Saturday, 18 July 2015
29 September 2020

«به مناسبت اولین سال‌روز کشته شدن بهنود رمضانی»

2012 March 17

 رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمی‌کند.

انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه صنعتی نوشیروانی بابل به مناسبت اولین سال‌روز کشته شدن بهنود رمضانی بیانیه‌ای صادر کردند. به گزارش دانش‌جونیوز متن کامل بیانیه انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه نوشیروانی بابل بدین شرح است:

به گزارش دانش‌جونیوز، در بخشی از این بیانیه آمده است: «خانواده ی رمضانی انسانیت را معنی کرده و از حالا از حق قانونی خود برای اعدام متهمین گذشتند و مثل شما به قتل درمانی اعتقادی ندارند. آن‌ها خواهان کشف حقیقت هستند و حق دارند از قاتلین بپرسند که چرا و به چه جرمی فرزندشان را در عنفان جوانی کشتند؟ بل پایانی باشد بر این خونریزی‌ها. بدانید که یقینن این خون‌های به ناحق ریخته روزی دامان‌تان را خواهد گرفت.»

بهنود رمضانی قرا دانش‌جوی ترم دو دانش‌گاه صنعتی نوشیروانی بابل در شب چهارشنبه سوری سال 90 در شهر تهران توسط نیروهای بسیجی و انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و کشته شد. مراسم اولین سال‌گرد جاودانگی این دانش‌جو در بعدازظهر روز جمعه 26 اسفند در روستای قراخیل قائم شهر (محل دفن) برگزار می‌شود.

به نام خالق آزادی

یک سال از فاجعه گذشت. چهارشنبه سوری 90 (24 اسفند 89) بار دیگر شاهد به خون غلتیدن یکی دیگر از جوانان برومند سرزمین بود. هنوز شش ماه از قبولی بهنود رمضانی قرا در دانش‌گاه صنعتی نوشیروانی بابل نگذشته بود که این دانش‌جو جاودانه شد و توسط چماق‌داران حاکمیت مورد ضرب و شتم فجیع قرار گرفته و به شهادت رسید.

این دانش‌جوی رشته مکانیک، هنرمند، نوازنده، ورزش‌کار، سرشار از امید و زندگی و در یک کلام «به نود» همانند اسمش بهترین پسر بود. به خیابان آمده بود، آمده بود تا برخلاف خرافه‌پرستانی که ازقضا چهارشنبه‌سوری را خرافه می‌پندارند. سنت دیرین سرزمینش را پاس بدارد، آتش مهر و محبت بیافروزد و روشنایی بخش‌ظلمت شب باشد ولی در آتش کینه شب‌پرستان سوخت. به گواه شاهدان، نیروهای بسیج و یگان‌ویژه آن‌قدر جوان بی‌دفاع را زدندش که دست، پا و گردنش شکست، یک بیضه‌اش ترکید، کلیه و کبدش نابود شد و تقریبن جای سالمی در بدنش باقی نماند. به‌راستی این همه ددمنشی چگونه در جمعی به ظاهر انسان قابل جمع است؟ بهنود به گواه نزدیکانش همواره حامی اعتراضات آزادی‌خواهانه مردم ایران بود. گرچه همواره خون را بهای آزادی می‌دانست شاید هرگز پیش‌بینی نمی‌کرد که هنوز دومین دهه زندگی خود را به پایان نرسانده خونش رسواکننده آزادی ستیزان شود.

در باب آن‌چه در یک‌سال اخیر بر خانواده‌ی داغدار رمضانی، دانش‌جویان رنج کشیده و پرونده‌ی قضایی مربوطه گذشت گفتنی‌ها زیاد است. از احضارها و تهدید و تطمیع دانش‌جویان و دوستان بهنود و اساسن هرکه با او سلام و علیکی داشته، پاره کردن تصاویر وی و عدم اجازه برای برگزاری هرگونه مراسم یادبود در محیط دانش‌گاه تا پرونده قضایی‌ای که به سرنوشت همه‌ی پرونده‌هایی دچار شده که یک طرف آن نیروهای امنیتی هستند.

