شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
02 September 2016
پس از تیراندازی یک سرباز آمریکایی در قندهار

«هزینه بیماری روحی یک سرباز، شانزده انسان»

۱۳۹۰ اسفند ۲۴

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

در حالی که ارتش آمریکا در سراسر افغانستان به حالت آماده باش در آمده است، روز دوشنبه آقای اوباما رییس جمهوری ایالات متحده گفت که نیروهای خارجی به سمت درهای خروجی هجوم نخواهند برد. اما مجلس افغانستان روز دوشنبه درخواست کرد که عامل تیراندازی در قندهار که یک نیروی سی و هشت ساله ارتش آمریکا است باید در یک دادگاه افغان به صورت علنی محاکمه شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در روز دهم مارس (شنبه) یک سرباز آمریکا با سلاح خود در بیرون از پای‌گاه نظامی خود واقع در قندهار گروهی از غیر نظامیان را به گلوله بست که تاکنون شانزده نفر از جمله نه کودک کشته شدند. هم‌چنین پنج نفر در بیمارستان به سر می‌برند که حال آن‌ها وخیم اعلام شده است.

پیش‌تر نیز در پای‌گاه نظامی «بگرام» چند قرآن مربوط به زندانیان این پای‌گاه توسط سربازان سوزانده شده بود که موجب خشم گروهی از مردم افغان و کشته شدن تعدادی در اعتراض‌ها شد.

اینک ارتش آمریکا نگران عملیات‌های تلافی‌جویانه است. حامد کرزای با ذکر این‌که این کشتار عمدی غیر‌نظامیان بی‌گناه است، گفته که «آن‌ها فراموش نخواهند شد». او هم‌چنین هیتی را برای بررسی این رخ‌داد راهی قندهار کرده است.

پیش‌تر نیز در پای‌گاه نظامی «بگرام» چند قرآن مربوط به زندانیان این پای‌گاه توسط سربازان سوزانده شده بود که موجب خشم گروهی از مردم افغان و کشته شدن تعدادی در اعتراض‌ها شد.

روز نهم ماه مارس طی امضای یک پروتکل زندان بگرام که در اختیار نیروهای آمریکایی بود در چند بخش تحویل دولت افغانستان شد. در این زندان نزدیک به سه هزار شورشی حبس هستند.

برای بررسی این موضوع گفت‌و‌گویی داشتم با «مهتاب فرید». او شانزده ماه مشاور وزارت امورخارجه آمریکا در بخش دیپلماسی عمومی در افغانستان و هم‌چنین اینک مشاور ارتش ایالات متحده در بخش رسانه است. از او خواستم بگوید سربازان آمریکایی در چه شرایطی قرار می‌گیرند که دست به رفتارهای غیر معمول می‌زنند.

با توجه به تجربه شما در مورد افغانستان، می‌خواهم نظر شما را در مورد اتفاق رخ داده در افغانستان بدانم که شانزده نفر تاکنون به دست یک سرباز آمریکایی کشته شدند. چرا چنین حرکتی ممکن است توسط یک سزباز اتفاق بیافتد؟

 اتفاق 11 مارس تراژدی بزرگ است و همان‌طور که رییس جمهوری آمریکا و ژنرال الن هم گفتند، این کار یک نفر نشان دهنده شخصیت برجسته نظامیان نیست. طبق تجربه‌ای که داشتم و شانزده ماه با آن‌ها زندگی و کار کردم دیدم که چقدر این سربازان آمریکایی به خصوص به بچه‌های افغان عشق می‌ورزند. خود من بارها شاهد بودم که با پول‌های خود برای بچه‌های افغان کفش سفارش می‌دادند یا به خانواده‌های‌شان می‌گفتند لوازم مدرسه بفرستند تا در مدرسه‌ها پخش کنند. خیلی تعجب‌آور است که چنین شخصی این کار را مرتکب شده است. هنوز نام او را نگفتند اما طبق اطلاعات رسیده وی شخصی 38 ساله است که دو فرزند دارد و سه بار در عراق و حدودن چهار ماه از دسامبر تا کنون در افغانستان بوده است. هر سرباز آمریکایی که در آن‌جا خدمت می‌کند حدود یک سال نیز دور از خانواده در جاهای مختلف آمریکا آموزش می‌بیند. این شخص در ده سال اخیر حدودن هشت سال از خانواده‌اش دور بوده. من مطمئنم مشکلات عمیق روحی داشته است و همان‌طور که بررسی می‌کنند گفتند در سال 2010 آسیب مغزی نیز در تصادفی در عراق دیده است.

اتفاقاتی که در جنگ می‌افتد و این سربازها می‌بینند خیلی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد اما آن‌چه برای من تعجب‌آور است این‌ست که افراد نظامی و غیر‌نظامی حاضر در پای‌گاه نظامی آمریکا به هیچ وجه اجازه ندارند پای‌گاه را ترک کنند اما او چطور توانسته پای‌گاه نظامی را ترک کند؟ همه افراد طبق شماره هم‌دیگر را چک می‌کنند اما عجیب است در چند ساعتی که در صبح روز دوشنبه او نبوده کسی نمی‌دانسته. در عملیاتی وقتی افغان‌ها زخمی می‌شوند او را به بیمارستان‌های محلی نیروهای ائتلاف می‌آورند و آن روز وقتی افراد زخمی شده را در آن بیمارستان آوردند تازه متوجه شدند این سرباز نبوده است. من تعجب می‌کنم او چطور اجازه داشته از پای‌گاه خارج شود.

