Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
هفت‌سنگ

«آخر تیله‌بازی»

2012 March 11

 رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

در شرایطی که جامعه‌ی ایرانی در مقابل تفکر، اندیشه و فلسفه‌ی مدرن تا سر‌حد مرگ مقاومت می‌کند و مدرنیته را لاابالی‌گری و بی‌اخلاقی و چه و چه معرفی می‌کند، در مقابل، در برابر جلوه‌های مادی و حتا معنوی مدرنیسم، خیلی خیلی زود خودش را می‌بازد و گود بازی را دست از پا درازتر، ترک می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نمونه‌اش همین بازی‌های محلی که در مقابل گسترش بازی‌های رایانه‌ای و تصویری و پیشرفت‌های بشری در این زمینه، دیگر چیزی از آن‌ها باقی نمانده‌است. در حالی‌که این میراث معنوی می‌توانست ما را در مقابل از خود‌‌باختگی فرهنگی محافظت کند.

رفتن به سراغ بازی‌های محلی–‌حتا در برخی شهرها و شهرستان‌های کوچک ایران‌– «اُفت شخصیت» دارد و تازگی‌ها کم‌تر کسی طرف‌ این بازی‌ها می‌رود و همه باید با «پلی‌استیشن»(PlayStation)  و «ایکس باکس» (Xbox) و مانند این‌ها بازی کنند. حالا اگر همین بازی‌های محلی در فرنگستان رایج شوند و بشوند نشانه‌ی پیش‌رفت، آن‌وقت مردم ما، حتا آن‌ها که در کلان‌شهرها زندگی می‌کنند هم به آن‌ها روی می‌آورند، چون همان بازی‌ها می‌شوند شاخصه‌ی باکلاسی.

با این تفاسیر، دیگر خودتان می‌دانید که آیا تیله‌بازی با‌کلاسی است یا بی‌کلاسی و آیا شما هم دل‌تان می‌خواهد بازی کنید یا نه.

تیله‌بازی همان‌طور که قبلن گفته‌ایم و از نامش هم پیدا‌ست، با گوی‌هایی انجام می‌شود که به آن‌ها تیله می‌گویند. در زمان ما این گوی‌ها شیشه‌ای هستند و در درون آن‌ها پره‌هایی وجود دارد که گاه تعداد آن‌ها جزو امتیازها و برتری‌های تیله به شمار می‌آید و مثلن تیله‌ی پنج یا شش پر، جذابیت و کشش خاصی دارد. هم‌چنین اندازه‌ی تیله نیز مهم است.

مستحضر هستید که هر بازی، قاعده و قانون خاص خود را دارد و تیله‌بازی هم برای خودش قوانین و مقرراتی دارد.

در این بازی، گودال‌هایی روی زمین خاکی کنده می‌شود که به آن‌ها گود یا گولو (گود کوچک) می‌گویند. در این بازی، هدف، انداختن تیله‌ها در گود است. یک شیوه‌ی این بازی چنین است:

روی زمین چند گود (دو یا سه یا بیش‌تر) به فاصله‌ی پنج-‌‌شش گام از هم می‌کنند و دو یا چند بازیکن، از فاصله‌ای تیله‌های خود را روی زمین بازی می‌اندازند. تیله را باید طوری انداخت که در جای مناسب و نزدیک به حفره‌های بیش‌تری باشد، یعنی به اصطلاح در جای استراتژیک بیفتد. هدف هر کس انداختن تیله‌ی خود درون گودهاست و اگر کسی گودهای بیش‌تری را بگیرد (یعنی یک بار تیله‌اش را درون آن گود برساند)، برنده‌ی آن دور بازی می‌شود. اگر کسی گودی را بگیرد، دیگر بازیکن دوم نمی‌تواند آن را بگیرد و امتیاز آن را از دست می‌دهد. پس از گرفتن هر گود باید از آن بیرون آمد و به سوی گودهای دیگر نشانه رفت. اگر هم تعداد گودهای هر بازیکن با دیگری برابر باشد، نتیجه‌ی آن دور برابر است. وقتی همه‌ی گودها گرفته شدند، دور بعدی آغاز می‌شود.

در تیله‌بازی، انگشت مهم‌ترین عضو بازی است. برای راندن تیله و رساندن آن به گود، یک انگشت (معمولن انگشت اشاره یا میانی) را پشت آن می‌گذارند و انگشت اشاره یا میانی دست دیگر را روی این انگشت می‌گذارند. بعد با رها کردن انگشت زیرین، به تیله ضربه می‌زنند تا به سوی گود برود.

یادتان باشد که می‌توانید هنگام بازی، تیله‌ی بازیکن دیگر را هم با تیله‌ی خودتان بزنید که این زدن هم جزو امتیازها می‌شود و بخش مهم و هیجان‌انگیز بازی است.

اگر شمار بازیکن‌ها بیش از دو نفر باشد، باید برای پرتاب اولین تیله، نوبت گرفت. معمولن نوبت گرفتن به این صورت اعلام می‌شود که نفر اول می‌گوید: «پیشم». نفر دوم می‌گوید: «دو پیشم» و نفر سوم می‌گوید: «سه پیشم» و همین‌طور تا آخر. نفر آخر را هم می‌گویند «قاق» که به معنای آخر شدن است.

در بخش‌هایی از جنوب ایران تیله‌بازی در گروه‌های شش ‌نفره و هشت نفره انجام می‌شود. اگر یک روز تعداد نفراتی که به گود می‌آیند به هشت نفر نرسد، با دو تیم سه نفره و با همان هشت گود بازی می‌کنند اما شور و حال بازی هشت نفره چیز دیگری است. قاعده‌ی بازی در جنوب این است که افراد به نوبت تیله‌های خود را به سمت حفره‌ها می‌اندازند و کسی که تیله‌ی اول را می‌اندازد، حفره‌ی اولی مال او می‌شود و هر کس که آخر می‌اندازد، گود آخری مال اوست و باید تیله‌ی خود را به آن برساند.

اگر بازیکنی موفق شود حفره‌ی یکی دیگر از بازیکنان را بگیرد، از او یک امتیاز می‌گیرد. در ضمن تیله‌بازی را باید روی زمین خاکی و شن‌زار انجام داد. تیله‌بازهای واقعی هیچ‌وقت روی آسفالت گرم و داغ ‌بازی نمی‌کنند چرا که تیله باید در میان پستی و بلندی‌های زمین خاکی گیر کند.

در آخرین روایت از تیله‌بازی سری هم به «فرهنگ دهخدا» بزنیم و ببینیم که «تیله» از کجا آمده است. در فرهنگ دهخدا می‌خوانیم:

تَشیره، گلوله‌ای را گویند که از سنگ‌های الوان و سخت سازند و بدان بازی کنند. و آن را تیره با یای مجهول نیز گویند.

گویا این شکل اصلی واژه بوده‌است. شاید صدای «ش» در تشیره افتاده و به تیره تبدیل شده و روشن است که بین «تیره» و «تیله»، تبدیل صدای «ر» به «ل» صورت گرفته است که در زبان پارسی، نمونه فراوان دارد.

داستان ما از تیله و تیله‌بازی به سر رسید و امیدواریم که «کلاغه» هم به خانه‌اش برسد. از هفت‌سنگ بعدی به بازی‌های دیگری خواهیم پرداخت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,