شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
کوچه سیاست

«اندر حکایت دوستی مردم ایران و اسراییل»

۱۳۹۱ فروردین ۰۷

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

فضای مجازی فرصت مناسبی را جهت هم‌دلی و هم‌اندیشی مردم سراسر جهان در اختیار آنان گذاشته‌است تا به ابراز بی‌واسطه‌ی عقاید خود بپردازند. برخی از این ایده‌های نو، گه‌گاه توجه خاصی را به خود جلب کرده و جنب‌وجوشی غیرقابل پیش‌بینی ایجاد می‌کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در تازه‌ترین روی‌داد مربوط به ایران در این فضا، و به‌دنبال ماه‌ها جنگ لفظی میان رهبران ایران و اسراییل، حرکتی موسوم به «اسراییلی‌ها ایرانیان را دوست دارند» که از روز هفدهم مارس 2012 توسط یک شهروند اسراییل به نام «رونی ادری»(Ronny Edry)  شروع شد و صفحه فیس‌بوک آن ظرف مدت یک هفته بالغ بر سی‌هزار عضو پیدا کرد، با استقبال فراوانی روبه‌رو شده‌است.

این جنبش، در کنار موافقانی که از سراسر دنیا به آن پیوسته‌اند، مخالفانی هم دارد که بالطبع آن‌ها نیز برای انتقادهای خود دلایلی دارند. بررسی طرح دوستی ایرانیان و اسراییلی‌ها که از موضوعات داغ این‌روزهای دنیای مجازی است، موضوع برنامه امروز «کوچه سیاست» است.

مردم ایران و اسراییل جنگ نمی‌خواهند‌

سیاست‌مداران ایران و اسراییل بیش از سه دهه است که از یک‌سو به سمت هم شعارهای خشم‌آلود روانه می‌کنند و از سویی سابقه هم‌کاری‌های پنهان فراوانی دارند، کاربه‌دستان در هر دو طرف بر بال‌های بحران سوارند و هر یک به‌نوعی از این بحران برای مصارف داخلی و بازی‌های بین‌المللی خویش استفاده می‌کنند. در این میان شهروندانی که به‌طور متناوب و تحت تاثیر لفاظی‌های رهبران خود، خطر جنگ را نزدیک‌تر از همیشه می‌بینند، از ادامه این بازی جان‌فرسا به تنگ آمده‌اند.

توجهی که «کمپین دوستی میان اسراییلی‌ها و ایرانیان» به خود جلب کرده، هم نشان‌گر نظرات متفاوت توده مردم دو کشور با سیاست‌مداران آن‌هاست و هم بر به ستوه آمدن مردم از تهدیدهای هر روزه دلالت دارد. موافقان این جنبش، اغلب بیان می‌کنند که علارغم دشمنی دولت‌ها با یک‌دیگر، میان مردم اسراییل و ایران مشکلی وجود ندارد و ملت‌ها می‌توانند با یک‌دیگر دوست بوده، روابط نزدیکی هم داشته باشند. غیر از مردم ایران و اسراییل، شهروندان بسیاری از کشورهای دیگر نیز با عضویت در صفحه فیس‌بوک این کمپین و انتشار نظرات خود، از این حرکت حمایت کرده‌اند. مخالفان اما نظری متفاوت دارند…

مخالفان می‌گویند: جای فلسطینیان کجاست؟

در کنار دوست‌داران کمپین یادشده، گروهی از فعالان نیز به فراموشی حقوق مردم فلسطین در میان هیاهوی این جنبش معترض‌اند. این دسته از فعالان سیاسی و کنش‌گران حقوق‌بشر می‌گویند که جنگ، خون‌ریزی و سرکوب در تمام شرایط زمانی و مکانی نکوهیده است و استدلال می‌کنند که معطوف شدن توجه، صرفن به ایران و اسراییل بدون این‌که دهه‌ها جنگ میان اسراییلی‌ها و مردم فلسطین و ادامه اشغال اراضی فلسطینیان نیز در کنار آن محکوم شود، یک حرکت گزینشی است و دفاع از حقوق انسان‌ها و جنبش‌های ضد جنگ باید منطقه آشوب‌زده فلسطین را هم دربربگیرد.

روی‌کرد انتقادی کنش‌گران سیاسی چپ ایرانی در این‌باره برجسته‌تر از سایر منتقدان است و آنان که هم‌واره سیاست‌های اسراییل را محکوم کرده‌اند، به کمپین یادشده نیز چندان به دیده مثبت نگاه نمی‌کنند.

