شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
کوچه سیاست

«حزب‌اله لبنان در دستان جمهوری‌اسلامی»

۱۳۹۰ اسفند ۲۲

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

جمهوری‌اسلامی ایران، تا‌کنون بارها از کارت گروه‌های مسلح عرب و جنبش‌های ضد اسراییلی خاورمیانه، برای بازی در سطح بین‌المللی استفاده کرده‌است. از نمونه‌های بارز آن می‌توان به آزادسازی «انیس نقاش»، (از اعضای تیم ترور ناموفق دکتر بختیار) به‌ازای رهایی گروگان‌های فرانسوی توسط گروه جهاد اسلامی[1] به سال 1365 و هم‌چنین استفاده از گروگان‌های آمریکایی اسیرشده توسط حزب‌اله لبنان برای پیش‌برد معامله پنهانی اسلحه در زمان جنگ اشاره کرد.[2] امروزه نیز که بحث درباره احتمال درگیری ایران و اسراییل شدت یافته‌است، با توجه به بعد مسافت دو کشور متخاصم، وجود نیرو یا نیروهایی وفادار به ایران در نزدیکی مرزهای اسراییل، امتیاز مناسبی برای ایران محسوب می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در شرایط کنونی اما، گروه حماس که برای سال‌ها از سوی ایران کمک‌های فراوانی دریافت کرد، با یک چرخش آشکار خود را از منازعه احتمالی میان ایران و اسراییل کنار می‌کشد، سوریه تنها متحد استراتژیک ایران در جهان عرب درگیر مشکلات شدید داخلی است و در این میان، نقش حزب‌اله لبنان برجسته‌تر از همیشه به چشم می‌خورد.

نگاهی به گروه حزب‌اله لبنان و رابطه‌اش با ایران، موضوع برنامه امروز «کوچه سیاست» است.

پیوند تاریخی روحانیت شیعه با جنوب لبنان

رژیم برآمده از انقلاب ایران، برای نخستین بار در تاریخ، روحانیت شیعه را به صدر قدرت رساند. گرچه از زمان صفوی، نهاد روحانیت در مناسبات قدرت ایران جای محکمی یافت، اما هرگز شخص سلطان از روحانیون نبود. صفویان با این‌که شاه را «مرشد کامل» می‌خواندند، اما هم‌واره در مسایل فقهی از یک فقیه روحانی کمک می‌گرفتند.

هنگام سربرافراشتن شاه اسماعیل (اواخر قرن نهم هجری خورشیدی)، از کتب فقه یا حدیث شیعه که تا آن زمان و به زبان عربی تالیف شده بود[3] هیچ‌کدام در دست‌رس و مورد استفاده خاندان تازه به قدرت رسیده صفوی نبود و در صورت وجود نیز، حضور افرادی آشنا به فقه و زبان عربی لازم بود تا ایدئولوژی نخستین حکومت فراگیر شیعه صفوی[4] را به فراخور شرایط زمانی و مکانی آن مدون نموده، بدان مشروعیت بخشند.

از این‌رو، شاه اسماعیل صفوی و جانشین وی، شاه تهماسب، به ناچار از جنوب لبنان (منطقه جبل عامل) که در آن زمان و از دیرباز محل سکونت شیعیان بود، علما و فقهای این مذهب را به ایران دعوت کردند و این‌گونه شد که روحانیون برای نخستین‌ بار قدر دیده و بر صدر نشستند.

از آن پس، هم‌واره پیوندی عقیدتی میان روحانیت شیعه ایران و عراق با جنوب لبنان برقرار بود تا این‌که در دوران معاصر، روحانیون ایرانی با مشاهده وضعیت نابه‌سامان شیعیان لبنان به حمایت از آن‌ها برخاسته، «سیدموسی صدر» را که ریشه در یک خانواده روحانی قدیمی ایرانی- لبنانی داشت، در دهه سی خورشیدی به لبنان فرستادند. او که به نام «امام موسی صدر» شناخته می‌شود، توانست با تلاش‌های فراوان به بهبود شرایط شیعیان کمک کند و به اعتبار بالایی در میان جامعه لبنان دست یابد. سید موسی صدر در کنار فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی خود، با کمک یک ایرانی دیگر به نام «دکتر مصطفی چمران»، «جنبش امل» را پایه‌گذاری کرد که تا قبل از انقلاب ایران تنها گروه نظامی شیعه لبنان محسوب می‌شد.

