Saturday, 18 July 2015
22 September 2020
گزارش ادبی

«زبان کهن پارسی»

2012 March 07

سایه کوثری/ رادیو کوچه

ششمین جشن‌واره «قند پارسی» به سنت هر ساله در روزهای دهم و یازدهم اسفند برگزار شد که امسال به نکوداشت دکتر «محمدسرور مولایی» مثنوی‌پژوه، بیدل‌شناس و مصحح بزرگ افغان اختصاص داشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جشن‌واره قند پارسی که به مناسبت پاس‌داشت زبان پارسی یا فارسی برگزار می‌شود، با حضور هنرمندان ایران و افغانستان در تالار سوره حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ایران در تهران بود.

این جشن‌واره دو روزه با هم‌کاری خانه ادبیات افغانستان و وزارت فرهنگ افغانستان، بخش فرهنگی سفارت افغانستان در تهران، انتشارات عرفان و خانه کودکان افغانستان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، فرهنگستان هنر، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، موسسه فرهنگی اکو و انجمن دوستی ایران و افغانستان، برای گسترش پیوندهای فرهنگی و ادبی بین هنرمندان دو کشور همسایه فارسی زبان برگزار شده است.

هر سال بیش از 50 شاعر و نویسنده شرکت کننده در جشن‌واره فرهنگی ادبی قند پارسی، آثار خود را در بخش‌های شعر سنتی‌، شعر آزاد و داستان ارایه می‌کنند.

زبان فارسی یکی از زبان‌های قدیمی دنیاست که نزدیک به صد و ده میلیون نفر در دنیا به آن سخن می‌گویند.

یکی از آبشخورهای این زبان، زبان کهن‌سال رایج روزگار هخامنشیان است که آن را پارسی باستان می‌خوانند. نمونه‌ای از این زبان در نوشته‌های پادشاهان این خاندان به خط میخی در دست است. در این نوشته‌ها بیش‌تر از ششصد واژه به کار رفته‌ است.

فارسی زبانی است که امروز بیش‌تر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و قسمتی از هند، ترکستان، قفقاز و بین‌النهرین بدان زبان سخن می‌گویند، نامه می‌نویسند و شعر می‌سرایند. زبان فارسی یکی از زبان‌های قدیمی دنیاست که نزدیک به صد و ده میلیون نفر در دنیا به آن سخن می‌گویند. مورخان اسلامی ‌نوشته‌اند نخستین کسی که به زبان پارسی سخن گفت کیومرث بود و معلوم است که این سخن افسانه‌ای بیش نیست.

لغات این زبان با پیدا شدن آثار و نوشته‌های پیشینیان هربار افزایش می‌یابد. به عنوان مثال پس از پیدا شدن چند هزار لوحه‌ی گلی در پایان سال ۱۳۱۲ در تخت جمشید به خط میخی عیلامی و زبان عیلامی، چند لغت پارسی باستان نیز در آن نوشته‌های عیلامی به کار رفته ‌است که از آن‌ها می‌توان به نام‌های ۱۲ ماه خورشیدی که فقط ۹ تای آن در سنگ‌نبشته‌ی داریوش در بیستون به ما رسیده ‌است اشاره کرد.

این نوشته‌های هخامنشیان را به دلیل آن‌که بر روی سنگ نوشته شده‌اند، سنگ نبشته می‌خوانیم و هر کدام را در سرزمین‌هایی چون شوش (عیلام)، بیستون (بغستان)، همدان و الوند (در ماد) و وان (در ارمنستان) و سوئز (در مصر) یافته‌اند.

فارسی زبانی است که امروز بیش‌تر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و قسمتی از هند، ترکستان، قفقاز و بین‌النهرین بدان زبان سخن می‌گویند، نامه می‌نویسند و شعر می‌سرایند.

تاریخ زبان ایران تا هفت‌صد سال پیش از مسیح روشن و در دست است و پیش از آن نیز از روی اطلاعات علمی ‌دیگر می‌دانیم که در سرزمین پهناور ایران، سرزمینی که از سوی خراسان به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به کشور پنجاب و از جنوب به سند و خلیج پارس و دریای عمان و از شمال به کشور سکاها و سارمات‌ها (جنوب روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و صحرای حجاز و یمن می‌پیوست مردم به زبانی که ریشه و اصل زبان امروز ماست سخن می‌گفته‌اند.

زرتشت پیامبر ایرانی می‌گوید که ایرانیان از سرزمینی که ویژه ایرانیان بود، به دلیل سرمای سخت و پیدا شدن ارواح اهریمنی کوچ کردند و به سرزمین ایران درآمدند. دانش‌مندان دیگر نیز دریافته‌اند که طایفه‌ای از سرزمینی که زادگاه اصلی آنان بود برخاسته گروهی به ایران، گروهی به پنجاب و برخی به اروپا شتافته‌اند و در این کشورها به کار کشاورزی و چوپانی پرداخته‌اند و زبان مردم ایران، هند و اروپا همه شاخه‌هایی هستند که از آن به وجود آمده و باز هر شاخه، شاخه و برگی دیگر به وجود آورده است.

مورخان اسلامی ‌نوشته‌اند نخستین کسی که به زبان پارسی سخن گفت کیومرث بود و معلوم است که این سخن افسانه‌ای بیش نیست. اما آن‌چه تا امروز از روی آثار صحیح و تاریخی به دست آمده قدیم‌ترین کلامی ‌از زبان ایرانی که در دست ما است همان سخنان اشو زرتشت سپیتمان است که در سرودهای دینی گاثه مندرج است و بعد از آن قسمت‌های قدیم اوستا که غالب آن‌ها نیز نظم است نه نثر؛ گاثه به زبانی است که آریایی‌های هند نزدیک بدان زبان کتاب‌های دینی و ادبی قدیم خود را تالیف و نظم کرده‌اند، نام کتاب زردشت چنان که گذشت اوپستاک بود و گاهی از آن کتاب به عبارت دین تعبیر می‌شده است. به خصوص در کتاب پهلوی بندهش به جای اوستا همه‌جا دین آمده است و خط اوستایی را هم بدین مناسبت «دین دپیوریه» گویند، یعنی خط دین و در دینکرت و سایر کتاب‌ها هرجا که گوید زردشت دین آورد مرادش اوستا است. دیگر، کتیبه‌هایی است که از هخامنشیان باقی مانده که مهم‌ترین آن‌ها کتیبه‌ی بهستان (بیستون) است.

زبان فارسی باستان بعد از انقراض دولت هخامنشی از میان رفت، یعنی زبان رسمی‌کشور تغییر یافت و در عهد اشکانیان که بار دیگر کارها به دست ایرانیان افتاد، رفته رفته زبان پهلوی شمالی و شرقی که زبان اقوام پرثوی بود رواج گرفت و پس از ترک یونان، سکه‌ها و سایر اسناد ایران با زبان ایرانی و به خط آرامی ‌نمودار شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , ,