Saturday, 18 July 2015
09 August 2020
هفت‌سنگ

«بگو میر‌نوروزی بیاید»

2012 March 21

رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

سرزمین ما، ایران، از دیر‌باز عرصه‌ی زندگی آیین‌هایی بوده است که نیاکان ما با آن‌ها جهان اطراف خود را تعریف و باز‌شناسی می‌کردند. آیین‌هایی که ریشه در اندیشه‌هایی ژرف داشته‌اند و از بن‌مایه‌های فلسفی خردمندان این دیار می‌آمده‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از جمله‌ی این سنت‌های نوروزی که در آن بازی و سرگرمی هم وجود داشت و دیگر حتا در دور‌افتاده‌ترین نقاط کشورمان هم وجود ندارد‌،«میر‌نوروزی» بود که به‌عنوان رسمی نمایشی شناخته می‌شد. البته ناگفته نماند که مثل بسیاری دیگر از نمایش‌ها و خرده نمایش‌های ایرانی، در میر‌نوروزی نیز تماشاگران جزیی از بازی‌ بودند و بدون آن‌ها، پیشرفت بازی، ناممکن بود.

نقش تماشا‌کنندگان در نمایش‌های ایرانی، نقشی فعال است که بر جذابیت‌های بازی می‌افزاید. یعنی شما یک موجود منفعل که تنها به تماشای چیزی نشسته است، نیستید و در پیش‌برد ماجرا نقش و تاثیر دارید. حالا این‌که دوست داشته باشید چه‌گونه اثری داشته باشید و آیا ترجیح می‌دهید نام نیکی از شما باقی بماند یا نه، بحثی است به قول قدیمی‌ها علا‌حده.

و اما، حالا که عید است و دل‌ها همه خوش و لب‌ها همه خندان و هیچ مشکل و سختی در کار نیست و «همه چیز آرام است و من چه‌قدر خوش‌بختم»…، می‌خواهیم برویم سراغ میر‌نوروزی، تا هم حال و احوالی بپرسیم و پی‌گیر ماجراهایش شویم و هم بازی‌ای کرده باشیم و تفریحی. به این امید که روزی هر‌چه زودتر، در بازی زندگی، میر‌‌نوروزی بیاید -که به شدت نیازمند آمدنش هستیم- و با ما و مردمان ما به بازی بنشیند.

میر‌نوروزی یکی از مراسم مربوط به جشن نوروز بود که در ایران مقارن با بهار انجام می‌دادند

در «ویکی‌پدیا» درباره‌ی میر‌نوروزی آمده است: «میر‌نوروزی یکی از مراسم مربوط به جشن نوروز بود که در ایران مقارن با بهار انجام می‌دادند. در ایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه، فردی عامی و از میان مردم را به‌عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر‌نوروزی انتخاب می‌کردند و فرمانرویان و حکام محلی، برای یک یا چند روز، زمام امور شهر را به عهده‌اش می‌گذاشتند. در مدت امارت موقتی میر‌نوروزی ظاهرن عنان اختیار را به دست وی سپرده و اوامر او را رعایت کرده و لازم‌الاجرا می‌دانسته‌اند. پس از انقضای ایام نوروز، پادشاهی او نیز به پایان می‌رسیده ‌است. از آغاز تا انجام دوره‌ی حکومت سپنجی‌(حکومت عاریتی)، حق هر گونه خندیدن یا تبسم از میر‌نوروزی سلب می‌شد و وظیفه‌ی همه‌گان این بود که در صورت مشاهده‌ی کم‌ترین خنده یا تبسم از میر، وی را از مقامش خلع کنند. بزرگان شهر نیز امکانات گوناگون و شمشیر و خنجر و انواع وسایل مورد نیاز را در اختیار وی و یارانش می‌گذارده‌اند و مردم شهر هم دستورهای میر را که بسیاری از آن‌ها در جهت فراهم ساختن شادی و نشاط و سرگرمی عموم و خنداندن طبقات مردم صادر می‌شده، به طیب خاطر، اجرا می‌کرده‌اند.»

