Saturday, 18 July 2015
04 July 2020
رازهايى از اعدام‌هاى دهه 80 ايران و گورهاى دسته جمعى افشا شد

«فاش شده توسط یک کارمند سابق قوه قضاییه»

2012 April 02

منبع:  دبى  العربیه.نت

در یک سرى گزارش که توسط مسعود نقره‌کار و به نقل از یک کارمند ذى نفوذ سابق قوه ى قضاییه‌ى ایران منتشر شده است پرده از رازهایى در زندان‌هاى ایران برداشته شده است که مى‌تواند بر افکار عمومى تاثیر بسزایى داشته باشد. این نویسنده به نقل از منبع خود در پانزدهمین بخش از گزارش‌هاى خویش توضیح مى‌دهد که «خمینی مثل اکثر آیت‌اله‌ها و مجتهدین بر مبنای احادیث و احکام ابتدا نظرش این بود که بعد از کشتن منافق، جسد را باید در بیابان رها کرد تا طعمه حیوانات شود» گفتنى است «منافق»، «محارب»، «ضد انقلاب» و چندین ناسزا و برچسب دیگر، از آغاز پیروزى انقلاب سال 1979 تا کنون «اتهاماتى» شمرده شده است که مخالفان و منتقدان را روانه ى چوبه‌هاى دار، سینه‌هاى دیوار و انواع اعدام‌هاى دیگر که یکى از آن‌ها «تعزیر حتى الموت» (شلاق تا مرگ) مى‌باشد، کرده است.

در این بخش از سرى گزارش‌هاى منتشر شده در گویا نیوز به نقل از کارمند سابق حکومت ایران، روشن مى‌شود که رهبر پیشین جمهورى‌اسلامى از ترس فاش شدن ارقام بالاى تیرباران شده‌ها، حلق آویزگشته‌ها و زیرشکنجه جان باخته‌ها، نصیحت ناصحان را مى‌پذیرد و از رها کردن اجساد در بیابان‌ها طبق نظریه‌ى سنتى فقها، منصرف شده، به طرح گورهاى دسته جمعى دور افتاده تن مى‌دهد.

گورهای ناشناخته

گزارش حاکى است که در کشتار تابستان ۱۳۶۷ هجرى خورشیدی (1988 میلادى) چون تعداد قربانیان بسیار زیاد بود و اعدام‌ها، دسته جمعی و در فواصل کوتاه انجام می‌شد، جسد قربانیان در گورهای دسته جمعی در مناطق مختلف دفن شدند. لذا هنوز بسیاری از این مناطق ناشناخته مانده‌اند.

کارمند سابق قوه ى قضاییه مى‌گوید: «برخی مناطق لو رفتند و یا توسط ماموران به خانواده‌ها گفته شدند، برخی را خانواده قربانیان بر اثر تصادف شناسایی کردند. در شیراز در یکی دو منطقه جسدها را چون باعجله دفن کرده بودند و عمق گور‌ها کم بود باران مهر‌ماه همان سال خاک را شسته بود و جسدها نمایان شده بودند و ره‌گذران پی بردند که آن منطقه گور دسته جمعی ست و خبر پیچیده بود.»

وى مى‌افزاید: در شیراز برنامه دفن در گورهای جمعی در غالب مواقع توسط شاهرخ صبوری و حسین الهی و سرمست اخلاق تابنده انجام می‌شد، سرمست تا ۶۳-۶۴ (1984- 1985) به عنوان راننده لودر در دفن قربانیان نقش داشت و بعد نعمت زراعت پیشه این وظیفه را به عهده گرفت. شاهرخ محل را مشخص می‌کرد و سرمست و بعدها نعمت از ساعت ۱۱ تا ۱ بعداز نیمه شب گور راحفر می‌کرد و حدود ساعت یک بعد از نیمه شب، یا شب بعد در تاریکی اجساد را می‌بردند و می‌ریختند توی گور و بلافاصله هم لودر روی اجساد خاک می‌ریخت.

