Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
تحلیل سیاسی روز

«ایران در آستانه»

2009 December 28

فرزانه روشن/ رادیو کوچه

نیروهای امنیتی ایران دیروز در ظهر عاشورا یکی از خشن‌ترین رفتارهای سرکوب‌گرایانه با معترضان را داشتند و برای متصل‌نشدن جمعیتی که از میدان امام حسین تا آزادی به خیابان آمده‌بود هرچه در توان داشتند اجرا کردند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گارد ضدشورش شیوه‌های تازه‌ای را هم آزمود. ماشین‌های ون پلیس با سرعت به سمت مردم حرکت می‌کردند و معترضان را زیر می‌گرفتند بعد بلافاصله چه مرده و چه زنده، مصدومان و جان‌باختگان را به جایی نامعلوم می‌فرستادند. رادان، جانشین فرماندهی کل نیروی‌انتظامی درباره‌ی آمار کشته‌شدگان گفته‌است که 5نفر از کشته‌شدگان در تصادف رانندگی جان باخته‌اند که همین پرده از جنایت هولناک نیروی انتظامی برداشت.

آن‌چه در روز عاشورا گذشت ایران را در آستانه قرارداده‌است. آستانه‌ی خشونتی که مرز و مدتش معلوم نیست

آن‌چه در روز عاشورا گذشت ایران را در آستانه قرارداده‌است. آستانه‌ی خشونتی که مرز و مدتش معلوم نیست. به‌نظر می‌رسد جمهوری‌اسلامی و رهبر فعلی آن که این روزها بنا بر شنیده‌ها در خیابان پاستور نیست، تصمیم گرفته‌اند خشونت را به‌عنوان آخرین راه‌حل ممکن انتخاب‌کنند.

آن‌چه در روز عاشورا از سوی مخالفان که هر روز شمارشان بیشتر می‌شود روی داد نشانگر آن بود که مخالفان عزم کرده‌اند که دست به مقاومت بزنند؛ وقتی هوداران جنبش سبز در خیابان کالج پس از تیراندازی و کشتار پلیس به نیروهای امنیتی حمله کردند و نیروی انتظامی را خلع سلاح کردند و چندین موتور و خودروی زره‌پوش پلیس را منهدم کردند، این دیگرنامش اعتراض نیست، شورش است. زنگ‌های خطر مدتهاست برای جمهوری‌اسلامی به صدا در آمده‌است اما گویا گوش‌های حاکمیت سنگین‌تر از آن است که بشنود.

به نظر می‌رسد جریان حاکم در برخورد با جنبش سبز چندان به هزینه‌ها و پیامدهای اعمالش فکر نمی‌کند و بیشتر واکنشی عمل می‌کند و این از یک سو باعث ریزش نیروها در درون سیستم می‌شود و از سوی دیگر بر خشونت اعتراضات می‌افزاید.

برخی معتقدند که حاکمیت هنوز از نیروی متمرکز نظامی برای مقابله شدید استفاده نکرده‌است و احتمال دارد به زودی حداکثر نیرویش را به میدان آورد. اما در تحلیلی دیگر این گونه می‌توان شرایط را ارزیابی کرد که اساسن حکومت از به کارگیری نیروی متمرکز نظامی در سطح گسترده وحشت دارد چراکه این توان، شمشیری دولبه است و می‌تواند در صورت تغییر شرایط، علیه خودشان عمل‌کند. به عنوان مثال چنانچه حکومت، سپاه‌پاسداران را باتوجه به شکاف‌های جدی در درونش برای مقابله و سرکوب معترضین فراخواند، این احتمال وجوددارد که مانند تجربه انقلاب 57 سپاه به مردم بپیوندد و علیه حکومت اقدام کند. پس به کارگیری گسترده نیروی‌نظامی خود ریسک محسوب می‌شود و به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران تا کنون هرآن‌چه داشته به صحنه آورده‌است و اگر نیاورده، در آینده هم نمی‌تواند از آن بهره گیرد.

20091228-pol-tahlilsiasi-irandarastaneh

امروز، در سیر حوادث جنبش سبز یک نقطه کانونی بود، به نظر می‌رسد از این پس حکومت با یک حرکت اعتراضی آرام روبه رو نخواهد بود و این بدترین اتفاقی است که می‌تواند برای جنبش سبز که خواست و روشی مسالمت‌آمیز داشت، بیافتد و گویا جمهوری اسلامی و رهبری آن بدین امر راغب‌اند و خود را برای یک جنگ شهری تمام‌عیار آماده کرده‌اند.