بهنود رمضانی قرا دانش‌جوی ترم دو دانش‌گاه صنعتی نوشیروانی بابل در شب چهارشنبه سوری سال 90 در شهر تهران توسط نیروهای بسیجی و انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و کشته شد. مراسم اولین سال‌گرد جاودانگی این دانش‌جو در بعدازظهر روز جمعه 26 اسفند در روستای قراخیل قائم شهر (محل دفن) برگزار می‌شود.

پی‌گیرهای مداوم از طریق مجاری قانونی برای کشف حقیقت و شناسایی آمران و عاملان قتل تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده. وکیل پرونده آقای عبدالفتاح سلطانی خود گرفتار کینه ورزان و حکم عجیب و باورنکردنی 18 سال حبس در تبعید شده است. هرگاه پرونده می‌رود که به سرانجامی برسد بلافاصله شاهد تغییرات پی‌در‌پی بازپرس پرونده و از ابتدا شروع شدن روند پی‌گیری‌ها هستیم. درحالی که شاهدان شماره‌ی پلاک خودروی ضارب اصلی را ثبت کرده‌اند اما حاکمیتی که اقتدارش گوش فلک را کر کرده با گذشت یک سال، هم‌چنان از پیدا کردن سمند سفید به شماره پلاک 44ایران-246س61 عاجز است. چه به درستی اقرار کرده‌اند ماموران نیروی انتظامی پی‌گیر کننده پرونده که «ما متوجه شدیم که کار نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها و بسیجی‌ها بوده اما کاری از دست‌مان بر نمی‌آید و نمی‌گذارند جلوتر از این برویم.» به راستی که انتظاری غیر از این هم نبود، اگر عاملین فجایع کوی دانش‌گاه تهران 78، کوی دانش‌گاه 88، 30 خرداد، عاشورا و … مشخص و به مجازات رسیدند، اگر عامل اصلی فاجعه کهریزک مجازات که هیچ به پست‌های رنگارنگ جدید منصوب نشد، پرونده‌ی بهنود هم به سرانجام می‌رسد. همانا به درستی گفته‌اند که اولین قوه‌ای که در حکومت‌های استبدادی ذلیل و خوار می‌شود، قوه‌ی قضاست.

آقایان

خانواده محترم رمضانی علارغم مصیبت‌گران و جبران نشدنی‌ای که برآن‌ها رفته مثل شما کینه‌ای نیستند و همان‌طور که بارها اعلام کرده‌اند نمی‌خواهند خون را با خون بشورند و دور باطل خشونت و انتقام گیری را تقویت کنند. آن‌ها انسانیت را معنی کرده و از حالا از حق قانونی خود برای اعدام متهمین گذشتند و مثل شما به قتل درمانی اعتقادی ندارند. آن‌ها خواهان کشف حقیقت هستند و حق دارند از قاتلین بپرسند که چرا و به چه جرمی فرزندشان را در عنفان جوانی کشتند؟ بل پایانی باشد بر این خونریزی‌ها. بدانید که یقینن این خون‌های به ناحق ریخته روزی دامان‌تان را خواهد گرفت همان‌گونه که علی(ع) به مالک اشتر نوشت: «و از خون ناحق پروا کن، که هیچ چیز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزدیک و مجازات را بزرگ نمى‏کند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمى‏گرداند…»

ای یار، ای نگارین! پا تا سر تو خونین!

ای خوش ترین طلیعه از صبح شب شماران!

داغ تو ماندگار است، چندانکه یادگار است،

از خون هزار لاله بر بیرق بهاران

یادت اگرچه خاموش، کی می شود فراموش؟

نامت کتیبه ای شد بر سنگ روزگاران

شعر از حسین منزوی

در پایان از دانش‌جویان محترم و فعالان راه آزادی تقاضامندیم ضمن شرکت در مجالس یادبود این دانش‌جوی شهید و بدون محدودیت زمانی و مکانی، یاد و خاطره ی وی را سبز نگه دارند.

انجمن اسلامی دانش‌جویان

دانش‌گاه صنعتی نوشیروانی بابل

اسفند 1390

منبع: دانش‌جونیوز

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,