Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
زن ایرانی

«نگاهی به زندگی مریم فیروز»

2012 April 03

سایه کوثری/ رادیو کوچه

«مریم فیروز» را نخستین زنی می‌دانند که عضو گروه سیاسی یک حزب در ایران شده است.

او را به پیشینه اشرافی، رفتار سنت‌شکنانه، دوستی با نخبگان و زندگی با «نورالدین کیانوری» و البته زندان‌های طولانی مدتش می‌شناسند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او به جز زندان هفده سال از زندگی‌اش را هم در حبس خانگی و بیست و دو سال را در تبعید به سر برده است.

مریم فیروز فرزند «عبدالحسین فرمانفرما»، شاه‌زاده قجر در سال 1293  به دنیا آمد. سی ساله بود که عضو حزب توده شد و عمده فعالیت خود را به شاخه زنان حزب متمرکز کرد.

مریم فیروز در کرمانشاه متولد شد اما تحصیلات ابتدایی، متوسطه و عالی را در تهران به‌پایان رساند و دکترای ادبیات فرانسه گرفت.

تحصیلات اولیه، تا کلاس پنجم ابتدایی را به هم‌راه معلم سرخانه در منزل پدری گذراند سپس در مدرسه‌ی ناموس به ادامه تحصیل پرداخت.

مریم به خاطرهوش و استعداد سرشار طی هفت سال به زبان فرانسه و عربی تسلط یافت وسپس در مدرسه فرانسوی ژاندراک به ادامه تحصیل پرداخت. در این دوران نزد معلمان برجسته‌ای چون «توبا آزموده» و «صدیقه دولت آبادی» که در زمره پیش‌کسوتان جنبش اجتماعی زنان بودند آموزش یافت.

چهارده سال داشت که با «عباس‌قلی اسفندیاری» فرزند محتشم السلطنه، رییس مجلس شورای ملی ازدواج کرد که این امر بنا به درخواست پدرش و با ملاحظات سیاسی انجام گرفت و نتیجه آن دو دختر به نام‌های افسانه و افسر اسفندیاری بود.

اختلافات رضاشاه با پدر مریم موجب شد که با مسایل سیاسی از یک سو و غصب اموال فرمانفرماییان توسط رضاخان مریم به ضدیت با خاندان پهلوی کشانده شود.

اخلاف سنی سی ساله مریم با همسرش هم موجب شده بود که هیچ‌گونه تفاهم اخلاقی با همسرش نداشته باشد ولی بنا به اظهار خودش تا زمان حیات پدر به زندگی مشترک با اسفندیاری ادامه داد و پس از فوت پدر طلاق گرفت.

در این مقطع دامنه مطالعات خود را افزایش داد و این در شرایطی بود که جنگ جهانی دوم در حال خاتمه بود و فعالیت های ضد فاشیستی در ایران ابزاری علیه رژیم پهلوی شده بود.

مریم فیروز آن گونه که خود می‌گوید فعالیت در جهت استیفای حقوق زنان ایران بیش از مبارزات سیاسی برایش اهمیت داشت و این در شرایطی بود که با آرشیتکت جوانی به نام نورالدین کیانوری نوه  شیخ فضل‌اله نوری که عضو حزب توده بود آشنا شد.

مریم به خاطرهوش و استعداد سرشار طی هفت سال به زبان فرانسه و عربی تسلط یافت وسپس در مدرسه فرانسوی ژاندراک به ادامه تحصیل پرداخت. در این دوران نزد معلمان برجسته‌ای چون «توبا آزموده» و «صدیقه دولت آبادی» که در زمره پیش‌کسوتان جنبش اجتماعی زنان بودند آموزش یافت.

پیش از آشنایی و ازدواج با کیانوری از سوی بزرگ علوی به تشکیلات غیر رسمی که در آن خواهران اسکندری و خواهران بزرگ علوی عضویت داشتند معرفی و فعالیت خود را در زمینه مطالبات جنسیتی آغاز کرد.

پس از ازدواج با کیانوری و آشنایی با حزب توده به خاطرمخالفت سلیمان میرزا اسکندری با عضویت زنان در حزب توده و حتا همسرش کیانوری اقدام به تاسیس سازمان جنسیتی زنان در کنار حزب توده زد و نشریه بیداری ما را منتشر کرد.

