Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
ممنوعیت افغان‌ها در روز طبیعت،

«از دوردست سوسوی نوری می‌بینم»

2012 April 03

عبدالسلام سلیمی

حضور افغان‌ها در روز (سیزده‌به‌در) در پارک کوهستانی صفه اصفهان ممنوع است و با هم‌کاری نیروهای این کمیته، پلیس امنیت و اداره اماکن از ورود آن‌ها جلوگیری می‌شود. (سایت خبری شهرداری اصفهان نقل از مسئول کمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفر این شهر)

1- این خبر با مخالفت و انعکاس گسترده رسانه‌های مستقل و اپوزسیون جمهوری اسلامی مواجه شده، اما هرچه جست‌جو نمودم تا لحظه‌ی نگارش این تحلیل، نقد و اعتراضی نسبت به این تصمیم مسوولین در رسانه‌های رسمی و مدافع نظام نیافتم.

2- عموم شهروندان و گروه‌های مختلف مردمی نسبت به این تصمیم و رفتار غیرانسانی عکس‌العمل منفی نشان داده‌اند، حتا بازدیدکنندگان و خوانندگان سایت‌های محافظه‌کار که معمولن هوادار این جناح سیاسی‌اند هم اعتراض شدید خود را در بخش نظرات اعلام نموده‌اند. این قضیه نشان‌دهنده اختلاف دیدگاه بین عرصه رسمی و سپهر عمومی است، دقیقن مانند شیوه مواجهه با قضیه سوریه که همه ایرانیان از کشتار مردم توسط رژیم بشاراسد اعلام انزجار می‌کنند، ولی نظام از حکومت سوریه دفاع یا سکوت کرده است. در قضیه رابطه‌ی سیاسی با آمریکا نیز وضع بدین منوال است. این مثال‌ها بدین معنا نیست که مردم در همه حال و از روی عناد و احساس، دیدگاهی مخالف با نظام پیدا می‌کنند. به‌عنوان مثال در ایام گذشته پیام صلح و دوستی تعدادی از جوانان اسراییلی برای شهروندان ایرانی نه با استقبال که با مخالفت گسترده آنان به‌خصوص مواجه شد. در این زمینه حکومت و مردم یک‌دل‌اند. همیشه گفته‌اند افکار یا وجدان عمومی به‌ترین قاضی است.

به احتمال زیاد در چند روز آینده مقامات رسمی نسبت به تصمیم مسوولان اصفهانی نیز اعتراض و آن‌ها را وادار به عذرخواهی خواهند نمود. شاید هم زمانی که شما مشغول مطالعه این مقاله هستند این کار را کرده باشند. دست آن‌ها هم درد نکند، اگر چنین باشد.

3- خوش‌بختانه شاهد وقوع بعضی تغییرات مثبت فرهنگی و فکری در سطح جامعه هستیم. ما ایرانی‌ها برخلاف گذشته دیگر چندان برای هم‌دیگر نوشابه باز نمی‌کنیم. استاد بهنود می‌گفت: «ما شدیدن ناسیونالیست هستیم و چنان‌چه کسی این حس را نوازش کند براحتی می‌تواند از آن بهره‌برداری کند». منظورش این بود که سردمداران بسیاری بر این موج سوار گشته و قرن‌ها بر این سرزمین حکم رانده‌اند. حکومت‌های صفوی و افشاری و پهلوی نمونه‌های بارز آن است.  مسوولین ذیربط در اصفهان نیز لابد پنداشته‌اند که این تصمیم خوشایند مردم اصفهان خواهد بود. وقتی کار فرهنگ را به غیر اهلش می‌سپارند همین است دیگر، توجه نکرده‌‌اند که فرهنگ و افکار مردم و این درحال تغییر و تعدیل است. دیگر شوهای تبلیغاتی سلطنت‌طلبان و پان‌ایرانیست‌های خارج‌نشین برای تحریک حس وطن‌دوستی مردم به نیت سواستفاده سیاسی از آن کارساز نیست یا تاکتیک تبلیغاتی رییس‌دولت در تمجید غلوآمیز از شخصیت محبوب ایرانیان ابوالقاسم فردوسی در تاجیکستان مورد استقبال مردم واقع نمی‌شود.