اما راه‌کاری دیگر نیز در میان رهبران جنبش سبز زمزمه می‌شود و آن نافرمانی مدنی و اعتصاب است. اعتصابات فارغ از هر نوع خشونتی، به گمان ناظران می‌تواند جمهوری اسلامی را زمین‌گیر کند با این حال فرصت برای اعلام و سازماندهی اعتصاب بسیار کوتاه است و هر لحظه سایه یک خشونت تمام عیار نزدیکتر می‌شود و نمی‌توان گفت کدام سبقت خواهدگرفت: خشونت برهنه یا نافرمانی مدنی؟

موج جدید بازداشت فعالان سیاسی

امروز صبح بسیاری از فعالان سیاسی در تهران بازداشت شدند، «علیرضا بهشتی» فرزند آیت‌اله بهشتی، «مرتضی‌حاجی»، وزیر سابق آموزش و پرورش، «عمادالدین‌باقی» روزنامه‌نگار و فعال حقوق‌بشر، «آیت‌اله موسوی‌تبریزی» و «احسان‌طبرزدی» از جمله دستگیرشدگان هستند، هم‌چنین به دفتر مجله «ایراندخت» حمله شد و روزنامه اعتماد نیز به محاق توقیف رفت، به نظر می‌رسد تا پایان امروز لیست بازداشتی‌ها ادامه داشته‌باشد.

شب گذشته نیز ابراهیم‌یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران در ساعت سه بامداد در منزلش دستگیر شد، وی که هفته گذشته به اتفاق اعضای دفتر سیاسی نهضت آزادی به وزارت اطلاعات احضار شده‌بود از رفتن سرباززد. موضوع احضار لغو مراسم عزاداری روز عاشورا و تلاش برای انحلال نهضت آزادی عنوان شده است . جالب اینکه موضوع انحلال نهضت آزادی در شرایط ملتهب کنونی در لیست اقدامات وزارت اطلاعات قرارگرفته‌است. به‌نظر می‌رسد جمهوری‌اسلامی هنوز این توهم بزرگ را در سر دارد که نیروهای مثل نهضت آزادی بازی‌گردان و پشت تمام جریانات و وقایع این روزها هستند و شاید ابراهیم یزدی به عنوان آلترناتیو موثری برای رهبری جنبش قلمداد می‌شود.

اصطلاح براندازی نرم که چندسالی است برای این جریان به کار می‌رود و بارها به این اتهام اعضا و رهبران نهضت آزادی بازداشت یا مورد بازجویی قرار گرفته‌اند، اما این اصلاح از محتوای قانونی بی‌بهره است و اساسن در قانون تعریف نشده‌است. آیت‌اله خامنه‌ای و برخی از افراد وابسته به ایشان که بقایشان را در قدرت معادل با بقای‌نظام دانسته‌اند و هرنوع رفتار یا اعتراضی علیه شخص خود را به براندازی نظام تعبیر و تفسیر کرده‌اند و با این برچسب سعی در به حاشیه‌راندن مخالفانشان را داشته‌اند.

به نظر می‌رسد نظام جمهوری‌اسلامی به جای مدیریت بحران، آن را تشدید کرده‌است. به جای این‌که سعی شود رهبران اعتراضی را به هر ترتیبی در اعتدال نگه‌دارند آن‌ها را برای مقابله، مقاوم تر می‌کند

به نظر می‌رسد نظام جمهوری‌اسلامی به جای مدیریت بحران، آن را تشدید کرده‌است. به جای این‌که سعی شود رهبران اعتراضی را به هر ترتیبی در اعتدال نگه‌دارند آن‌ها را برای مقابله، مقاوم تر می‌کند، مسلمن میرحسین موسوی یک شخص برانداز نیست، خاتمی یا کروبی هم نمی‌توانند به براندازی متهم شوند، ابراهیم‌یزدی و علیرضا بهشتی و مرتضی حاجی و دیگرانی از این دست که در شکل‌گیری و دوام نظام نقش‌آفرین بوده‌اند در اندیشه براندازی نیستند. اما در فضای که آیت‌اله خامنه‌ای تنها به حفظ خود و قدرتش می‌اندیشد همگان دشمن و برانداز هستند.

آیا این موج برخاسته، به ساحلی آرام خواهد نشست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,