شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
17 September 2016
رازقی

«بوی پامچال و عید می‌پیچد»

۱۳۹۰ اسفند ۲۶

امیر حسین آهویی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هشتاد بود

نه

سال نود و یک که بیاید، می‌شود یازده سال که می‌شناسمت

نه نه

سال نود و یک که بیاید، می‌شود یازده سال که ندیدمت

«غریب»

از سرانگشت‌هام رویا می‌بافد،

مثل ابر

مثل ابر و گلوله،

بوی پامچال و عید می‌پیچد

کاشکی بودی

که می‌خواستم ازت بیایی

لای بالش و زخم‌هام

از آوازهای جنوب بخوانی

برای تنگستان برای تنگستانم

شاید بهار که می‌آید

شاید باران و ابر

شاید که خواب من تعبیر شود

دوباره درد می‌کنم از

تو نیستی

بهار من امسال حول حالنا نیست همان مقلب القلوب است

«امیر بوشهری»

نوشته اول از «غریب» و نوشته دوم از «امیر بوشهری» را شنیدید. یک نوشته از «برنا» را در ادامه برنامه می‌شنوید.

حوصله کن دلم

ترانه‌ای را که تو در کوچه می‌خواندی

باد شنید و رو به راهی رفت

که رفتنش صدای سگ می‌داد

بی سبب نیست که تو را به امان هر چه که پیش آید سپرده‌اند

دست از سر سکوت شکسته‌ات بردار

و به آیینه‌ای که چشم چپ را راست می‌نماید

بخند و هیچ نگوی

به آتشی که قیمتش

صد سال صبوری نارون است

قفسی که صبوری‌اش

عمر پرنده را کفاف می‌دهد

و دستی که نان را کنار ناروا می‌گذارد

آزادی را کنار فقر

و زندگی را کنار جنگ

هر اندازه که تو را بگویند، می‌شنوی

هر اندازه که بشنوی تو را می‌گویند

چشم می‌بندی و باز هم می‌بینی

باز هم می‌بینی

حوصله کن دلم

این در، همیشه بر یک پاشنه نمی‌چرخد

«برنا»

قطعه موسیقایی «ارگن سانگ» از «آرکایو» را در پس زمینه می‌شنوید. هفتمین برنامه رازقی را تقدیم می‌کنم به بوی عید که می‌پیچد ناجور می‌پیچد در تمامی کوچه پس کوچه‌ها.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,