Saturday, 18 July 2015
30 September 2020
گزارش ادبی

«رمان فصل آخر، پیشنهادی برای نوروز ۹۱»

2012 March 28

سایه کوثری/ رادیو کوچه

«بعضی آدم‌ها مثل خورشیدند. گرمای وجودشان را حس می‌کنی. در روشنایی پر مهرشان غرق می‌شوی و اگر اشتباه کنی و چشم در چشم‌شان بدوزی ، به جادویی دچار می‌شوی که هرگز از آن رهایی نخواهی یافت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جادوی همه خواب‌زده‌ها… نور تندشان چنان چشم‌هایت را پر می‌کند که بعد از آن هرگز هیچ چهره دیگری را درست نمی‌بینی وعمرت را به جست‌جوی چهره‌ای می‌گذرانی که دیگر حتا خودش را هم درست در ذهنت نداری. در جاده‌ای تاریک ، سرگردان خورشیدی می‌مانی که بی‌اعتنا به تو ، برای همیشه در زندگی‌ات غروب کرده، رفته تا شاید جایی دیگر، برای مسافر در راه مانده دیگری طلوع کند و روزی او را هم بی‌خبر ترک کند و در تاریکی بگذارد. این خاصیت خورشید است قصد آزارت را ندارد فقط ماندنی نیست».

اگر در تعطیلات عید به دنبال رمانی ایرانی هستید که برای‌تان از روابط خانوادگی و فامیلی بگوید و در عین حال کاری ادبی خوانده باشید نه عامه‌پسند، پیشنهاد می‌کنیم رمان« فصل آخر» گیتا گرکانی را بخوانید.

«فصل آخر» که در آخرین روزهای سال گذشته به چاپ سوم رسید و در کتاب‌فروشی‌ها توزیع شد روایت‌کننده روابط در خانواده‌های اشرافی ایرانی‌ست. چیزی که تقریبا در آثار ادبی ایران نمونه‌ای از آن سراغ نداریم و در واقع شاید به جرات بتوان گفت که گیتا گرکانی نویسنده‌ای‌ ادبی‌ست که برای اولین بار از زندگی طبقه اشراف در ایران می‌گوید.

گیتا گرکانی، نویسنده، مترجم و پژوهش‌گر ادبیات کودکان و نوجوان در ایران است. در سال 1337 در تهران به دنیا آمده و از دانش‌کده هنرهای دراماتیک لیسانس ادبیات نمایشی گرفته است.

نخستین داستانش را در سال 1354 منتشر کرده و پس از آن در حوزه‌های ادبی به صورت پراکنده فعالیت داشته است. از او شعر و داستان‌های گوناگون به چاپ رسیده است.

آثار ترجمه او به ویژه در زمینه ادبیات کودک جوایز متعددی را کسب کرده و رمان فصل‌ آخرش هم برنده جایزه پروین اعتصامی شد.

این رمان را نخستین بار انتشارات کاروان منتشر کرده و چاپ سوم آن هم به عهده نشر کندر بود.

گیتا گرکانی مترجم آثاری بسیاری در حوزه کودک و نوجوان از جمله کتاب‌های رولد دال، آنتونی هوروویتس، آرونداتی روی و بسیاری دیگر از چهره‌های شناخته شده ادبیات کودک و نوجوان است.

از ترجمه‌های او در حوزه بزرگ‌سال هم می‌توان به مواردی چون «کافکا در ساحل» نوشته هاروکی موراکامی، «رفیق کشور من کجاست» از مایکل مور،«پندهای سورائو»ی فرانتس کافکا  و«چه‌گوارا چهره یک انقلابی» اشاره کرد.

هم‌چنین وی آثاری چون تاریخ سینما برای نوجوانان، داستان حلزون‌ها و پروانه‌ها، مجموعه داستان هیچ‌کس توی آینه نیست، آشپزی ملکه و رمان فصل آخر را تالیف کرده است.

