Saturday, 18 July 2015
29 September 2020
هفت‌سنگ

«سیزده»

2012 April 01

رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

نوروز به سیزده رسیده‌است. تعطیلات تمام است و از فردا، دوباره زندگی جریان عادی خودش را پیدا می‌کند. این فردا البته برای بعضی‌ها همین فردای فردا هم نیست و چند روزی طول می‌کشد تا فردا بشود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سیزدهمین روز تعطیلات نوروزی در تقویم ایران «روز طبیعت» است و در واقعیت، روز نابودی طبیعت! در این روز که در میان مردم به «سیزده‌به‌در» معروف است، گویا واجب است که از خانه خارج شد و «سیزده» را در کرد. اما معلوم نیست که چرا خیلی‌ها زباله‌ها‌ی‌شان را هم در همان طبیعت جا می‌گذارند؟ شاید این‌طوری سیزده‌شان به­تر در می‌شود.

در کردن سیزده معمولن به این‌صورت انجام می‌شود که یک خانواده،‌ چند خانواده با هم، یا جمعی از دوستان و آشنایان، با یک‌دیگر قرار می‌گذارند تا به کوه یا دشت و دمن بروند. معمولن چنین جمعی، در شلوغی و به‌هم ریختگی به‌خاطر کمبود یا نبود فضای سبز و مناسب کافی،‌ هر جا که گیر آمد و شد، خودشان را می‌چپانند، دور هم می‌نشینند و با لذت بردن از طبیعت، آخرین روز از تعطیلات را با احترام به محیط زیست (شما بخوانید نابود کردن آن) پشت سر می‌گذارند.

اغلب خانواده‌هایی که به «سیزده‌به‌در» احترام مخصوص می‌گذارند، از صبح آفتاب نزده، بشقاب و قابلمه و سیخ و منقل را بار می‌کنند و راهی می‌شوند. این دسته معمولن جایی دنج و مخصوص به خودشان دارند که اغیار را در آن راهی نیست. به‌همین دلیل هم بساط یک روز کامل را با خود می‌برند، چون رفتن‌شان با خودشان است و برگشتن‌شان با ….

اما خوردنی محبوب روز سیزده، «جوجه‌کباب» است که به‌شکل سنتی، آقایان منقل و زغالش را راه می‌اندازند و خانم‌ها سیخش را می‌گیرند. عصرانه هم که «کاهو و سکنجبین» است و سنت دیر‌پای سیزده که به هر قیمتی باید بر‌قرار بماند.

بازی‌ها هم در این روز نقش و جای‌گاهی ویژه دارند. از «پاسور‌بازی» و «تخته‌نرد» بگیر تا «سبزه گره زدن» که رسم و بازی‌ای برای دختران دم‌بخت است و بر‌آمده از فرهنگ مرد‌سالار که خوش‌بختی زن را تنها در ازدواج و قرار گرفتن زیر سایه‌ی مرد خلاصه می‌کند. درباره‌ی این سبزه گره زدن بیش‌تر خواهیم گفت.

در دانش‌نامه‌ی «ویکی‌پدیا» اما درباره‌ی سیزده‌به‌در آمده‌است: «… برخی بر این باورند که در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند اما برای اثبات این‌که ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند، هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد. بعد از سیزده‌به‌در، جشن‌های نوروزی پایان می‌پذیرد.»

گر‌چه فراگیرترین فرم برگزاری مراسم آخرین روز تعطیلات در سیزدهمین روز فروردین ‌ماه است، اما شکل‌های دیگری هم برای آن وجود دارد. از جمله این‌که در برخی نواحی استان سمنان، خوزستان و بختیاری، در چهاردهم فروردین و به‌نام «چارده‌به‌در» برگزار می‌شود.

درباره‌ی فلسفه‌ی سیزده‌به‌در، پیشینه و چه‌گونگی برگزاری آن، حرف و  حدیث بسیار است اما آن‌چه برای ما مهم است، بازی و شیطنت است. چیزی که در دشت و صحرا، زمینه‌ی آن فراوان وجود دارد.

در گرد‌هم‌آیی سیزدهم فروردین که مثل هر گرد‌هم‌آیی مردمی دیگری چندان باب طبع حاکمان امروز ایران نیست، بچه‌‌ها معمولن به بازی‌های خودشان مشغولند و بزرگ‌ترها هم به بازی‌های خودشان. بازی‌های بچه‌ها می‌تواند شامل انواع و اقسام بازی‌های توپی و غیر ‌توپی باشد. ورجه وورجه کردن و بالا و پایین پریدن برای آن‌ها آخر خوش‌بختی است و چون آخرین ساعات تعطیلات است، می‌خواهند از آخرین دقایق آزادی، نهایت استفاده را ببرند.