با مرگ سلیمان میرزا و پذیرش عضویت زنان در حزب توده تشکیلاتی به نام سازمان زنان را تاسیس و نشریه  «جهان زنانی را منتشر کرد. هر چند که در ظاهر این سازمان جنسیتی خود را تشکیلاتی مستقل و دموکراتیک می‌دانست اما روی‌کرد عمده  سیاسی این سازمان رنگ و بوی حزبی را بیش‌تر منتشر می‌کرد.

مریم فیروز با استناد به اساس‌نامه حزب می‌گفت که آن‌چه او را به حزب توده کشانیده  تصور این بوده است که زن مثل یک مرد حق دارد.

مریم فیروز در اولین کنگره  حزبی به رغم مخالفت بخشی از رهبری حزب که با دیدگاهی سنتی و ارتدوکس به زنان نگاه می‌کردند عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده شد و این در شرایطی بود که فدراسیون بین المللی زنان اروپا تاسیس و مریم فیروز به عنوان نماینده  زنان ایران در آن شرکت کرد.

با ترور شاه در بهمن 1327 زندگی مخفی را تجربه کرد و هم‌زمان با محاکمه برخی ار سران حزب به اتهام ترور محمدرضا پهلوی غیابا به حبس ابد محکوم شد.

در همین زمان اولین بیانیه سیاسی دوران مخفی سازمان زنان برای تداوم فعالیت‌ها تا دست‌یابی به هدف‌های مبارزه صادر شد.

سازمان زنان با سازماندهی زنان که عمدتن روی‌کردی صنفی،سیاسی داشت تا جنسیتی مبارزه خود را تا کودتای 28 مرداد 1332 ادامه داد.

پس از کودتای 28 مرداد مریم فیروز به وسیله شناس‌نامه یکی از منسوبین خود پاسپورت گرفته و به اروپا و از آن‌جا به اتحاد جماهیر شوروی رفت.

فدراسیون بین‌المللی زنان که در دهه 1340 در «هلسینکی» برگزار شد و نمایندگان زن ایران به نیابت از اشرف پهلوی در آن شرکت کرده بودند مریم فیروز را بر آن داشت تا به افشاگری در مورد ستم مضاعف علیه زنان ایران بپردازد.

مریم فیروز در مهاجرت به عنوان استاد زبان فرانسه تدریس می‌کرد.

پس از انقلاب اسلامی 1357 با همسرش کیانوری به ایران بازگشت و سازمانی موسوم به تشکیلات دمکراتیک زنان ایران را بنیان نهاد و دبیر کلی آن را پذیرفت. در پی آن نشریه زنان جهان با سرمایه حزب توده منتشر کرد که با دست‌گیری رهبران حزب و مریم فیروز فعالیت آنان متوقف شد. از مریم فیروز کتاب‌هایی به نام چهره‌های درخشان و مادرنامه و خاطرات مریم فیروز چاپ شده است.

محمدعلی عمویی در مورد او گفته است: «واقعن حیرت‌آور است که خانم فیروز چقدر راحت به نسب قاجاری و اشرافی خود دست رد زد. پشت کرد به تمام مزایای طبقاتی که داشت و زندگی خود را وقف آشنا کردن زنان به حقوق‌شان کرد. جمعیت دمکراتیک زنان زمانی تاسیس شد که اساسن حقوق زن مطرح نبود. در این جمعیت، مسایلی چون حق مردان برای طلاق اختیاری یا تبعیض‌های وحشتناک قانونی یا تربیتی بین دختر و پسر بررسی می‌شد.»

با وقوع انقلاب مریم فیروز پس از 22 سال تبعید ایران بازگشت و دوباره به فعالیت پرداخت تا آن‌که در سال 1361 دست‌گیر شد.

 مریم فیروز افزون بر چند ترجمه و مقاله، کتابی به نام چهره‌های درخشان نوشته که شرحی است از فداکاری‌ها و حمایت‌ مردم عادی از افراد سیاسی تحت تعقیب حکومت پهلوی.

 او در این کتاب، از این چهره‌های گمنام و درخشان قدردانی می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,