انقلاب ایران، انشعاب امل و تولد حزب‌اله

انقلاب سال 1357 که منجر به روی کار آمدن نظام جمهوری‌اسلامی و در راس آن، حضور یک روحانی با عنوان ولی‌فقیه شد، به‌صورت طبیعی بر سرنوشت شیعیان لبنان هم اثر گذاشت. مفقود شدن امام موسی صدر طی سفری به لیبی در شهریور همان سال و آمدن دکتر چمران به ایران، جنبش امل را دچار دودستگی کرد. گروهی از اعضای امل به رهبری «نبیه بری» از وابستگی کامل به ایران پرهیز می‌کردند و در مقابل، گروهی دیگر مانند «صبحی طفیلی» و «ابوهشام» معتقد بودند که باید در پیوندی تنگاتنگ با ایران بود و تلاش کرد تا الگوی حکومت مذهبی ایران در لبنان نیز پیاده شود.

پس از کشته شدن دکتر چمران در جبهه‌های جنگ با عراق، مقامات ایران به فکر تاسیس گروهی افتادند که از هر نظر تابع رهبری آنان باشد. با این اوصاف به کمک «علی‌اکبر محتشمی‌پور»، سفیر وقت ایران در سوریه[5]، مقدمات تولد یک گروه مسلح شیعه جدید چیده ‌شد که بعدها با نام «حزب‌اله» اعلام موجودیت کرد.

هسته اولیه پایه‌گذاران حزب‌اله را جداشدگان جنبش امل، گروهی از حزب «الدعوه» و تعدادی نیز از جنبش‌های جهاد اسلامی و فتح در سال 1982 تشکیل دادند. حزب‌اله که با کمک سپاه‌پاسداران رفته‌رفته منسجم‌تر و قدرت‌مندتر می‌شد، سه سال بعد رسمن اعلام موجودیت کرد و مسوولیت برخی از عملیات‌های سابق خود، از جمله حمله انتحاری معروف «احمد قیصر» به مقر فرمانداری‌نظامی اسراییل در شهر «صور» را که نخستین حمله انتحاری از نوع خود بود به عهده گرفت.[6]

تولد حزب‌اله اگرچه با ایجاد انشقاق در جنبش امل، شیعیان لبنان را به دو دسته تقسیم کرد، اما برای جمهوری‌اسلامی، فرزندی زاییده شد که تا به امروز نزدیک‌ترین بازوی سیاسی-نظامی حکومت ایران در جوار مرزهای اسراییل بوده‌است.

حزب‌اله و حمایت ایران

شورای رهبری حزب‌اله برای نخستین‌بار در تهران برپا شد و طراحی تشکیلاتی این گروه، مانند تعیین پست‌های دبیرکلی، جانشین وی، تشکیل شوراهای اجرایی احزاب، دفتر سیاسی، شورای جهادی و غیره در همین جلسه انجام شد.[7] نخستین دبیرکل حزب‌اله، «شیخ صبحی طفیلی» در سال 1991 کناره‌گیری کرد[8] و جانشین وی، «سیدعباس موسوی» چندماه بعد از تصدی این سمت، هدف عملیات ترور هدف‌مند اسراییل قرار گرفت و کشته‌شد. از سال 1992 تا کنون «سیدحسن نصراله» مقام دبیرکلی را برعهده دارد.[9] وی اخیرن و پس از سال‌ها انکار، دریافت اسلحه و کمک مالی از ایران را تایید کرد.[10]

حزب‌اله لبنان همان‌گونه که انتظار می‌رفت، منشا خدمات بسیاری برای جمهوری‌اسلامی شد. از گروگان‌گیری شهروندان غربی و آزادسازی آنان به اشاره ایران جهت چانه‌زنی با مقامات غرب گرفته تا شرکت در عملیات ترور چهره‌های اپوزیسیون ایرانی در اروپا و اقداماتی از این دست، همه و همه نشان‌گر قدرت بالای اجرایی این گروه و در نتیجه، اهمیت ویژه آن برای حکومت ایران است.

کمک مالی آشکار جمهوری‌اسلامی به حزب‌اله پس از درگیری با اسراییل در جنگ 33 روزه و بازسازی مناطق ویران‌شده جنوب لبنان، در حالی‌که تعداد بسیاری از ایرانیان زلزله‌زده‌ی شهر بم هنوز در چادر زندگی می‌کردند، موجب شگفتی و خشم بسیاری از شهروندان ایرانی شد. در لبنان نیز شایعه سفر اخیر «سردار قاسم سلیمانی» به بیروت برای هماهنگی با حزب‌اله درجهت واکنش به حمله احتمالی اسراییل، عکس‌العمل گروه‌های مخالف حزب‌اله از جمله ایتلاف 14 مارس در لبنان را در پی‌داشت.[11] مخالفین حزب‌اله در لبنان، هم‌واره این گروه را متهم کرده‌اند که به جای حفظ منافع لبنان، در تلاش برای اعمال مقاصد ایران در این کشور است.