ما در گذشته خانواده گسترده داشتیم آن خانواده از تو حمایت می‌کرد و مسیر زندگی‌ات را هم مشخص می‌کرد و تو با آن خانواده تکلیفت روشن بود تا آخر، یعنی ازدواجت بر آن اساس بود، تحصیل و شغلت هم براساس انتخاب خانواده بود و همیشه هم فکر می‌کردی بزرگ‌ترها خیلی عاقلند

رمان «فصل آخر» با آن‌که نخستین رمان چاپ‌شده این نویسنده محسوب می‌شود، اما ویژگی‌هایی دارد که آن را ممتاز می‌کند. نثر شسته رفته، سبک روایت متفاوت که در واقع داستان از آخر شروع می‌شود و در فصل‌های بعدی از نگاه شخصیت‌های مختلف یک خانواده روایت می‌شود و انتخاب راوی دانای کل از جذابیت‌های این اثر است.

داستان رمان فصل آخر چنین آغاز می‌شود که پسر وقار‌السلطنه را در حالی پیدا کرده‌اند که روی صندلی‌اش مرده و دست‌هایش به صندلی بسته شده بود . چیزی دزدیده نشده و همه چیز در جای خود قرار دارد. به ویژه رازی که همه اهل خانواده می‌دانستند اما برای هم‌دیگر تعریف نمی‌کردند.

یوسف و رعنا دختر و پسری از خانواده‌ای ایرانی هستند که از کودکی با هم بزرگ شده و بعدها ماجرای عاشقانه‌ای پیدا می‌کنند. رعنا در ابتدای داستان شروع به نوشتن و به یاد آوردن خاطراتش می‌کند چون به تازگی متوجه شده که دارد همه گذشته را از یاد می‌برد.

یوسف یکی از شخصیت‌های دیگر داستان در همان فصل اول رمان فصل آخر سرنوشتش معلوم می‌شود اما این چیزی از جذابیت داستان کم نمی‌کند.

سرنوشت این‌دو با یک‌سری روابط و تصفیه حساب‌های فامیلی گرده خورده است.

نویسنده خود در این باره می‌گوید: «ما در گذشته خانواده گسترده داشتیم آن خانواده از تو حمایت می‌کرد و مسیر زندگی‌ات را هم مشخص می‌کرد و تو با آن خانواده تکلیفت روشن بود تا آخر، یعنی ازدواجت بر آن اساس بود، تحصیل و شغلت هم براساس انتخاب خانواده بود و همیشه هم فکر می‌کردی بزرگ‌ترها خیلی عاقلند. حالا به نقطه‌ای می‌رسی که آن خانواده گسترده از هم پاشیده، خانواده‌ها کوچک و کوچک‌تر شدند، غیر از آن قصه‌هایی که آن‌قدر خوب شروع شد چه اتفاقی افتاد که آن‌قدر تلخ تمام شد، چرا به جایی رسیدیم که متوجه شدیم بزرگ‌ترهایی که فکر می‌کردیم آن‌قدر عاقل‌اند نمی‌دانستند که چه کار می‌کنند. ذات داستان فصل آخر ذات خیر و شر است و همه آن‌هایی که در نبرد قهرمان‌های داستان بد می‌شوند. فصل آخر براساس داستان خانواده گسترده‌ای است که بر اثر ضرورت‌های اجتماعی از بین رفت، این به طور طبیعی اتفاق افتاد، اتفاقی که کاملن معقول بود، بعد چیز دیگری جای‌گزینش شد که در رمان دومم دارم روی آن کار می‌کنم.»

قلم قوی نویسنده رمان فصل آخر و تسلط او بر نثر فارسی باعث شده داستانی عاشقانه به شیوه‌ای ادبی روایت شود و در عین حال نویسنده از روکردن نقاط قوت و ضعف خانواده‌ای ایرانی هم غافل نشود. از سویی جسارت نویسنده در روایت انتهای داستان در همان فصل آغازین جذابیت آن را بیش‌تر می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,