برای بزرگ‌ترها هم داستان تقریبن همین است. با این تفاوت که آن‌ها اغلب بازی‌های نشسته و حتا خوابیده را ترجیح می‌دهند چون فکر می‌کنند باید انرژی‌شان را برای کارهایی مهم‌تر ذخیره کنند. شاید به‌‌همین دلیل است که بازی با دسته‌ی ورق‌های بازی یا تخته‌نرد، مخصوصن در سال‌های اخیر و البته در میان مردان، فراگیر‌تر شده‌است. سوی دیگر ماجرا هم ممنوعیت نانوشته‌ی این بازی‌هاست که باعث محبوبیت‌شان شده. فارغ از روز سیزده،‌ این روزها در شمار زیادی از پارک‌ها، به‌خصوص بوستان‌های محلی تهران، عده‌ی زیادی از آقایان در گروه‌های سنی مختلف، به تخته‌بازی مشغولند.

زنان اما سهمی در این ماجراها ندارند. سهم آنان از بازی‌های روز سیزده معمولن بیش‌تر از همان سبزه گره زدن نیست. رسم و بازی‌ای که به نیت باز کردن بخت انجام می‌شود. این در حالی‌ست که برخی منابع، سیزده‌به‌در را جشنی زنانه دانسته‌اند اما تغییر شکل و شمایل آن در طول سالیان، تفاوتی برای زنان ایجاد نکرده و سودی به‌حال‌شان نداشته‌است.

«رضا مرادی غیاث آبادی»، پژوهش‌گر فرهنگ‌عامه، در وبلاگ «پژوهش‌های ایرانی» که به نوشته‌های خود او اختصاص دارد، در این‌باره می‌نویسد: «ادوارد پولاک، پزشک اتریشی ناصرالدین‌شاه و معلم مدرسه‌ی دارالفنون در سفرنامه‌ی خود به سال ۱۲۴۳ خورشیدی (۱۸۶۵ میلادی)، گزارش کرده است که زنان تهرانی در روز سیزده‌به‌در به آیینی کهن به دشت و صحرا می‌روند و دولت وقت، برای جلوگیری از این کار، عوارضی وضع کرده و مبلغی از زنان دریافت می‌کند. ماری شیل، همسر وزیر مختار بریتانیا در ایران در سفرنامه‌ی خود به سال ۱۲۲۸ خورشیدی (۱۸۵۰ میلادی) نقل کرده است که زنان برای سیزده‌به‌در به سنت قدیم به باغ سفارت‌خانه‌ی بریتانیا می‌آیند و به‌جز باغبان‌ها، هیچ مرد دیگری در آن‌جا نیست. هم‌چنین قهرمان میرزا عین‌السلطنه در روزنامه‌ی خاطرات خود شرح می‌دهد که هنگام عزیمت به شمیران در سال ۱۲۸۷ خورشیدی (۱909 میلادی)، دیده‌است که زنان به سیزده‌به‌در آمده بودند و سبزی‌های صحرایی را می‌چیدند در حالی‌که مردان به زراعت رفته بودند.»

این همه سبزه‌چینی اما تا‌به‌حال نتوانسته است بخت زنان ایران را باز کند و آنان را در موقعیت تازه‌ای قرار دهد که در آن دست‌کم بتوانند مثل مردان، هر بازی‌ای که می‌خواهند بکنند. حالا این‌روزها این دختران جوان و به‌اصطلاحی هم‌چنان مرد‌سالارانه، «دم‌بخت» هستند که به نیت باز شدن بخت‌شان (یعنی یافتن شوهر و رفتن به خانه‌ی بخت)، در سیزدهین روز سال نو، سبزه گره می‌زنند. بعضی‌های‌شان هم ممکن است زیر لب زمزمه کنند که: «سال دگر…بچه بغل… خانه‌ی شوهر…»

همین می‌شود که «شهرام زرگر»، نمایش‌نامه‌نویس، مترجم و مدرس تاتر در صفحه‌ی فیس‌بوک خود به طنز می‌نویسد:

«آموزش سبزه گره‌زنی در 21 دقیقه:

الف: گره زدن سبزه در بیابان به روش ملوانی. روشی محکم و مطمئن برای آنان که به استحکام پیوندها (= خِفت کردن شریک زندگی!) می‌اندیشند…»

زرگر، عکسی هم ضمیمه کرده‌است که گره‌ی ملوانی یک سبزه را به‌خوبی نمایش و آموزش می‌دهد.

این را هم یادتان باشد که نحسی هیچ رابطه‌ای با سیزده فروردین ندارد و متاسفانه، این طبیعت شام‌گاه روز سیزدهم فروردین است که خاطره‌ی نحسی از مردم دارد. سبزه‌های سفره‌ی هفت‌سین‌تان را که به رود سپردید، هوای طبیعت را هم داشته باشید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,