حزب‌اله لبنان، هم‌صدا با ایران از حکومت «بشار اسد» در جریان نا آرامی‌های سوریه حمایت می‌کند. ماه گذشته میلادی نیز شبکه العربیه گزارش داد که نیروهای حزب‌اله برای حمایت از یک پای‌گاه نظامی ایرانی، وارد خاک سوریه شده‌اند.[12]

سرنوشت مشترک حزب‌اله و جمهوری‌اسلامی

ارتباط تنگاتنگ حکومت ایران با حزب‌اله لبنان، به‌نوعی است که تضعیف هریک از طرفین، دیگری را با خطر تزلزل موجودیت روبه‌رو می‌کند. از این رو به‌نظر می‌رسد حزب‌اله هرگز مانند حماس تغییر موضع ندهد و تا انتها در کنار جمهوری‌اسلامی بماند. سرنوشت حکومت اسد نیز برای اتحاد ایران-حزب‌اله مهم است زیرا سوریه مهم‌ترین پل ارتباطی میان این دو، و متحد مشترک آنان محسوب می‌شود. تحلیل‌گران بر این باورند که در صورت وقوع درگیری میان ایران و اسراییل، بزرگ‌ترین خطر برای اسراییلی‌ها، هزاران موشکی است که نیروهای حزب‌اله در اختیار دارند و همین امر، باعث می‌شود که لبنان نیز در خطر حمله هم‌زمان قرار گیرد.

پیوند ایدئولوژیک و رابطه پدر-فرزندی حکومت ایران با حزب‌اله لبنان، ملاحظات ملی را تحت‌الشعاع قرار داده‌است. تاریخ نشان داده‌است که حکومت‌ها، مشروعیت خود را از مردم سرزمین خویش می‌گیرند و اگر غیر از این باشد، هیچ نیروی بیرونی دیگری نمی‌تواند ضامن بقای آن‌ها باشد، کما این‌که در جنگ ایران و عراق، این مردم ایران بودند که از تمامیت ارضی کشور دفاع کردند و هیچ نیرویی از خارج به کمک آن‌ها نشتافت.

هر که نامُخت از گذشت روزگار                 هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

 —————————–

پانوشت ها:

  1. انیس نقاش که هم‌اکنون در تهران زندگی می‌کند، در مصاحبه‌ای داستان معاوضه‌اش را با گروگان‌های فرانسوی به این صورت شرح می‌دهد: «گرفتن گروگان‌های فرانسوی فقط به‌خاطر من نبود به خاطر خیلی از مسایل دیگر هم بود. البته خودم در زندان مذاکره کردم! مثلن یک میلیارد دلار از اموال ایران را که گرفته‌اند پس بدهند. یا دو نفر از معارضین و مخالفین صدام را که فرستاده‌اند عراق، باید به فرانسه برگردانند… مجاهدین خلق هم باید فرانسه را ترک کنند. همه این مذاکرات در سلول زندان انجام شد!» منبع: اینجا
  2. در گزارش «ایران و اسراییل، از هم‌کاری تا دشمنی» در رادیو کوچه به این معاملات پنهان اشاره شده‌است.
  3. تا زمان صفوی، تالیفاتی از فقهای شیعه وجود داشت اما نه‌چندان در دست‌رس بود و نه نیاز صفویان را به فتاوای جدید برطرف می‌ساخت. کما این‌که میان فتاوا و احادیث کتب مذکور با آرای فقهای دوران صفوی تفاوت‌های بسیاری مشاهده می‌شود که جای بحثی جداگانه دارد. از مهم‌ترین کتب شیعی قبل از صفویه به ترتیب تقدم زمانی می‌توان به این‌ها اشاره کرد: اصول کافی (کلینی)، من لا یحضره‌الفقیه (ابن بابویه ملقب به شیخ صدوق)، المقنعه (شیخ مفید) و دو کتاب تهذیب و استبصار (شیخ ابوجعفر طوسی).
  4. قبل از صفویه در زمان‌هایی چون حکومت آل‌بویه و دوران زمام‌داری سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) و چند حکومت دیگر نیز حاکمان شیعه بر نقاطی از ایران فرمان راندند ولی نه قلمرو فرمانروایی ایشان به مانند صفویه گسترده بود و نه بر مردم فشاری برای تغییر مذهب اعمال می‌شد.
  5. اینجا
  6. اینجا
  7. منبع قبلی
  8. شیخ صبحی طفیلی به دلیل این‌که کاملن گوش به‌فرمان ایران در مسئله آزادی گروگان‌ها نبود، تعویض و رفته‌رفته از تمام مسوولیت‌های اجرایی کنار گذاشته‌شد. منبع: اینجا
  9. تا پیش از تصدی دبیرکلی توسط سیدحسن نصراله، طبق اساس‌نامه حزب‌اله، یک دبیرکل تنها می‌توانست دو دوره در این مقام بماند اما این قانون حذف شد تا دبیرکلی وی بدون محدودیت زمانی ادامه یابد.
  10. منبع: سایت فارسی صدای امریکا در این لینک
  11. این آدرس
  12. العربیه فارسی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,