آقای اوباما گفته بود برخلاف تصور به وجود آمده نیروهای‌مان را با شتاب از افغانستان خارج نمی‌کنیم. فکر می‌کنید این اتفاقات می‌تواند نگرانی برای ارتش آمریکا یا نیروهای خارجی در کشوری مانند افغانستان یا عراق باشد؟

حتمن نگرانی دارد چون مردم احساسات دارند و این تاثیر‌گذار است. بعضی از نیروهای نظامی که شبکه‌های رسانه‌ای با آن‌ها مصاحبه داشتند ابراز نگرانی می‌کردند که کار خلاف یک نفر باعث می‌شود در نتیجه کار بقیه که کار خود را هم درست انجام می‌دهند تاثیر گذارد.

نود هزار سرباز آمریکایی وجود دارند که در بین‌شان خوب و بد هستند و آسیب‌های روحی در این چند سال جنگ بر آن‌ها وارد می‌شود. کم‌تر از یک ماه پیش هم دو نفر از مقامات بلند‌پایه آمریکا را در وزارت امور داخله افغانستان در بین پیشانی‌شان شلیک کرده بودند و این نشان می‌دهد بین مردم افغانستان و دولت و نیروهای ائتلاف اعتماد وجود ندارد و عدم اطمینان باعث می‌شود جان خیلی‌ها در خطر باشد و این نگران کننده است. اما استراتژی رییس جمهوری است که تا 2014 آن‌جا باشند تا افغانستان را انتقال دهد برای این‌که از نظر امنیتی بتوانند تکلیف خود را روشن کنند. امیدوارم این اتفاق بیافتد تا آن‌ها خودشان بتوانند افغانستان را اداره کنند.

بعضی معتقدند سربازان غربی نگاه مثبتی به مردم کشورهای خاور میانه ندارند و برخی معتقدند ممکن است از این اتفاقات در طول چند سال گذشته بتوان پیدا کرد و راجع به بعضی از آن‌ها صحبت کرد، مانند مسئله قرآن‌سوزی در بگرام که باعث شد درگیری خونی پیش آید.

طبق تجربه‌ای که داشتید، نگاه سربازان آمریکایی و غربی نسبت به مردم در این کشورها چیست؟

 من به چشم خود دیدم و عکس‌ها و فیلم‌هایی از آن نیز دارم که آن‌ها خدمت می‌کردند و مردم افغان را دوست داشتند. هر‌گاه مسئله زنان و بچه‌های افغان به میان می‌آید همیشه احساس عاطفی با این بچه‌ها دارند و سعی می‌کنند به آن‌ها کمک کنند. هم‌چنین دیدم که دکترها و نرس‌های سرباز در بیمارستان پای‌گاه چطور به بچه‌ها کمک می‌کنند. برای من جالب بود که چطور عاطفه می‌تواند بین دو نفر که نه زبان و نه فرهنگ یک‌دیگر را می‌دانند وجود داشته باشد.

به هر حال این سربازان از خانواده‌های‌شان دور هستند. کسانی که خود را منفجر می‌کنند و عملیات انتحاری انجام می‌دهند در ذهنیت این سربازان تاثیر منفی می‌گذارد. وقتی هم‌رزم شما را جلوی چشم‌تان می‌کشند یا جنازه‌اش را می‌آورید و به خانواده‌اش تحویل می‌دهید، این تاثیر خوبی ندارد.

به قول آمریکایی‌ها (one thousand acts of kindness) هزاران اعمال مهربانی را بین آن‌ها دیدم و هنوز هم از این موضوع تعجب می‌کنم. یکی از هم‌کاران سرباز من در فیس بوک خود نوشته بود که «متاسفم بعد از این همه کارهای خوبی که در افغانستان کردیم، کار خراب یک نفر باعث می‌شود همه ما بد نام شویم.»

نکته‌ای را هم در مورد سوزاندن قرآن بگویم. 9 ماه از خدمت من در پای‌گاه نظامی بگرام بود. در آن‌جا یک بازداشت‌گاه نظامی است که شورشی‌ها را نگه می‌دارند. قرآن‌هایی در بین این زندانیان بوده که در آن نقشه‌های کشتن چند نفر  و عملیات‌های خطرناک را می‌نوشتند. وقتی سربازها آن‌ها را می‌بینند، این زندانیان با خود فکر می‌کنند به‌ترین راهی که می‌توانند این اطلاعات را از بین ببرند که بیرون نرود این است که قرآن را بسوزانند. آن‌ها به جای این‌که با روسای خود این موضوع را در میان بگذارند تا راهی شرعی، فرهنگی و اسلامی بیابند این تصمیم عجولانه را می‌گیرند که باعث گرفتاری سربازان دیگر می‌شود و دو سرباز هم توسط افغان‌ها کشته شدند.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,