از سوی دیگر، نظرات کاربرانی به چشم می‌خورد که اعتقاد دارند جنگ میان فلسطین و اسراییل به ایرانیان مربوط نیست و این امر نباید دوستی ملت‌های ایران و اسراییل را تحت‌الشعاع قرار دهد. به راستی ریشه چنین عقایدی در کجاست و چرا عده‌ی زیادی از مردم ایران از شعارهای مبتنی بر حمایت از مردم فلسطین روی‌گردان شده‌اند؟

واکنش منفی مردم به هنجارهای حکومتی

حکومت جمهوری‌اسلامی با سال‌ها اعمال سرکوب و رفتار نامناسب با شهروندان خود، باعث شده تا مردم به هر آن‌چه در تبلیغات رسمی و حکومتی گفته‌می‌شود، به دیده‌ی تردید بنگرند حتا اگر سخن حقی در قسمتی از این تبلیغ وجود داشته باشد. شاهد این گفته، بی‌ارزش شدن یا حتا ضد‌ ارزش شدن کلماتی مانند بسیج، شهید، جان‌باز و مانند آن‌هاست. سو ‌استفاده حاکمان از نیروهای بسیج و سپاه در سرکوب مخالفان باعث شده تا برخلاف تمام نقاط دنیا که مردم از قهرمانان دفاع از کشورشان به‌صورت شایسته‌ای تجلیل می‌کنند، در ایران این نگاه کم‌رنگ شود و چه‌بسا معنی معکوس هم بدهد. مصادره واژه «شهید» توسط حکومت و تلاش آن‌ها در جهت این‌که نشان دهند تمامی کشتگان جنگ موید و مدافع سرسخت نظام حاکم بوده‌اند، باعث شده تا این واژه آن‌چنان که بایسته‌است، احترام نسل جوان‌تر را برنیانگیزد.

روی‌کرد مردم ایران به مسئله فلسطین و آن‌چه در آن گوشه از جهان می‌گذرد تحت تاثیر قاعده‌ای مشابه قرار گرفته است. رفتاری که جمهوری‌اسلامی تا به ‌حال با بهانه‌ی دفاع از مردم فلسطین از خود بروز داده و هزینه‌های آن‌را مردم ایران پرداخته‌اند، افکار عمومی را به سوی یک نوع واکنش منفیِ ناخودآگاه سوق داده‌است. کمک‌های مالی هنگفت ایران به گروه‌هایی چون حماس و جهاداسلامی و حزب‌اله (و البته نه به تمام گروه‌های فلسطینی و مردم آن) در شرایطی که اکثر مردم ایران از مشکلات اقتصادی رنج می‌برند، از دید آنان ناخوش‌آیند است. مثال بارز آن، سابقه بازسازی جنوب لبنان و پرداخت پول نقد به آسیب دیدگان جنگ سی‌وسه روزه حزب‌اله و اسراییل است در حالی‌که کمک‌هایی چنین سخاوتمندانه، مردم شهر زلزله زده بم را که در آن زمان، هنوز نیازمند کمک‌رسانی اضطراری بودند شامل نشد. بدبینی روزافزون مردم به حاکمیت، به تمامی شعارهای حاکمان تعمیم یافت و ثمره این بدبینی در شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» که در جریان اعتراضات سال 1388 سرداده‌شد، جلوه کرد.

کمپین دوستی مردم ایران و اسراییل جدای از نفس وجودی و نیت برپاکنندگان‌اش، باعث شد تا سوال مهمی دوباره مطرح شود: «آیا می‌شود به دنبال دست‌یابی به آزادی و کام‌یابی برای مردم یک کشور بود ولی به نقض حقوق انسان‌ها در سایر مناطق بی‌تفاوت ماند؟»

