Saturday, 18 July 2015
01 October 2020
دایره‌ی شکسته

«رواق منظر چشم من آشیانه‌ی توست»

2012 March 14

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

شاید بیش از آن‌که آدمی به رفتارهای والایش قدر یابد، با واکنش‌هایش خود را برمی‌سازد. آن‌گاه که یک فرد از میان تمامی مردم، به جای‌گاه یک قهرمان می‌رسد، خود را از بدنه‌ی اجتماعی به جایی منتقل می‌کند که بیش‌تر در معرض دید قرار گیرد، ولی اهمیت هر فرد آن‌گاه مشخص می‌شود که جای‌گاه و حوزه‌ی زیست جدید خود را مدیریت کند و از پس آن برآید. آن زمان که فرد بتواند با موجودیت خود و با منش و اندیشه‌ی شخصی‌اش در قبال پیرامون خود، جای‌گاه اهدایی را تثبیت کند و در جهت ادامه‌ی راه خویش بکوشد، می‌توان گفت که قبای دوخته ‌شده، بر تن او اندازه آمده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ملت ما در دو سال اخیر، بیش از سی و اندی سال گذشته و بیش از قرن‌های پیشین خود رنج کشیده است، شاید از آن‌جهت که آن رنج را بیش‌تر دیده است و آن زخم را عمیق‌تر و در بستری عمومی‌تر و گسترده‌تر درک کرده است. شاید از آن ‌جهت که کسانی بوده‌اند که نه رنج را در پستوی خانه پنهان کرده‌اند و نه آه و فغان را چاره‌ی کار دانسته‌اند. مهم‌تر از همه‌ی آن‌ها، در این دو سال، قهرمان‌هایی را از میان همین مردم دیده‌ایم که با وجود زخم‌های عمیق خود از درد عمومی غافل نشده‌اند، آن‌ها کسانی بودند که نه صرفن برای خود بلکه به جای دیگرانی هم که صدای‌شان به جایی نمی‌رسید فریاد کشیده‌اند و تظلم خواسته‌اند.

حماسه‌ی شیرزنان ایران از یاد نمی‌رود، حماسه‌ای که بدنه‌ی رفتار اعتراضی عمومی را تحت‌تاثیر قرار داد و تا آن زمان که مردم از این منش گرته‌برداری می‌کردند، جنبش آن‌ها نیز با آهنگی منسجم‌تر به پیش می‌رفت. از میان زنان قهرمان این دوران، می‌توان به انسانی در قامت «پروین فهیمی» اشاره کرد که صدای تمامی مادران داغ‌دیده شد. شاید اغلب ما آن صدای شکسته و ویران را از میان امواج رادیویی شنیدیم که با متانت و شکسته نه فقط از فرزندش حرف می‌زد بلکه از تمام فرزندانی سخن می‌گفت که فرزند او هستند و به‌جای تمامی مادرانی حرف می‌زد که صدای آن‌هاست. پس از کشتارهای خرداد 1388 حکومت جمهوری اسلامی به‌منظور فریب مردم، با ترساندن خانواده‌ها، از تکثیر خبر کشتارهای گسترده جلوگیری کرد، ولی کسانی چون مادر «سهراب اعرابی» با وجود شرایطی که هر کدام از مادران عزادار در حال تجربه‌ی آن بودند، لب به سخن گشود. پروین هم چون مادر کشته‌شدگان دیگر جگرگوشه‌ی خود را دوست داشت و نمی‌توانست ماجرا را درک کند، او هم با جان و دل فرزند را تا به این سن تیمار کرده بود. او هم مادر بود، ولی تصمیم او برای حق‌خواهی استوارتر از آن بود تا از پای بنشیند.

پس از مصاحبه‌ها و صراحت کلام پروین، شجاعت و استقامت او، خانواده‌های دیگر قربانیان را نیز به صحنه بازگرداند. شاید اگر خانواده‌ی «ندا» به‌عنوان نماد خانواده‌های کشته‌شدگان زودتر از این‌ها به میدان آمده بودند، راه برای خانواده‌های سایر کشته‌شدگان گم‌نام‌تر باز می‌شد و شاید اگر خانواده‌ی «ترانه موسوی» و افرادی با سرنوشت ترانه که کم هم نبودند و نیستند، لب به سخن می‌گشودند، پی‌گیری این جنایت‌ها آسان‌تر می‌شد. شاید از همه‌ی مردمی که کنش‌گر اجتماعی و سیاسی نیستند نباید انتظار داشت واکنش‌های تاثیرگذار و جریان‌سازی از خود نشان دهند، ولی در یک آن ممکن است زندگی بچرخد و شمایل بگرداند. هر فرد با مسوولیت‌ها و واکنش‌هایش نسبت به مسایل است که قدر و منزلت می‌یابد.

با نگاهی به مصاحبه‌ها، موضع‌گیری‌ها و واکنش‌های پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی در این دو سال سخت، با دیدن حضور همیشگی‌اش بی‌اغراق می‌توان او را یکی از قهرمان‌های ملی پس از این روزهای سیاه دانست. او هیچ امکانی بیش از گروه عظیم داغ‌دیدگان نداشت، چون بسیاری از مادران دیگر یک‌شبه هزار سال پیر شده بود آن‌چنان که وقتی صدایش را پس از مرگ سهرابش می‌شنیدی، آن صدای با طراوت و پرانرژی، جایش را به صدایی داده بود که بغض را در گلو می‌شکست، ولی همان صدا در همان روزهای ابتدایی با چنان بزرگ‌منشی و متانتی از سهراب‌ها و فرزندان دیگرش سخن می‌گفت که گویی عزم خود را برای جلوگیری از سهراب‌کشی‌های دیگر جزم کرده بود.

به احترام پروین فهیمی سکوت کنیم و در این سکوت با خود بیاندیشیم که کار ما پس از مرگ سهراب چه بوده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,