Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
پس‌نشینی تند

«اندیشه‌ی چپ و مذهب در ایران»

2012 March 18

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

 شاید یکی از دلایلی که اندیشه‌های چپ و باورمندان به این فلسفه در ایران از ویژگی خردگرایانه و انتقادی‌ که در جهان به سبب آن شناخته می‌شد برخوردار نبودند، این حقیقت بود که ورود تفکرات چپ به ایران قبل از هر چیز انگیزه‌ی سیاسی داشت. این اندیشه‌ها که غالبن به وسیله‌ی شمار محدودی از دانش‌جویان تحصیل‌کرده در غرب به ایران وارد شدند عمومن به صورت نقلی به دیگران منتقل شدند و تازه ده‌ها سال پس از آن بود که نخستین کتاب‌های فیلسوفان مارکسیست در ایران ترجمه شدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در حقیقت چپ در ایران به هدفی جز ضدیت با بورژوازی بی‌امکان گفت‌وگو با این طبقه، افشای گرایش‌های ملی‌گرایانه و ستیز با امپریالیست نمی‌اندیشید و دیگر بخش‌های این اندیشه را بر زمین گذارده بود. روشنفکران چپ ایرانی از «تقی ارانی» عصر رضاشاه گرفته، تا «آل‌احمد» دوره‌ی «محمدرضا پهلوی» طرفدار و حامی این ایدئولوژی بوده‌اند، چرا که گمان می‌کردند تنها این ایدئولوژی است که قادر است وعده‌ی بهشت آسمانی را در روی همین کره‌ی خاکی محقق کند، بهشتی که در آن سرمایه‌داری نابود شده و همه‌ی انسان‌ها در آن برابر خواهند بود. این تفکر برای رسیدن به این هدف نیاز به هم‌راهی توده‌های مردم داشتند اما در عمل جنبش چپ از چنین توانی برای هم‌راه کردن عوام برخوردار نبود. این نیرو در ایران در دست طبقه‌ی روحانی بود و شاید یکی از ریاکارانه‌ترین روش‌های مارکسیست‌های ایرانی چشم‌پوشیدن از نقد مذهب بود که بر خلاف اصول اساسی این اندیشه و فقط برای رسیدن به اهداف خود در سرنگونی رژیمی صورت می‌گرفت که به گمان آن‌ها با سقوطش دست امپریالیسم از ایران کوتاه خواهد شد.

نهضت جنگل و گرایش‌های چپ‌گرایانه‌ی این نهضت، یادآور نوعی انقلابی‌گری و عدالت‌خواهی هم‌گام با احترام به مذهب بود که به نوعی در حافظه‌ی مذهبیون تاثیر مثبتی گذاشته بود تا آن‌جا که با وجود حضور گفتمان ماتریالیستی در این جنبش، هم‌واره از سوی روحانیون و مذهبی‌ها در پیش و طبقه‌‌ی حاکم پس از انقلاب‌اسلامی 57 مورد ستایش قرار می‌گرفت. اگر به کمی نزدیک‌تر هم بیاییم خواهیم دید که اعترافات «خسرو گلسرخی» شاعر و مبارز ماتریالیست مشهور بر علیه حاکمیت پهلوی، در چند سال اخیر بارها از صدا و سیمای جمهوری‌اسلامی بدون نظر داشت هویت مارکسیستی- لنینیستی مبارزات او پخش شده‌است. در حقیقت می‌توان گفت که متاسفانه تا پیش از انقلاب این یک رابطه‌ی دو طرفه میان چپ‌ها و مذهبیون بوده‌است، برای نمونه بسیاری از گروه‌های مسلحانه در ایران که حتا مذهبی هم بودند بر پایه‌ی اندیشه‌های مبارزاتی مارکسیستی بنا شده‌بودند. پس از پیروزی انقلاب اما این فقط نظام بود که با بهره و درس گرفتن از شیوه‌های چپ، پایه‌های حکومت خود را مستحکم و سپس در زمان لازم این گروه‌ها را به‌طور کامل حذف کرده‌است. مضحک‌تر از همه آن‌جایی است که برخی از گروه‌های چپ فقط به صرف ضد امپریالیستی بودن افکار و اندیشه‌های «روح‌اله خمینی» هیچ کمک و هم‌یاری را از او دریغ نمی‌کردند، از لو دادن  برخی از اعضای گروه‌های تندروتر هم‌فکر خود گرفته تا شرکت در نماز جمعه فقط به این خیال که آمریکایی‌ها را دل‌سرد کنند.

بدبختی این‌جاست که هنوز که هنوز است اندیشه‌ی چپ در ایران جرات و شجاعت نقد مذهب را به خود راه نداده و نمی‌دهد و بر اساس همان تفکر ابزاری خود معتقد است که چون اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و نقد مذهب و انتقاد از روحانیت راه را بر جذب مردم و نفوذ در توده‌ها می‌بندد، پس باید مذهب را دور زد و با دست‌آویز احترام به عقاید مذهبی اکثریت، از انتقاد جدی از دین و بینش دینی و روحانیت پرهیز کرد. شاید یکی از علل عدم موفقیت اندیشه‌های چپ‌گرایانه در ایران حداقل در پنجاه سال گذشته همین برخورد سلیقه‌ای با این تفکر و وانهادن بخشی از آن به نفع رسیدن به بخش دیگری از آن است. نباید فراموش کرد که نظرات اقتصادی و سیاسی فیلسوفان چپ‌گرا فقط فرعی از یک ساختار کلی را تشکیل می‌دهند که موضوعات مهمی را در برمی‌گیرد و نگاه فرصت‌طلبانه به این اندیشه در ایران همین حال و روزی را برای چپ به ارمغان آورده است که شاهد آنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,