Saturday, 18 July 2015
24 September 2020
پارس‌نامه- صلیب پارسی

«صلیب پارسی نشانه خدای خورشید ‌ با نه هزار سال قدمت»

2012 March 26

امیر و کاملیا‌ / رادیو کوچه

«صلیب پارسی» یا صلیب آریایی به دیواره عظیم نقش رستم گفته می شود که در آن 4 عدد صلیب به ارتفاع بیش‌تر از یک‌صدمتر در دل کوه حک و تراشیده شدهاست. صلیب که عربی شده واژه چلیپا می‌باشد سمبل خورشید و میتراییسم بوده است و ایرانیان قدیم و سپس زرتشتی‌ها برای سال‌ها از آن به عنوان نماد سعادت استفاده می‌کرده‌اند به‌ویژه ساخته شده آن از چوب یا سنگ را بر روی گورها نصب می‌کرده‌اند و صلیب مسیحیان نیز برگرفته از آن است. صلیب آریایی یا صلیب پارسی اصطلاحی است که برای نخستین بار در کتاب خلیج پارس (کنداب پارس) نامی کهن‌تر از تاریخ  از آن صحبت شده و سپس در ویکی‌پدیا انگلیسی ترجمه آن آورده شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما به طور خلاصه چون + صلیب از نمادهای آیین مهرپرستی است و بزرگ‌ترین صلیب حکاکی شده در دیوار «نقش‌رستم» می‌باشد آن دیوار با چهار صلیب آریایی یا پارسی نامیده است. در اوستا میترا مقام شامخی دارد و در زمان پیش از «اوستا» و رستاخیز زرتشتی بزرگ‌ترین خدا به شمار می‌آمد. این نشانه א که صلیب ( عربی شده چلیپا ) شکسته نامیده می‌شود در حقیقت نشانه خدای خورشید آریایی است زیرا در ایران و هند هزاران سال پیشینه دارد. این نشانه א نخستین بار در حدود خوزستان یافت شده و مربوط به هفت هزار سال پیش از میلاد می‌باشد.

 به این ترتیب پیشینه تاریخی آن در ایران بسی کهن‌تر از پیشینه آن نزد آریایی‌های هند است و هرتسفلد آن را گردونه خورشید نامیده است. در گرمی مغان آذربایجان گورهای خمره‌ای از دوره اشکانی به دست آمده که میان آن‌ها پارچه‌های بسیار زیبا بافت شده است که دارای این نقش می‌باشد. هم‌چنین این نگاره بر دهانه پاره‌ای از خمره‌های سفالین که مرده‌ها را در آن می‌گذاشتند دیده شده است در موارد دیگری چون جام تپه حسن‌لو، جام زرکلاردشت، گردنبند عقیق مربوط به دوره اشکانی، گردنبند زرینی مربوط به هفت هزار سال قبل از میلاد در رودبار گیلان این نگاره به چشم می‌خورد. گردونه خورشید نخست به این شکل א بوده و کم‌کم خطوط منحنی از بین رفته گاهی به صورت + و گاهی با خطوط شکسته ولی با زاویه 90 درجه ترسیم شده و شکل هندسی و ترکیب کامل یافته است.

 اقوام باستانی بسیاری از جانوران را می‌پرستیده‌اند و از همین‌جا تورتمیسم پیدا شده است. یکی از این حیوانات بز کوهی است که مظهر سودرسان طبیعت، یعنی خورشید بوده است این نقش بر ظروف بازمانده از سده‌های پیش از میلاد دیده شده و مهم‌تر از همه رابط‌های است که مردم باستانی میان هلال ماه و خورشید و شاخ بز کوهی قرار داده بودند. در بسیاری از سفال‌ها در میان انحنای شاخ این جانور و نیز پشت آن نشانه + یا א دیده می‌شود.

مثل لیوان سفالین مربوط به 3100 سال پیش از میلاد که در «سیلک» کاشان به دست آمده نگاره + در انحنای شاخ گوزن پیدا است. با نگرش به این‌که نشانه گردونه مهر به شاهین و فروهر هم بسیار نزدیک است می‌توان پنداشت در زمانی که از اهمیت مهر کاسته شده نشانه مقدس «میتراییسم» رفته رفته به شاهین مبدل شده و این شاهین و نگاره فروهر تمام جاذبه معنوی و روحانی این نشانه را گرفته و مظهر فر و شکوه مینوی گردیده است. هم اکنون این نقش را به گونه‌ای دیگر بر کاشی‌کاری سر درب خاوری آرام‌گاه بایزید در بسطام می‌توان دید. میترا، خداوند آب‌ها و دریاها نیز هست و یکی از صفات او «اود»  دام یعنی محاصره کننده است و همسر او وارونی الهه شراب است و در اساطیر گاهی با نام های چون سورا یا ماد نیز خوانده می‌شود.

