Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
پس‌نشینی تند

«نوروزهای سبز سرزمینم»

2012 March 20

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در ابتدا باید برای لحن غم‌ناک نوشته و کلامم از تمامی مخاطبان کوچه پوزش بطلبم. شاید اگر با خودم روراست نمی‌بودم، می‌شد چیز دیگری و با فضای شادتری بنویسم اما بر این باورم که هم‌کارانم در کوچه آن‌قدر برنامه‌ی شاد و مفرح برای روز نخست سال نو برای شما عزیزان آماده کرده‌اند که مطلب من در آن میان خاطر کسی را آزرده نخواهد کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

راستش بنا داشتم تا به بهانه‌ی نو شدن سال بهاریه‌ای بنویسم که در آن از نوروز در غربت یاد شود اما نشد. به گمان من نوروز نشانه‌ها و شرایطی دارد که فقط با فراهم شدن آن‌هاست که آن احساس شادی و شعف را در وجودم بیدار می‌کند. من فکر می‌کنم که آمدن سال نو را باید هم‌چون قطاری که از راه دوری می‌آید قبل از رسیدنش حس کرد، صدایی که برای من در هیچ کجای دیگر به غیر از سرزمین مادری‌ام شنیده نمی‌شود. وقتی جایی زندگی می‌کنی که فصل وجود ندارد چگونه می‌شود رسیدن بهار را آزمود، صدای پای بهار با بوی سبزه‌ی تازه و بنفشه به گوش من می‌رسد، در سرزمین همیشه سبز، بهار نمی‌شود. غم‌انگیزتر این‌جاست که مشکل با تغییر فصل هم حل نمی‌شود. عید را باید از شور و شوق مردم حس کرد، از پرسه‌های باخود و بی‌خودشان در بازارهای پرو صدای روزهای آخر اسفند، از سبزه‌های شبنم‌زده و از دیگ‌های سمنو که بخارشان تا سقف بازارها می‌رسند، از چانه‌ زدن‌های ناتمام مشتریان برای هر چیز کوچک و بزرگ و از چیزهایی که هیچ کدام‌شان توی غربت پیدا نمی‌شوند.

تمام این سال‌ها عادت کرده‌ایم به هجوم تکنولوژی‌های مدرن، که جای همه چیز را در زندگی‌هایمان گرفته است. سال که نو می‌شود یا پای کامپیوتر هستیم و یا گوشی تلفن به دست و نگون‌بختانه با یک حال و احوال‌پرسی ساده، سر و ته همه چیز را هم می‌آوریم. عید را باید رودرو و از نزدیک تبریک و شاد باش گفت. باید دوست و آشنا و فامیل را در آغوشت بگیری و شادی‌ات را با او شریک شوی. باید بنشینی کنارش و یک دل سیر با هم گپ بزنی. می‌دانم همه جا و همه وقت نمی‌شود اما برای من بدون این‌ها عید نمی‌شود که نمی‌شود.

حالا نشسته‌ام کنار سفره‌ی هفت‌سینی که با هزار مشقت و زحمت جورش کرده‌ام و سین‌های نیافته‌اش را با چیزهای عجیب و غریب من درآوردی پر کرده‌ام و به این فکر می‌کنم که شاید راه دیگری نداشته باشم به جز این‌که روزهای غربت‌نشینی را با خاطرات شیرین روزها و شب‌های سال نو در ایران قابل تحمل‌تر کنم، با یاد همه‌ی آن چیزهایی که هیچ کجای دیگر دنیا نمی‌شود کنار هم جمعشان کرد، به یاد نوروزهای سبز سرزمینم ایران.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,