حقوق بشر گزینشی نیست

راه‌اندازی هرگونه جنبشی در مخالفت با جنگ و خون‌ریزی (که داغ ننگی است بر پیشانی بشر متمدن)  امری پسندیده و شایسته حمایت است. پشتیبانی از چنین جنبش‌هایی اما نمی‌تواند و نباید نقض حقوق‌بشر در مکانی دیگر را نادیده‌بگیرد. مشاهده‌ی بحث میان مخالفان و موافقان کمپین دوستی ایرانی‌ها و مردم اسراییل، نشان می‌دهد که بسیاری از ما هنوز در موضع‌گیری‌های خود آن‌چنان افراط و تفریط می‌کنیم که گروهی از شدت تمرکز بر منافع ملی، به شوونیزم و نژادپرستی متمایل شده، نه تنها مردم فلسطین که اصولن هرچه عرب‌تبار است، دشمن می‌پندارند و گروهی دیگر آن‌چنان در دفاع از فلسطینی‌ها افراط می‌کنند که حتا برای آن دسته از مردم عادی اسراییل که تنها گناه‌شان تولد در داخل مرزهای این کشور است، حق حیات قایل نیستند. صدای اندیش‌مندانی که مواضع مبتنی بر دفاع معقول از حقوق تمامی ابنای بشر را دارند البته به مانند همیشه در میان هیاهو گم می‌شود.

بدیهی است که اگر برای حقوق بشر ارجی قایل باشیم، نمی‌توانیم میان نقض آن در فلسطین، اسراییل، ایران یا هر جای دیگر در دنیا فرق بگذاریم. مهم نیست که سمت‌و‌سوی سیاسی ما چگونه است، اگر به اصالت دفاع از حق تمامی انسان‌ها برای بهره‌مندی از حقوق انسانی خود باور داشته‌باشیم، خودبه‌خود بنی‌آدم را اعضای یک پیکر خواهیم دید که توجه به یک عضو در معرض خطر، نمی‌تواند دال بر نادیده گرفتن اعضای دیگر آن ‌شود. پس «نه» به جنگ می‌گوییم همان‌گونه که باید به سرکوب، کشتار و اشغال «نه» بگوییم. امیدوارم روزی برسد که هیچ معلمی مجبور نشود ناله آسا بگوید: «در جزوه‌های خویش بنویسید یک با یک برابر نیست.»*

پی‌نوشت‌:

* وام گرفته‌شده از شعر معروف «تساوی» یا «یک با یک برابر نیست» از زنده‌یاد «خسرو گلسرخی»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۵ Comments


  1. soroosh
    1

    میشود لطفا در کنار دفاع جانانه از حقوق انسانها به خاطر مبارک بیاوریم که وقتی‌ اعراب وحشی به اسرائیل حمله کردن و قرن‌ها یک ملت را از خاک خود آواره ساختند هم حقوق بشر را گوز مال فرمودند پس جای دفاع از حقوق بشری قوم یهود در کجای این مقاله است؟


  2. keyvan
    2

    به قول یک ضرب مسله سوئدی
    اول خانه خودتون تمیز کن بعد
    به فکر کردن
    تمیز کردن خونه دیگران باش
    حالا قضیه شما هس ناراحت
    هستی چرا مردم اسراییل
    از حمله به ایران ناراحت هستن
    اما چرا از مشگل با فلسطین
    حرف نمیزنن


  3. a.s
    3

    Afarin, haghe matlab ra dar maghale ada kardi. Ma nabayad bar alayhe hich mardomi che Arab che Johood bashim. Mardom mardom hastand va az lahaze ensani ba ham farghi nemikonand. In regim ha va jonbesh haye siasi hastand ke ba ham fargh mikonand va ma bayad dar ghebal aanha moze giri konim. Dar in rabete ham nazar man in ast ke dolate sahyonisti dar Israel besyar shbih ba regim akhondi dar Iran hast. Nabayad bevasete tanafor az akhonda az sahyonista defa kard.

  4. 4

    من فکر میکنم که افرادی که در اسراییل با جنگ بین ایران و اسراییل مخالفت دارند به طور کل با هر گونه جنگی با هر کشور دیگر هم مخالف هستند. و هیچ گونه پدرکشتگی با مردم فلسطین هم ندارند. افرادی که از جنگ حرف میزنند طرف داران سیاست دست راست افراطی هستند و اکثریت اسراییلی ها و یا فلسطینی ها را تشکیل نمی دهند. مردم این دو کشور هم مثل همه مردم دنیا در جاهای دیگر فقط به فکر زندگی در آرامش و صلح و صفا هستند
    در تمام کشورهای دنیا همیشه دلایل سیاسی اقتصادی پشت جنگ ها وجود داشته و خواهد داشت و فقط افراد آگاه و صلح طلب باید همیشه سعی بر افشای نیت های شوم سیاستمداران افراطی باشند .

  5. 5

    تو وبلاگ زاویه دیگه ای رو نوشتم.
    حتما بخونید.