Saturday, 18 July 2015
30 September 2020
رازهای زنانه- قسمت هجدهم

«مادر شدن یا نشدن، مسئله این است»

2012 March 12

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

این روزها دیدن پدرانی که کالسکه‌ی بچه را هل می‌دهند یا پوشکش را عوض می‌کنند و به او لباس می‌پوشانند، دیگر تصویر چندان غریبه‌ای نیست. برای پررنگ‌تر کردن نقش پدر، حالا این امکان در خیلی از فضاهای مدرن به وجود آمده که مردان در لحظه‌ی زایمان هم کنار همسران‌شان باشند و در تجربه‌ی او شریک شوند. اما این خاطره هنوز آن‌قدرها دور نیست که بعضی‌ها حتا بغل کردن و توجه پدر را به نوزاد منافی شان و جای‌گاه مردانه‌اش بدانند و تمام مسوولیت بچه‌داری را وظیفه‌ی زن به حساب بیاورند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دست‌کم خود من، در شهر تهران هم نمونه‌هایی از این خانواده‌ها سراغ دارم. اما موضوع مادر شدن یا نشدن، از آن دسته رازهای زنانه‌ای است که ذهن خیلی از زن‌ها را به خود مشغول می‌کند و آن‌ها را با سوال‌های بزرگ مواجه می‌کند. من یکی از زن‌هایی بودم که در تمام دوران بارداری و پیش از آن، با خودم فکر می‌کردم که آیا بچه همه‌ی انرژی و توان مرا نخواهد گرفت و آیا مجبور نخواهم شد از بسیاری خواسته‌ها و آرزوهای خودم بگذرم، آن هم به این دلیل که مسوولیت بچه، ممکن است تنها بر گردن خودم بیفتد و قانون‌های نابرابر و اجتماع تبعیض ساز امکان مشارکت‌های اجتماعی و شغلی را از من بگیرد.

 مکتب‌های فمنیستی درباره‌ی مادر شدن یا تولید مثل زنان نظرهای تقریبن مشابهی دارند، بیش‌تر مکتب‌های فمنیستی از حق زن برای انتخاب نقش مادری یا نپذیرفتن آن دفاع می‌کنند و دنبال گسترش حمایت‌های قانونی و اجتماعی از مادران شاغل هستند تا به هر شکل جلوی کنار گذاشته شدن زنان را از عرصه‌های اجتماعی بگیرند. با این حال، هم‌چنان انتظار جامعه از زن‌ها، در مورد بچه‌داری و برآوردن نیازهای خانواده بیش‌تر از مردان است و  به همین دلیل، حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و شاغل بودن‌شان معمولن باعث می‌شود زن آن‌طور که جامعه انتظار دارد به خانواده و بچه‌ها نرسد و با بازگشت به خانه، آن‌ها استقلال اقتصادی و اجتماعی‌شان را از دست بدهند. از آن‌جایی که ساخت مشاغل بر اساس الگوی چرخه‌ی زندگی مردان و مدل مردانه و نه زنانه است، زنان باسواد، بعد از این‌که چند سالی به بچه‌داری و شوهرداری کردند، وقتی دوباره وارد بازار کار می‌شوند، دیگر چندان جوان نیستند و از نظر حرفه‌ای پیر و سال‌مند محسوب می‌شوند. در آن زمان، مردان هم‌سال و هم‌کارشان، از نظر شغلی به پیش‌رفت‌هایی رسیده‌اند که زن‌ها دیگر نمی‌توانند با زمان از دست رفته و در فرصت باقی‌مانده به آن‌ها برسند. جا دادن زن در محیط خصوصی خانه و خانواده، هم‌راه با تاکید بر وظیفه‌ی همسری و مادری باعث می‌شود قدرت، در دست مردان باشد که در محیط عمومی بیش‌تر حضور دارند.

