شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
کوچه سیاست

«و این‌گونه نوروز، پیروز ماند»

۱۳۹۱ فروردین ۰۳

کامبیز غفوری/رادیو کوچه

«نوروزتان پیروز» این واژه را در ایام نوروزی بسیار شنیده و می‌شنویم. به‌واقع این نوروز است که از نبردهای طولانی در درازنای تاریخ با جریان‌ها و کسانی که قصد نابودی‌اش را داشته‌اند، سرافراز بیرون آمده است. از زمان حمله اعراب به ایران و انقراض پادشاهی ساسانی که واپسین منادی برگزاری نوروز در دوران باستان بود، تا سال‌های اخیر که درنهایت این جشن به صورت یک مناسبت و میراث جهانی در سازمان ملل به رسمیت شناخته‌شد، این منادی بهار، نام بلند خویش را از کوران حوادث گوناگون به در برده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کوچه سیاست امروز بوی نوروز به خود گرفته‌است. نخستین برنامه کوچه سیاست در سال جدید اختصاص دارد به مرور نبردی تاریخی میان مرگ‌خواهان نوروز و بزرگ‌دارندگان این روز تا روزگار ما.

چون نیک نگه کرد پر خویش در او دید

پس از حمله‌ی اعراب به ایران، اراده‌ای برای زدودن هر چه نام و رنگ ایرانی داشت با قدرت هر چه تمام‌تر شروع به حذف آیین‌های به جامانده از ایرانیان و جای‌گزینی فرهنگ مهاجمان به جای آن کرد. این، تنها اعراب مسلمان نبودند که با غیراسلامی دانستن آیین‌های کهن ایرانی و به انحای مختلف، از کتاب‌سوزان‌ها تا تخریب اماکن زرتشتی و تحقیر زبان فارسی، سعی در پاک‌کردن این رسم‌های زیبا کردند، بل‌که برخی از نومسلمانان ایرانی که آنک «کاتولیک‌تر از پاپ» شده‌بودند در صف اول تهاجم قرار گرفتند.

امام محمد غزالی، فقیه ایرانی تباری که در میان مسلمانان چهره‌ای شناخته‌شده است، در کتاب «کیمیای سعادت»اش، جشن‌های نوروز و سده را اظهار شعایر گبران نامیده و از این‌رو توصیه کرد که کسی حتا نام این مراسم را نبرد.[1] «محمود زمخشری»، مفسر و محدث و نحوی ایرانی‌تبار که آثار او در علم نحو زبان عربی هنوز تدریس می‌شود، از این هم فراتر رفت و در کنار مذموم دانستن بزرگ‌داشت نوروز و مهرگان[2]، اظهار داشت که راضی‌تر است تا به زبان عربی دشنام بشنود تا این‌که به فارسی ستایش‌اش کنند [3] جالب این‌جاست که غزالی و زمخشری، به ترتیب از اهالی توس و خوارزم بودند، دو شهری که به پاس‌داشت زبان و فرهنگ پارسی شهره‌اند.

ره‌روان خلف آن‌ها در دوران معاصر نیز بسیارند. مرتضی مطهری که در ادبیات جمهوری‌اسلامی از وی با عنوان «استاد و معلم شهید» نام برده می‌شود، علم مخالفت با آیین‌هایی چون نوروز و چهارشنبه‌سوری را برافراشت و آیت‌اله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری خواستار جای‌گزینی عید غدیر به جای نوروز شد.[4[

در برابر هجمه‌هایی این‌چنین از سوی فرهنگ‌های مهاجم و پاره‌ای از ایرانی‌تباران متعصب مذهبی، نوروز نه‌تنها در جغرافیای ایران امروز، بل‌که در پهنه‌ای وسیع که بخش‌های بزرگی از قاره کهن را دربرمی‌گیرد، سینه تاریخ را شکافت و هم‌اکنون بیش از سیصدمیلیون نفر در جهان سرگرم گرامی‌داشت آنند. شاید اگر در بزنگاه تاریخی زمان فروپاشی شوروی سابق و پس از آن، سرنگونی حکومت ضدایرانی صدام‌حسین در عراق، ایران واجد حکومتی به‌واقع ملی و مردمی بود، می‌توانست به مثابه مرکزی برای جذب بیش‌تر علاقه‌مندان این آیین کهن در میان همسایگان خود عمل کند و چه‌بسا هم‌اکنون نوروز رنگ و بویی از این‌هم زیباتر در تمام منطقه به خود می‌گرفت، اما به بیان شیرین حکیم ناصرخسرو در شعر زیبای عقاب، «گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست».

فراز و نشیب نوروز در کشورهای دیگر

این کُردها بودند که باوجود تمام دشواری‌ها، نوروز را در ترکیه و سوریه و عراق و هرجای دیگری که در آن ساکن شدند به‌عنوان بخشی از فرهنگ دیرپای خود زنده نگه داشتند. حکومت عراق با روی‌کرد ضدایرانی خود، هر چه تلاش کرد نتوانست این رسم را از میان کردهای این کشور بزداید، کما این‌که در ترکیه نیز مبارزه کردها برای احقاق حقوق خود و سعی آنان در جهت حفظ فرهنگ و زبانشان ادامه داشته و امسال هم این کشور شاهد برخوردهایی خونین میان پلیس و تظاهرکنندگان در استان‌های کردنشین بود.

