواهر داماد و چند بزرگ‌تر دیگر که همگی خانم هستند، می‌روند خانه دختر مورد نظر و او را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. اگر دختر مورد پسند مادر و سایر خانم‌های فامیل قرار گرفت، یک روز دیگر پدر داماد به هم‌راه چند مرد مسن فامیل برای تعیین مهریه و شیربها با پدر عروس صحبت می‌کردند و قرار روز عروسی را می‌گذاشتند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

روز عروسی نیز، عروس خانم و آقای داماد هر کدام از خانه خود عازم محل عروسی می‌شدند و پس از مراسم عقد، عروس و داماد اجازه داشتند که هم‌دیگر را برای اولین بار ببینند و صحبت کنند.

این روایت معمولی است که اکثر قدیمی‌ها به یاد دارند، البته مواردی هم هست که به خاطر سن بسیار پایین دختر و پسر، عروس و داماد در مراسم عروسی تازه متوجه می‌شوند که اتفاق خاصی در حال رخ دادن است و قرار است، زندگی متفاوت از روز قبل آغاز شود.

اما امروزه وضعیت کاملن متفاوت شده، به طوری که شنیدن این دست از خاطرات پدربزرگ و مادربزرگ‌ها و حتا پدر و مادرهای‌مان برای‌مان خنده‌دار به نظر می‌رسد و در برخی مواقع در مهمانی‌ها برای شاد کردن مهمانان از این دست خاطرات تعریف می‌کنیم.

امروزه در مخیله کم‌تر جوانی می‌گنجد که زندگی خود را بدون رضایت و عشق و علاقه آغاز کند، چرا که زندگی‌هایی که این گونه نیز آغاز می‌شود، احتمال شکست آن بالاست، چه برسد که قبل از ازدواج عروس و داماد یک‌دیگر را ندیده باشند و هیچ شناختی از هم نداشته باشند و شاید مجبور باشند تا آخر عمر به اجبار در کنار یک‌دیگر زندگی که خانواده‌ها به آن‌ها تحمیل کرده‌اند را تحمل کنند.

اما باید گفت که این روش کهنه که در اکثر مواقع اجبار چاشنی آن می‌شود، هم‌چنان در دنیا اجرا می‌شود و تبعات آن گریبان دختران، پسران و فرزندان حاصل از این دسته از ازدواج‌ها را می‌گیرد.

چنان‌چه نتایج آخرین تحقیقات انجام شده در دنیا که توسط یک بنیاد خیریه‌ منتشر شده، نشان می‌دهد که در هر سه ثانیه یک دختر زیر 18 سال در جهان برخلاف میلش واراد به ازدواج می‌شود که بدین صورت سالانه 10 میلیون دختر زیر سن قانونی به زور به خانه شوهر فرستاده می‌شوند.

بر این اساس در کشورهای در حال توسعه آمریکای جنوبی، شمال آفریقا و بخش‌هایی از آسیا یک دختر از هر سه دختر زیر 18 سال و یک دختر از هر دختر زیر 15 سال مجبور به ازدواج می‌شود. این آمار در کشورهای اروپای مرکزی و شرقی سالانه 2.2 میلیون دختر است که در این میان گرجستان با 17 و ترکیه با 14 درصد رده‌های اول و دوم را دارا هستند.

 در ایران، آمار دقیقی از تعداد ازدواج‌های کودکان که در زمره ازدواج‌های اجباری قرار می‌گیرد، وجود ندارد. اما با این حال یکی از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودک اخیرن اعلام کرده که میزان ازدواج کودکان نسبت به کل ازدواج‌ها طی چهار سال گذشته 45 درصد رشد داشته، به طوری که در سال گذشته حدود 43 هزار ازدواج مربوط به دختران زیر 15 سال در کشور ثبت شده است.

اما در واکنش به این اظهارات، یکی از مدیران سازمان ثبت احوال گفته که نه تنها تعداد ازدواج‌ها افزایش نیافته، بلکه ازدواج کودکان زیر 15 سال طی سال‌های 1385 تا 1389 کاهش 50 درصدی هم داشته است.

البته این مقام سازمان ثبت احوال، آمار مربوط به ازدواج کودکان زیر 15 سال را تایید کرده و گفته که در سال گذشته حدود 43 هزار ازدواج کودکان زیر پانزده سال انجام شده اما این رقم در مقایسه با سال 1385 که 68 هزار نفر بود، کاهش پیدا کرده است.

براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، مناطق روستایی استان اصفهان و سیستان و بلوچستان بیش‌ترین آمار ازدواج کوکان را به خود اختصاص داده‌اند و این پدیده تنها مختص دختران نیست و ازدواج اجباری برای پسران هم رخ می‌دهد.

این ازدواج‌ها در حالی صورت می‌گیرد که طبق قانون، ازدواج کودکان کم‌تر از 15 سال در ایران ممنوع است، اما مانند همیشه راه‌های فراری برای اجرای قانون در نظر گرفته شده است، به طوری که در قانون عنوان شده که اگر دختران ویژگی خاص جسمانی داشته باشند، از شرط سن معاف می‌شوند. این در حالی است که بر اساس کنوانسیون جهانی حقوق کودک، تمام افراد زیر 18 سال کودک به حساب می‌آیند و ازدواج قبل از سن 18 سالگی غیرقانونی است.

با تمام این وجود، نگرانی نسبت به افزایش روند ازدواج‌های اجباری زمانی افزایش پیدا می‌کند که مدیرکل ثبت احوال هرمزگان اعلام کرده در سال جاری، شش ازدواج با زوج‌هایی کم‌تر از 10 سال و 530 ازدواج کم‌تر از 14 سال در استان هرمزگان به ثبت رسیده است که انتشار این خبر باعث شد که سازمان بهزیستی کشور، بازرس ویژه‌ای برای بررسی ازدواج کودکان زیر 10 سال به این استان اعزام کند.

