Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
سکانس آخر

«به دنبال نور در دل سیاهی»

2012 March 16

مهدی / رادیو کوچه

mehdi@koochehmail.com

در برنامه این هفته‌ی سکانس آخر، نگاهی داریم به آخرین ساخته‌ی بهرام توکلی، فیلم سینمایی «اینجا بدون من».

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«اینجا بدون من» اقتباسی است هوش‌مندانه از نمایش‌نامه «باغ‌وحش شیشه‌ای» از «تنسی ویلیامز» و همانند باغ‌وحش شیشه‌ای با درون مایه‌ی از یاس، نا‌امیدی و تباهی است. در صورتی که درون مایه‌ی تلخ «این‌جا بدون من»، به مراتب کمتر از نمایش نامه ویلیامز است.

این بار هم توکلی داستانی را روایت می‌کند در فضایی سرد و یک‌دست که پر است از دو دلی و شک در شخصیت‌ها. هم‌چنین با مونولوگ‌های شخصیت اصلی و از زاویه دید اول شروع می‌شود.

فیلم در بر‌گرفته‌ی قشر کم در‌آمد و کارگری جامعه‌ی امروز ایران است و مصداق بارز «هر چی سنگ مال پای لنگ» از شخصیت‌های این فیلم «بهرام توکلی» است.

خانواده‌ای متشکل از سه عضو مادر، پسر و دختر که مادر و پسر با بازی‌های «فاطمه معتمد آریا» و «صابر ابر» در فراهم کردن زندگی بهتر برای خود هستند و مخصوصن دختر خانواده «یلدا» با بازی «نگار جواهریان» که به دلیل مشکلی که در راه رفتن دارد از گوشه‌گیری و تنهایی رنج می‌برد.

فیلم به دور از سیاه‌نمایی به خوبی توانسته است مشکلات قشرکم در‌آمد جامعه را به نمایش بکشد، در طول فیلم با ریتم متناسبی هم‌راه هستیم و با این که شاهد یک ملودرام اجتماعی با سکانس‌های فراوان تراژیک هستیم ولی با دل‌زدگی و بی‌حوصلگی هم‌راه فیلم نمی‌شویم. پارادوکس‌های متقارن و جالبی که در فیلم به نمایش درآمده، موجب درک بهتر بیننده از شرایط فیلم می‌شود. به خصوص تعویض کردن مبل‌های خانه و نوکرهای آن و این در حالی است که تمامی اعضای خانواده از تکراری بودن روزها بدون هیچ امیدی رنج می‌برند و در این خیال به سر می‌برند که شاید تغییری هر چند کوچک و ناچیز در خانه موجب برون رفت از این وضعیت شود به خصوص برای یلدا

در این‌جا می‌رسیم به سکانس‌های آخر فیلم که برداشت‌های متفاوتی را در بر‌داشته است. مادر‌ خانواده از احسان می‌خواهد برای خواهرش خواستگاری را پیدا کند. آن‌ها متوجه می‌شوند یلدا علاقه شدیدی به رضا، با بازی «پارسا پیروز فر»، که دوست صمیمی احسان هم هست، دارد. در همین اوصاف یلدا متوجه می‌شود که رضا نامزد دارد. زندگی بی‌امیدش بیشتر رو به سیاهی رفته و روز‌به‌روز بدتر می‌شود. ولی در سکانس پایانی، می‌بینیم دیگر خبری از فقر، سیاهی و مشکل جسمی یلدا نیست، ولی باز هم این‌ها همه در خیالات شخصیت اصلی داستان (احسان) می‌گذرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,