این کُردها بودند که باوجود تمام دشواری‌ها، نوروز را در ترکیه و سوریه و عراق و هرجای دیگری که در آن ساکن شدند به‌عنوان بخشی از فرهنگ دیرپای خود زنده نگه داشتند

در افغانستان، نه طالبان موفق شد تا به زور اسلحه مردم این کشور را از برپایی آیین‌های سال نو منع کند و نه پیشینیان آن‌ها توانسته‌بودند پیوند تاریخی افغان‌ها را با جشن بهاران‌شان قطع کنند. مبارزه با نوروز هنوز هم از سوی برخی از ملایان افغانستان ترویج می‌شود اما شور و شوق مردم این کشور در روزهای نخست هر سال، گواهی است از پایایی و شکوه‌مندی نوروز در میان افغان‌ها.

در شمال مرزهای ایران، ملت‌هایی که در چند دهه شاهد آن بودند که حکومت شوروی جشن کهن‌سال آنان را ارتجاعی می‌خواند و با آن می‌ستیزد، بالاخره در همان دهه پایانی عمر کشور شوراها، پذیرش نوروز را به حکومت وقت تحمیل کردند و برگزاری مراسم آن‌را از سر گرفتند. افسوس که در آن زمان، ایرانیان در استان‌های هم‌مرز با شوروی که می‌توانستند به زحمت تصاویر تلویزیونی این کشور را با آنتن‌های قدیمی بر‌گیرنده‌های خود ببینند، با حسرت به رقص و آواز دخترکان زیبای آذری و ترکمن و تاجیک می‌نگریستند چرا که در سیمای جمهوری‌اسلامی و در کشوری که مهد نوروز به شمار می‌رود، سال‌ها بود که قصه به گونه‌ای دیگر بود.

پس از فروپاشی شوروی و افزایش اشتیاق و اراده مردمی که در جمهوری‌های به جا مانده از این کشور، نوروز را جشن می‌گرفتند، در ایران حکومتی برپا بود که به جای رابزنی فرهنگی مضاعف در این زمینه، شروع به فرستادن رساله‌های عملیه و انواع کتاب‌های مذهبی با قیمت‌های نازل و چه‌بسا رایگان به این مناطق نمود، با این وجود امروزه، تاجیکان در ایام نوروز خانه‌تکانی و گل‌گردانی می‌کنند، قزاق‌ها با لباس نو وسفیدشان به استقبال بهار رفته، ازبک‌ها در بخارا و سمرقند و خوارزم دست‌افشانی می‌کنند و در جمهوری آذربایجان نیز ده‌ها مراسم زیبا برگزار می‌شود.[5] جالب این‌جاست که سال‌های اخیر روسیه نیز تحت تاثیر نوروز قرار گرفته‌ و جشن نوروز امسال در ورزش‌گاه «لوژنیکی» مسکو نیز برگزار شد[6[

ایران و بهاری که همیشه خجسته بود

شاید این روزها، زایش‌گاه و مهد نوروز، ایام خوشی را نمی‌گذراند و آن‌قدری هم که حاکمان مذهبی ایران با مردم در بزرگ‌داشت این روز هم‌راهی نشان می‌دهند از سرناچاری است. درست است که حتا پیشنهاد شناخته‌شدن نوروز به عنوان یک مناسبت جهانی از سوی سازمان ملل در فوریه 2010 از سوی ایران نبود و ابتکار آن به نام جمهوری آذربایجان ثبت شد، و متاسفانه بدیهی است که امروزه متولی شایسته‌ای برای حفظ و پاس‌داشت فرهنگ کهن‌سال خود نداریم اما برای آن‌چه مایه امید و چه‌بسا تفاخر است، همین بس که قرن‌هاست سینه‌به‌سینه و نسل‌به‌نسل، در شعر و ادب و موسیقی و قصه‌هایمان، میراث نوروزی را به یک‌دیگر رسانده‌ایم و خواهیم رساند. امروز فرزندانی که حتا در خارج ایران به دنیا آمده و به سبب مهاجرت و تبعید والدین خود در دیاری دورتر می‌بالند و رشد می‌کنند، به همت پدران و مادران خود تمامی هفت‌ عدد «سین» سفره‌های نوروزی را از بَرَند و از بوی عید و شوق عیدی همان‌گونه لذت می‌برند که هم‌نسلانشان در داخل ایران ذوق تحویل سال نو را دارند. شاید رمز پیروزی نوروز در همه‌ی ما نهفته باشد. «ما» که هرگاه هم‌دل بودیم، پیروز میدان نبرد شدیم…

پانوشت‌ها:

  1. این منبع
  2. اینجا
  3. رجوع شود به این لینک
  4. اینجا
  5. به این سایت مراجعه شود
  6. خبر از سایت ایراس

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,