غسل تعمید مسیحیان، ظرف آب متبرک در کلیسا، سقاخانه‌ها و حوضچه‌هایی که در داخل مساجد و تکیه‌های مسلمان‌ها برپا می‌کرده‌اند همه از یادگارهای کیش میترا است، زیرا که در مهر به روشنی از غسل و شست‌شو در آیین میترا یاد شده است. آیین مسیحیت از کیش میترا متولد شد. همان طور که در مهرابه‌ها چشمه آب جاری بود، در نقش‌ها و تابلوهایی که یافت شده، مرشد مهری، یا مغان میترا، در حال تعمید مومنان مشاهده می‌شود. علت اصلی اهمیت فوق‌العاده‌ای که برای شست‌شو در رم قایل می‌شدند همین اعتقاد به میترا بود.

 ماهی نیز یکی از نشانه‌های مسیحی بود که در قرون ابتدایی برای شناسایی هم چون رمزی از آن بهره می‌جستند. این نیز چون غسل تعمید، نشان و رسمی بوده از کیش میترا. در یکی از مهرابه‌های اروپا، برابر پای میترا یک ماهی نقش شده و این رمز و نشان مسیحیت، نشانه ای است از کیش میترا. بسیاری از رموز و اسرار میترا بر خلاف آن‌چه مشهور شده ، اصل و بنیان ایرانی خود را حفظ کرده است. آن‌چه امروز به نام غسل تعمید میان مسیحیان متداول است مانند بسیاری از مراسم و آداب دیگر، از آریایی‌ها اقتباس شده است. ناگفته نماند که این عمل در زمان اقتباس در میان اقوام آریا بسیار کهنه و زمان گرفته بود. در هند، تبت، روم، یونان و مصر نیز که بعد‌ها غسل تعمید رایج شد، این آیین را از ایرانی‌ها گرفته بودند.

در تبت، چون چند سالی از تولد کودک می‌گذشت، طی مراسمی در معبد و در برابر آتش به غسل تعمید او اقدام می‌شد. به نام نامی خورشید، کودک را در حالی که سرودهای مقدس می‌خواندند سه بار زیر آب فرو بده بر او اسمی می‌نهادند و علامت صلیب را بر سینه تعمید یافتگان نقش می‌کردند. نکته مشترک آن بود که در این مراسم به نام خورشید، به خدای خورشید متوسل می‌شدند. میان زرتشتی‌های قدیم و ایرانیان پیش از اشوزرتشت نیز غسل تعمید کودکان در مهرابه و آتش‌کده‌ها مرسوم بود. در مهرابه‌ها برابر آتش، به نام خدای خورشید، کودکان توسط مغان در آب فرو برده شده پس از آن نام‌گذاری می‌گردیدند.

در اوستا، میترا و خورشید به هم بسیار نزدیک هستند. در متن اوستایی مهریشت، میترا خدای شکست‌ناپذیر جنگ است و سربازان و جنگ‌آوران در آوردگاه از او یاری می‌جویند و میترا نیز به سرعت به یاری آن‌ها می‌شتابند. جنگ‌آوران مهر آیین، همواره پیروزی را از آن خود می‌دانستند. در بندهای اولیه مهریشت می‌توان به مقام سرباز و روابط او با میترا و چگونگی حمایت میترا از وی پی برد.

علامت و نشان سرباز، کوله‌پشتی و کلاه‌خود و نیزه است. سربازان میترا در دو جبهه مشغول جنگ بودند. اول جنگ‌های معمولی بود که برای نگه‌داری کشور و گسترش آن صورت می‌گرفت. آن‌چه مهم‌تر بود جنگ و ستیز با نیروهای شر و اهریمنی بود. چهارمین مقام، منصب شیر بود. در پرده‌های نقاشی و سنگ برجسته‌های منقوش، نقش شیر فراوان است و همین عمل سبب شد که بعد از اسلام، به‌ویژه در زمان سلجوقیان، علامت شیر و خورشید بر پرچم‌ها نقش بست، در این پرده‌ها کسانی‌که به مقام چهارم رسیده‌اند گاه در حال خدمت‌گذاری و گاه در حال اهدای هدایا به حضور میترا نشان داده شده‌اند.