اما ماجرای میر‌نوروزی به همین سادگی‌ها هم نیست و هم‌چون نوروز،‌ رازهایی در خود دارد. آن‌چه به نوروز راز‌ وارگی می‌بخشد هم همین آیین‌هاست که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌شود. حیرت‌انگیز این‌که می‌بینیم نوروز همیشه و همه‌جا با هیجان و آشفتگی و در‌هم‌ریختگی آغاز می‌شود. بی‌نظمی یکی از مظاهر آمدن نوروز است. به گفته‌ی برخی باستان‌شناسان، ایرانیان باستان، نا‌آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی، آن‌ها را به‌عمد به‌وجود می‌آوردند، چنان‌که در رسم «بازگشت مردگان» (از 26‌ اسفند‌ ماه تا پنج‌ فروردین ماه)، چون عقیده داشتند که «فروهر‌«‌ها یا ارواح درگذشتگان باز‌می‌گردند، افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدین‌گونه فاصله‌ی میان مرگ‌و‌زندگی و هست‌و‌نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک‌ساله را محو می‌کردند.

باز‌مانده‌ی این رسم، تا همین چند سال پیش هم ادامه داشت و آن، آمدن «حاجی‌فیروز» یا «آتش‌افروز» بود. البته این حاجی‌فیروز با حاجی‌فیروزهای کثیف و بد‌شکلی که در سال‌های اخیر، دم‌ عیدی سر چهار‌راه‌ها به تکدی‌گری می‌پردازند، تفاوت از زمین تا آسمان داشت. حاجی‌فیروزهای امروزی را می‌توان شکلی بی‌سلیقه و تغییر‌یافته از سر کج‌فهمی آن حاجی‌فیروز دانست.

همه‌ی این‌ها را آوردیم تا بگوییم که رسم میر‌نوروزی هم از دیگر آشفتگی‌های ساختگی روزهای آخر سال کهنه و اول سال تازه بود. در این آیین، جای ارباب و رعیت عوض می‌شد و به قصد تفریح، کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر‌می‌گزیدند و سلطان موقت‌ (طبق قواعدی) اگر فرمان‌های بی‌جا صادر می‌کرد، از مقام امیری بر‌کنار می‌شد.

حضرت «حافظ» نیز که خودش و دیوانش تنها در روزهای اول سال و مخصوصن در لحظه‌ی سال تحویل از تاقچه یا کتاب‌خانه‌ی اغلب ما ایرانیان پایین می‌آید و گرد‌گیری می‌شود، تا چند روزی در کنار سفره‌ی هفت‌سین بنشیند و دوباره، تا سال بعد، برمی‌گردد سر جایش، در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر‌نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد. او می‌فرماید: «سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون‌ آی/ که بیش از چند روزی نیست حکم میر‌نوروزی…»

گرچه گفته می‌شود که در بازی میر‌نوروزی، جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده ‌است، اما به این قول چندان نمی‌توان اعتماد کرد. برخی بر این باور بودند که در این روزهای بی‌نظمی، ممکن است بلایی بر حاکم نازل ‌شود و به همین دلیل میر‌نوروزی را به‌جای او برمی‌گزیدند و می‌نشاندند تا سلطان از گزند بلا مصون بماند.

احکامی که میرنوروزی صادر می‌کرده، پس از نوروز به حال اول بازگردانده می‌شده‌ است و جالب این‌که نظیر این جشن و بازی در «بابل» و در بین دیگر ملل نیز مرسوم بوده است. نشانی از میر‌نوروزی را هم در اثر مشهور «سروانتس» یعنی «دن‌کیشوت» می‌توان دید: «قهرمان داستان را که به ظاهر سفیه و نادان است، در شهری لباس شاهان می‌پوشانند تا چند روزی حاکم باشد و مردمان تفریح کنند. هم‌چنین، از شواهد امر چنین بر می‌آید که میر‌نوروزی نه تنها در ایران و در آغاز سال نو مرسوم بوده، بل‌که هم‌پای گسترش آیین نوروزی در قلمرو اسلام که به وسیله‌ی ایرانیان انجام می‌گرفت، برگزیدن میر‌نوروزی در برخی کشورها از جمله «مصر» هم رواج پیدا کرد.

به امید آمدن دوباره‌ی میر‌نوروزی به سرزمین ما، ایران.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,