او توضیح مى‌دهد: معمولن بعد از بیست روز می‌آمدند خاک را زیرو رو می‌کردند و گرد سفیدی که در بشکه‌های آبی بود، روی اجساد می‌ریختند و روی آن سیمان خالی می‌کردند. اوایل تصور من این بود که این گرد سفید آهک است و آهک باعت از بین رفتن سریع تر جسد می‌شود، اما بعد‌ها شنیدم یک ماده شیمیایی با بوی بسیار تند بود، هم برای سمپاشی و هم از بین رفتن سریع اجساد. گاهی از یک گور دسته جمعی به دفعات برای دفن استفاده می‌کردند.

همین مسئول مطلع سابق فاش مى‌سازد: در شیراز دو گور دسته جمعی بزرگ وجود دارد و چندین گور دسته جمعی کوچک و پراکنده. او سپس در مورد هر کدام توضیحات مفصلى مى‌دهد.

نشانی گورها

گورهاى جمعى مورد اشاره‌ى وى عبارت‌اند از: گور موجود در پادگان امام حسین فعلی (پادگان مسگر سابق) و میدان چوگان روبه‌روی این پادگان، مناطقی از دارالرحمه شیراز به نشانی جاده کمر بندی و خیابان اصلی شهرک شیخ علی چوپان، محله یا روستای مخروبه‌ای به نام محله «چنار سوخته» به طرف دشت ارژنگ، گورستان قدیمی دارالسلام در جوار دروازه شاه داعی‌اله، اطراف تیمارستان سلامی در جاده اکبر‌آباد یا جاده فسا، آب انبار قوزی از شیراز به طرف مرو دشت و قصر صاحب الزمان (یا پادگان صاحب الزمان در جنوبی‌ترین منطقه شیراز)، هفت گور دسته جمعی در مناطق پرتى در جاده سیمان شیراز، اطراف پل حسین‌آباد جاده فسا و چاه‌هاى خشکى در مناطق مختلف از جمله در زندان سپاه.

کارمند مطلع و ذى نفوذ سابق قوه ى قضاییه‌ى ایران اسامى بعضى از قربانیانى را که مى‌شناسد و مى‌داند که در «دارالرحمه» دفن شده‌اند را به این ترتیب نام مى ‌برد: وحید ( یا سعید) کریمی، مسعود ده بزرگی، مهرداد نجاتی، مینا طالب پور، شهلا فرهی، مینا وحیدی و مصطفی میبدی. او مى‌افزاید: می‌گفتند پنج نفر آخری به دار آویخته شدند و بقیه تیرباران شدند.

وى هم‌چنین یک لیست 80 نفرى از شکنجه‌گران و اعدام‌گران را با نام و شهرت و بعضى از ویژگى‌ها ذکر مى کند، ولى اضافه مى‌نماید که ممکن است بعضى از این نام‌ها «مستعار» باشند.

او در مورد بعضى از این‌ها مى‌گوید که در جریان اعدام‌های سال ۶۷ بسیار فعال بوده و سابقه تجاوز به دختران و زنان محکوم به اعدام داشته‌اند. بعضى از آن‌ها را هم بسیار وحشى، منحرف، سادیست، عصبى و شدیدن بى‌رحم توصیف کرده است.

این کارمند سابق قوه ى قضاییه ایران راز بعضى از قتل‌ها را فاش مى‌کند که در زمان خود «خودسوزى» یا «خودکشى»  قلم‌داد شده‌اند.

او نه تنها گزارش‌هاى وجود تجاوزات جنسى به دختران و پسران جوان و زنان در شکنجه گاه‌هاى ایران را تایید مى‌کند، بلکه مى‌افزاید: عمل خون‌گیری و در آوردن عضو بدن زندانی اعدامی در بیمارستان حافظ، طبقه آخر، که بخش سپاه پاسداران بود، توسط پزشکان سپاه انجام می شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,