این طبقه نیز ناگزیر از گذراندن آزمایش‌هایی بودند که البته دیگر تحمل ریاضات و شکنجه‌های بدنی نبود، بلکه باید به ورزیدگی‌های روانی، شایستگی اخلاقی، وحدت ذهنی و خلاصه فهم اسرار دست می‌یافتند.  روایات رمزی میترایی، حاکی از آن است که در واپسین روز از عمر جهان، آتش‌سوزی بزرگی رخ خواهد داد. در این آتش‌سوزی ناپاکان خواهند سوخت و پاکان مثل این‌که در چشمه‌ای شست‌شو می‌کنند، آسایش خواهند داشت.  پنجمین مقام، مقام پارسی بوده است که گذشته از وجوه رمزی، کنایه‌ای است که با طبیعت و روییدن گیاهان پیوند دارد و میان پیروان کیش میترا، نشان آزادی و آزادگی بوده است.

 ششمین مقام، منصب خورشید است، سل خدای خورشید در میان رومیان و هلیوس خدای خورشید در اساطیر یونان باستان است. مقام هفتم، والاترین و عالی‌ترین مرحله تشرف برای یک سالک میترایی بوده، این مقام را مقام پتر یا پدر و پدرپدران می‌نامیدند. پدران در حقیقت عالی‌ترین مناصب را در آیین میترایی داشتند و همین لقب را عیسویان از مراسم میترایی اقتباس کردند و به خود نسبت دادند. هفت منصب روحانی و هفت مقام برای تکمیل و ارتقای مدارج در میان فرقه باطنیه یا اسماعیلیان تقلیدی از همین بنیان میترایی بود. میان صوفیه نیز هفت وادی سلوک براساس همین هفت مرحله میترایی بنا شد.

نمادهای مهر نظر به این‌که تصویر خورشید کار سختی بوده است در آن زمان بجای خورشید دو عدد S را می‌‌کشیده‌اند و سپس آن‌را ساده کرده و به‌صورت + در آوردند بزرگ‌ترین نماد میتراییزم در دیواره نقش رستم قرار دارد که آن‌را صلیب پارسی و یا صلیب آریایی و یا ایرانی نام‌گذاری کرده‌ایم.  مهر، چنان‌چه گفته شد، خدای روشنایی و آتش بوده است، چنان‌چه خود نیز به تعبیری آتش‌گونه است، بدین‌ترتیب روشن است که هر آتش و نوری نشانی از مهر تصور می‌شده است. آتشی که زرتشتیان روشن نگاه می‌داشته‌اند به تقلید از مهرپرستان بوده، و به ستایشِ او، و نیز خورشید به عنوان نمادی از مهر ستایش می‌شده است (توجه کنید که نه آتش را می‌پرستیده‌اند و نه خورشید را، بلکه آن‌ها را به عنوان نمادهایی ستایش می‌کرده و محترم می‌شمرده‌اند).

 هم‌چنین مهرپرستان نمادی داشته‌اند که «چرخ خورشید» نامیده می‌شود، و در واقع نمادی از خورشید بوده است. چرخ خورشید به مانند علامت SS«هیتلری» ا‌ست، و معکوس آن (اگر دو تا S را عمودی روی هم بکشید SS به دست می‌آید (البته هر S از ۳ خط تشکیل می‌شود)، حال اگر به جای آن‌که خطوط را به سمت راست بشکنید (دو سرS  را می‌گویم) به چپ بشکنید نشان عادی‌ چرخ خورشید به دست خواهد آمد. این نشان را در بسیاری بناهای باستانی می‌توان مشاهده کرد (مثلن چند نمونه‌اش را در تخت سلیمان یافته بودند.

منابع:

کتاب خلیج پارس (کنداب پارس)

ویکی‌پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. shenkey
    1

    مثل همیشه،ایرانیها،دستکاری و جعل تاریخ.به نفع خودشان


    1. امیر
      2

      دوست عزیزبهتراست جای اظهار نظر بی جا، کمی مطالعه درباره تاریخ کشور خود داشته باشید