-4این تغییرات فرهنگی در بعضی مواقع بر رفتار مسوولین نیز تاثیرگذار شده است. نمونه‌های بسیاری را می‌توان ذکر نمود. شبیه قضیه اصفهان به یاد دارم که 7 سال پیش پس از افتتاح مسجد بزرگ اهل سنت در شیراز، مسوولین از هیت امنای مسجد خواستند که مانع ورود نمازگزاران افغانی شوند و ریش‌سفیدان ما هم مصرانه خواهان اجرای این دستور بودند. تعدادی از بزرگ‌ترهای افغانی‌ها را به جلسه‌ای دعوت کردند و از آن‌ها خواستند که دیگر برای نماز جماعت و تراویج و جمعه به این‌جا نیایند. ماه مبارک رمضان بود. بعد از نماز تراویج داشتیم از مسجد خارج می‌شدیم که دیدم تعدادی از برادران افغانی از دفتر هیت امنا و امام جمعه خارج شدند. حس خبرنگاری قلقلکم داد و رفتم جریان جلسه را پرسیدم. با ناراحتی قضیه را گفتند. بی‌چاره‌ها در این‌طور مواقع چاره‌ای جز سکوت ندارند، حتا از درخواست حمایت هم شرم و خوف داشتند. دانستیم اگر سکوت کنیم تصمیم‌شان را عملی خواهند کرد و این ننگ تا ابد بر پیشانی‌مان خواهد ماند. ماجرا را به مردم گفتیم. پیر و جوان به این تصمیم غیراسلامی و غیرانسانی اعتراض نمودند. از یاد نمی‌برم شمس‌الدین افغانی را که مردانه ایستاد و با لهجه دری‌اش گفت: «سرم بزنند مه میه (من میام) این خانه‌ی من است». راست می‌گفت که مسجد به مردان شب آباد است. شنیده بود ندای شاعر سالک را: «یا رجال‌اللیل جدوا / رب صوت لایرد / ما یقــوم اللیل إلا / من له عزم وجـد». قبل از شفق منتظر کلیددارمان حاجی ابراهیم می‌شد تا نمازگزاران سربرسند و سر به آستان جانان ساییده و فاتحه‌ای نیز نثار روح بانی و واقف مسجد حسنین شهید راه حقیقت دکترعلی مظفریان نمایند. نتیجه این شد که هیت امنا و مسوولین کوتاه آمدند. دست‌شان هم درد نکند.

نمونه‌ی دیگر اعتراض بعضی از مسوولین و شخصیت‌های علمی و مذهبی طرف‌دار نظام مانند رسول جعفریان و ناصر مکارم شیرازی نسبت به سخنان احمدی‌نژاد در تاجیکستان است.

به احتمال زیاد در چند روز آینده مقامات رسمی نسبت به تصمیم مسوولان اصفهانی نیز اعتراض و آن‌ها را وادار به عذرخواهی خواهند نمود. شاید هم زمانی که شما مشغول مطالعه این مقاله هستند این کار را کرده باشند. دست آن‌ها هم درد نکند، اگر چنین باشد.

5-آخرین حکایت این دفتر، مهم‌ترین آن نیز است. دعوا نداریم که حرف آخر را اول بزنیم. وجدان عمومی جریحه‌دار شده و به‌حق نگران بازتاب این تصمیم نابخردانه در خارج از مرزها به‌خصوص در میان هم‌زبابان و هم‌کیشان افغانی‌ است. جهانیان و افغان‌ها به‌خصوص درمورد ما چه فکر خواهند کرد و چه عکس‌العملی نشان خواهند داد؟ آیا افغان‌ها خشم خواهند گرفت؟ بعید می‌دانم این دفعه چنین شود. اگر نبود عکس‌العمل بجا و مثبت جوانان ایرانی (به‌خصوص در فضای مجازی سایت‌ها و وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر و غیره)، یقینن برداشت آن‌ها چیزی دیگری می‌بود. هم‌دردی ما خشم آنان را فروکاست. آگاهی و بیداری ملت‌ها همیشه به داد خودشان و مملکت و حتا حکومت‌ها رسیده است. حضور و شعور ما، چهره‌ای لایق از ما به جهان معرفی نموده است و اصغر آقای فرهادی گل سبدمان در این کارزار فرهنگی است. از خواجه شیراز «مروت با دوستان و مدارا با دشمنان»، از خاتمی «گفت‌گوی تمدن‌ها»، از دولت‌آبادی تنفر از «مرگ بر» و از مجیدی قصه‌ی عشق جوان ایرانی به «باران» دختر افغانی آموخته است این نسل، ناامید نیستیم. از دوردست سوسوی نوری می‌بینم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,