این نگاه که وظیفه‌ی زن مادری است و تربیت فرزند، اصلی‌ترین و مهم‌ترین وظیفه‌ی اوست، به شکل یک باور فرهنگی در جامعه‌ی ما که از گذشته با الگوهای پدرسالاری هم‌راه بوده، شکل گرفته است

از طرفی، تغییرات زیاد و آشکار نقش زنان در جامعه، باعث حضور پررنگ‌تر و گسترده‌تر زنان در محیط‌های علمی و اجتماعی شده و جای‌گاه زن، از حضور صرف در خانواده به عنوان مادر، همسر و دختر، به نقش‌های اجتماعی مثل دانش‌جو، فعال‌اجتماعی، دکتر، مهندس و…. تغییر کرده است. هرچند دیدگاه‌های مردسالارانه با وجود همه‌ی تلاش‌های فمنیست‌ها هم‌چنان باقی مانده، اما حتا در ایران هم جای‌گاه و نقش مردان در جامعه تغییر کرده و روی‌کرد به بچه‌دار شدن و پدر و مادری و مسوولیت این نقش‌های جدید، در بین زنان و مردان امروز جامعه ایران عوض شده است.

این نگاه که وظیفه‌ی زن مادری است و تربیت فرزند، اصلی‌ترین و مهم‌ترین وظیفه‌ی اوست، به شکل یک باور فرهنگی در جامعه‌ی ما که از گذشته با الگوهای پدرسالاری هم‌راه بوده، شکل گرفته است. اعتقادات دینی هم با پررنگ کردن نقش مادر و تاکید بر جای‌گاهش در تربیت فرزند این موضوع را برجسته‌تر کرده‌اند.

 اما حقیقت این است که امروز زنان زیادی به این نوع بنیان‌های دینی و باورهای سنتی و عقاید فرهنگی-اجتماعی پابند نیستند. سال‌ها تلاش فمنیست‌ها در دوره‌های مختلف، باعث شده نگاه زنان نسبت به ارزش‌ها و توانایی‌هایشان عوض شود که با باور بخش‌های سنتی جامعه سازگار نیست. با تغییر نقش زن از خانواده به جامعه، خیلی از زنان دیگر به مادر شدن و فرزندآوری به عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین نقش و وظیفه‌ی خود نگاه نمی‌کنند. دغدغه‌های زن امروز دیگر تنها مسوولیت در مقابل همسر و فرزندان نیست و خیلی از زن‌ها این بار سنگین را به تنهایی نمی‌پذیرند.

زن می‌داند که مادر شدن او هم‌راه است با پذیرش یک مسوولیت سنگین و بزرگ، که او را از بسیاری نقش‌ها و کارکردهای اجتماعی‌اش باز می‌دارد. این حسی است که مردان وجود ندارد، چون تمام مسوولیت‌های دوران بارداری و شیردهی تا بزرگ شدن کودک برعهده‌ی مادر است و از پدر انتظار نمی‌رود نقش پررنگی در این زمینه‌ها داشته باشد. دوران کودکی بچه، مساوی است با کم‌رنگ شدن نقش مادر در اجتماع و بازگشتش به خانه و خانواده. یک زن حس می‌کند که مادرشدن، با ایجاد تغییرات فیزیکی و پذیرش مسوولیت بچه، مساوی است با از دست دادن شغل، محبوبیت و جدا شدن از جای‌گاهی که سال‌ها برای آن تلاش کرده و زحمت کشیده است. اگر این حقیقت را بگذارید در کنار حقیقت وجود زن‌هایی که خودشان با پذیرش نقش مادری، ترجیح‌شان را بر این قرار می‌دهند که خانه‌نشینی را انتخاب کنند و تمام سابقه‌های شغلی و تحصیلی را کنار بگذارند و خود را به نقش مادری که البته کسی مخالف اهمیتش نیست تقلیل بدهند، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود و این راز زنانه بیش‌تر نمود پیدا می‌کند که برای کنار رفتن الگوهای مردسالار، هنوز باید بر ذهن زنان و مردان زیادی اثر گذاشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,