Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
کتاب‌خانه‌ی کوچک من

«در اتاقک نگهبانی»

2012 March 18

نهال نوریان / رادیوکوچه

 به پندار کارور، هر شعری عاشقانه است. این گفته‌ی او با نگاه سرشار از عشقش به جهان پیرامون اثبات می‌شود. او در شعرهای عاشقانه هم به رمزگشایی از خود شعر مشغول است، وقتی به تلاش برای کشف راز عشق می‌پردازد. هم‌زمان شعرهای او ابراز عشق به شعر و هم به عشق هستند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او در شهری کوچک مانند شهرهای کوچک دیگری که در خود مدفون شده‌اند، در خانواده‌ای به دنیا آمد که پدری چوب‌بر و الکلی داشت و مادرش گاهی به پیش‌خدمتی و گاهی به فروشندگی می‌پرداخت. کارور خیلی زود و در هجده سالگی، به‌سوی زندگی و مشکلات آن پرتاب شد و تنها بیست‌ساله بود که به‌هم‌راه همسرش، دو کودک‌شان را سرپرستی می‌کردند. او برای گذران زندگی دست به کارهای مختلفی زد تا زندگی را بچرخاند. آمریکا جایی است که می‌توان با سودای خود به جست‌وجو و کشف طلا پرداخت، پس کارور که سودای او برای تسخیر واژه‌ها حتا او را در رخت‌شورخانه، اتاقک نگهبانی و انبار پشت خانه رها نمی‌کرد، جست‌وجو را به‌جانب گنج‌های پنهان آغاز کرد.

علاقه‌مندان ریموند کارور در ایران، شاید او را به‌سبب ترجمه‌های متعدد از آثار داستانی، با داستان‌های او می‌شناسند، ولی نکته این‌جا‌ست که ادبیات، کارور را با شعر اغوا کرد، آن‌زمان که برای تحویل دارو به خانه‌ای مملو از کتاب پا گذاشته بود. او نخستین دفتر شعر خود را با نام «نزدیک کلامت» در سال 1986 توسط «کلوب ادبیات انگلیسی کالج ایالتی ساکرامنتو» منتشر کرد. اگرچه او نخستین داستانش را در سال 1960 با عنوان «فصل‌های سخت» به چاپ رسانده بود، ولی این شعر بود که پای او را به عالم کلمه‌ها باز کرد. او مسیر موفقیت را با شتاب پیمود و داستان‌هایش شیوه‌ای خاص و منحصر به او را نشانه رفته بودند.

«پاکت‌ها و چند داستان دیگر» و «در سانفرانسیسکو چه می‌کنی؟» هر دو با ترجمه‌ی مصطفا مستور، «کلیسای جامع» با ترجمه‌ی فرزانه طاهری و «ترس از زود رسیدن» مجموعه‌ی شعری با برگردان مریم علاء‌امجدی و «گزیده‌ای از شعرهای ریموند کارور» که مجتبا پورمحسن آن‌ها را به فارسی برگردانده است و هم‌چنین کتاب‌های دیگری که اغلب داستان‌های مشابهی را در خود جای داده‌اند، توسط ناشران فارسی‌زبان به بازار کتاب راه یافته‌اند. البته این بازار رسمی کتاب است و باید اطمینان داشت که نمی‌توان در این بازار، به این امید بود که شعرها و یا داستان‌هایی خارج از سلیقه‌ی ارشاد اسلامی را بیابی.

کتابی الکترونیکی با عنوان «شعرهای عاشقانه‌ی ریموند کارور» به‌همت کوشیار پارسی به فارسی برگردانده شده است تا طعم دیگری به‌جز دست‌پخت ارشاد را از نوشتار ریموند کارور به اهل کتاب بچشاند. این مجموعه، شعرهایی از کارور را به انتخاب آقای پارسی در خود جای داده‌است که به‌طور قطع در بازار رسمی کتاب ایران جایی ندارند. اگرچه به نظر می‌رسد این کتاب به‌لحاظ صفحه‌بندی، نسخه‌پردازی و پخش، نشانی از کتاب‌بودگی با خود ندارد و ترجمه‌ها هم آن‌چنان رسا و شیوا نیستند، ولی این‌که کوشیار پارسی علاقه‌مندی‌هایش را به زبان فارسی برمی‌گرداند و در وب‌گاه شخصی خود قرار می‌دهد تا ما را که گذرمان به آن‌سو می‌افتد، به آن‌چه می‌پسندد و دوست می‌دارد میهمان کند، بسیار پسندیده است. بااین‌حال، به‌تر است برای نشر همین علاقه‌مندی‌ها هم قواعد و استانداردهای حداقلی را رعایت کنیم تا این فرصت تنفس آزاد در میان کلمه‌هایی که گزینش را به جان نخریده‌اند، تبدیل به نقطه‌ی پرشی برای ادبیات ما باشد تا خود را از چنبره‌ی کوتاه‌اندیشی برهاند.

با هم به خواندن شعر «دو جهان» از این مجموعه می‌پردازیم:

«هوای سنگین

با رایحه‌ی زعفران

 بوی خوش زعفران

می‌بینم که خورشید لیمویی پنهان می‌شود

 آبی دریا

به تیرگی زیتونی می‌رود

 پژواک نور را از آسیا می‌بینم

به گاهی که

 نازنین من در خواب می‌جنبد

و نفس می‌کشد و باز می‌خوابد

 بخشی از این جهان

که جدا می‌شود از آن»

 کلمه‌های ریموند کارور، شفاف هستند اگرچه سخت به چشم می‌آیند و خوب تراش خورده‌اند، ولی مدام در حال رفت و برگشت هستند و هر کلمه خود را در ذهن خواننده جاگیر می‌کند. داستان‌های او آن‌قدر در ذهن و دست نویسنده‌ی خود ورز خورده‌اند که شاکله‌ی منحصربه‌فرد نویسنده را بازتاب می‌دهند و این‌گونه است که کارور یکی از نویسندگان صاحب سبک آمریکایی می‌شود که جادوی نوشتن، او را ماندگار کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,