در این میان کارشناسان معتقدند که فقر مالی و فرهنگی از عمده‌ترین دلایل ازدواج کودکان است، به طوری که برخی از والدین به دلیل مشکلات مالی و یا برای کاهش هزینه زندگی، دختران خود را در سنین پایین به ازدواج افراد مسن در‌می‌آورند که این ازدواج‌ها عمومن با پرداخت پول به خانواده فقیر انجام می‌شود.

هم‌چنین در برخی از فرهنگ‌ها اعتقاد بر این است که با ازدواج دختر در سن پایین، آبروی خانواده حفظ شده و در این میان نیز مردان مسن به عنوان همسر در اولویت قرار دارند، چراکه این مردان می‌توانند از دختر در برابر خطرات احتمالی دفاع کرده و امنیت آن‌ها را تضمین کنند.

هم‌چنین وجود برخی فرهنگ‌های قومی و قبیله‌ای در مناطقی از کشور به ازدواج‌های اجباری دامن زده است. مثلن وجود باورهایی مثل «عقد دختر عمو و پسرعمو در آسمان‌ها بسته شده» باعث می‌شود که دختری با تحصیلات دانش‌گاهی به ناچار با پسرعمویی که بی‌سواد و یا کم‌سواد است، ازدواج کند.

از سوی دیگر آمارها نشان می‌دهد که کودکانی که تک والد هستند، یا والدین آن‌ها موادمخدر مصرف می‌کنند و یا در خانواده کم‌سواد زندگی می‌کنند، بیش‌تر در معرض ازدواج اجباری قرار دارند.

نخستین ارمغان ازدواج‌های اجباری برای دختران که سن آن‌ها پایین بوده و نحوه مراقبت را نمی‌دانند، حاملگی‌های ناخواسته و زودهنگام است که بر اساس آمارهای جهانی، احتمال مرگ یک دختر 15 ساله در هنگام زایمان، پنج برابر بیش‌تر از یک دختر 20 ساله است. هم‌چنین احتمال مرگ کودک قبل از یک سالگی در شرایطی که مادرش زیر 18 سال باشد، 60 درصد بیش‌تر از کودکی است که مادرش 19 ساله است.

جدای مشکلات جسمی که برای دختران در ازدواج‌های اجباری پیش می‌آید، تبعات روحی و روانی آن است، چراکه اکثر این دختران به دلیل کم سن و سال بودن و نداشتن قدرت دفاعی مورد آزار و تنبیه قرار می‌گیرند که به اعتقاد صاحب‌نظران این عوامل باعث بروز افسردگی و فرار از خانه، اعتیاد، خودسوزی، خودکشی، شوهرکشی، تن‌فروشی، احساس تنهایی و شرم، ضعف‌های فکری و ده‌ها مورد آسیب جدی دیگر می‌شود.

هم‌چنین آمار طلاق در بین کسانی که تن به ازدواج اجباری داده‌اند، بسیار بالاتر از سایر زوج‌هاست، به طوری که بر اساس آخرین آمارهای اعلام شده، در حال‌حاضر 25 هزار نفر از کودکانی که ازدواج کرده‌اند، طلاق گرفته‌اند که این احتمال طلاق پس از بلوغ فکری و شخصیتی زوج‌ها، به خصوص زنان، بسیار افزایش می‌یابد.

نکته دردناک دیگر در این ازدواج‌ها، کودکانی است که از مادرهایی به دنیا می‌آیند که هیچ احساسی نسبت به پدران‌شان ندارند و در بسیاری از موارد از شریک جنسی خود نیز متنفر هستند. این دسته از کودکان، اگر والدین‌شان نیز از یک‌دیگر جدا نشوند، در معرض آسیب‌های جدی روحی و شخصیتی قرار دارند.

هر چند برخی از کارشناسان معتقدند که ضعف قانونی و عدم برخورد قضایی با چنین پدیده‌ای باعث گسترش آن شده است، اما به نظر می‌رسد، اجبار به ازدواج آن‌هم با فرد مورد نظر و دل‌خواه والدین و خانواده، بیش‌تر ریشه در مسایل فرهنگی و اجتماعی کشور دارد.

والدینی که به دنبال تحمیل عقاید خود در تعیین همسر آینده فرزندان خود دارند، باید بدانند که خداوند انسان را آزاد آفریده و به او حق داده تا با شخصی که مطابق خواست اوست ازدواج کند، بنابراین خانواده‌ها باید ابتدایی‌ترین حق انسانی را برای فرزندان خود قایل باشند و تعیین سرنوشت افراد را به دست خودشان بسپارند.

در حالی که جامعه‌شناسان، بر این اعتقادند که دوران نامزدی افراد باید 9 تا 12 ماه باشد، تا در این زمان شناخت همسران آینده از یک‌دیگر افزایش پیدا کند تا از احتمال شکست ازدواج در آینده جلوگیری کند، چگونه برخی از خانواده‌ها بر این اعتقادنند که محبت و علاقه میان دختر و پسر پس از ازدواج به وجود می‌آید و با همین استدلال فرزندان‌شان را به ازدواج‌های ناخواسته مجبور می‌کنند؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    یادم میاد روز های که برای نوشتن متنی به دادگاه خانواده میقتم نه تونستم تن بنویسم و نه می خوام بنویسم.
    واقعا ما در کجایم، زنان را دیدم که با یک بچه کوچک برای تصمییم شکایت و یا جدایی آمده بوند اشک در چشمانم جمع شده بود آن لحضه را هیچ وقت فراموش نمیکنم