Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
دایره‌ی شکسته

«فرزندان باد»

2012 April 05

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

 برای همه‌ی ما حرف زدن جزو لاینفکی از وجودمان است و به‌طور حتم مسیر ارتباطاتی را که با کلام طی می‌کنیم، بسیار گسترده‌تر و قوی‌تر از دیگر ارتباطات ماست. ما حرف می‌زنیم تا گونه‌های مختلف اعمال را با حرف زدن اجرا کنیم. برای مثال گاهی ما تنها حرف می‌زنیم، گاهی حرف می‌زنیم که راهی برای عمل کردن پیدا کنیم و گره‌یی را بگشاییم و گاهی تنها حرف می‌زنیم تا مسوولیتی را با این حرف زدن از خودمان سلب کنیم و از زیر بار آن شانه خالی کنیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حرف زدن تنها استفاده از کلمات نیست که در پس هم ردیف شوند و در این میان زیبایی‌شناسی‌شان هم رعایت شود. حرف زدن ارزش سخنی که بر زبان می‌رانیم و لزوم استفاده از آن و مسوولیتی را بر دوش ما می‌گذارد که کم‌تر متوجه می‏شویم. همه‌ی ما حرف می‌زنیم و همه‌ی ما این حرف‏ها را پشت سر هم‏ به‌خوبی می‌نویسیم، شعر می‏گوییم و یکی حرف نو می‌زند، دیگری همان حرف‌های کهنه را تکرار می‌کند و هدف، گفتن‏ است و به‌دنبال این گفتن، وظیفه‌ای که در قبال آن بر دوش ما می‌آید، اگر که متعهد باشیم و بخواهیم که این مسوولیت سنگین عمل خود را بپذیریم. تریبون‌ همیشه و همه‌جا برای همه فراهم است، در خانه، محل کار، مهمانی و هر مکانی که زبانی باشد و گوش‌هایی آماده‌ی شنیدن باشند، ما می‌توانیم فعل حرف‌زدن را صرف کنیم، اما بعد از این‌که حرف‌ها تمام شد، عمل ما به چه میزان منطبق بر گفتار پیشین است؟

مطبوعات به‌طور معمول خوب حرف می‌زنند و دست‌گاه‌های ارتباط جمعی حرف‌های زیبایی‏ را بیان می‏کنند ولی حرف زدن و عمل کردن را می‌توانیم ببینیم. وقتی فردی پشت یک تریبون عمومی قرار می‌گیرد، می‌تواند وعده‌ی خانه‌دار شدن، گرسنه نماندن، بی‌سرپناه و یاور نماندن و هزاران وعده و وعید را در قالب حرف و کلام به افراد وعده دهد ولی آیا در قبال آن‌ها مسوولیتی هم می‌پذیرد؟ نهایت خوشبختی مخاطبان او زمانی است که حرف‌های بی‌پایه و اساس او عملی نمی‌شوند و او با معذرت‌خواهی سر‌و‌ته قضیه را به هم می‌آورد که در بسیاری از مواقع هم، چنین چیزی نیست.

الفاظ و کلمات، سخن‌ها و سخن‌رانی‌ها می‌توانند مانند هر چیز دیگری، توخالی باشند که محتوای آن‌ها تنها در لحظه‌‌ی حادث شدن است و بس. تنها حرف است و دردی را دوا نمی‏کند و نهایت عملی را که انجام می‌دهد چیزی جز اشغال افکار و تحریف واقعیت‌ها و وعده‌های سوداگرانه و فریبنده نیست. هر چند که بیان هم به فن دانستن و راه و روشی تاثیرگذار احتیاج دارد، ولی کلام حربه‌ای است که دست‌آویز بسیاری از ماست با این‌حال عمل روی دیگر سکه است که از عهده‌ی هر کسی برنمی‌آید. از طرفی، دو قطب یاد شده‌ی عمل و حرف اگر که در یک راستا قرار بگیرند و در جهت منافع هم عمل کنند، نیروهای مثبت در جهت انجام بهینه‌ی همه‌چیز به جلو هدایت می‌شود، ولی اگر از این دو قدرت،حرف زدن از دیگری پرتوان‌تر باشد، موازنه را به هم خواهد ریخت. وجود عناصر نمایشی که حرف زدن و کلام در پی خود دارد می‌تواند اتفاقات غیرعادی و واپس‌زدگی ایجاد کند، چون تاثیر کلام هر چه‌قدر هم قدرت‌مند و نافذ بدون عمل از بین خواهد رفت.

ما ایرانی‌ها در جامعه‌ای رشد یافته‌ایم و در همان جامعه‌‌ای زندگی می‌کنیم که هر کدام از ما بیش و پیش از عمل کردن و مسوولیت عمل خود را پذیرفتن یاد گرفته‌است که چگونه خود را پشت حرف‌ها و مناسبات شفاهی خود با سایر افراد پنهان کند. وقتی‌که حرف بی‌پایه و اساس باشد یا به قولی آن‌گاه که حرف باد هواست، مسوولیتی در پی ندارد و آن‌گاه در پی این ادبیات شفاهی و عادت حرافی فرزندانی چون دروغ، غیبت، تهمت و هر چه که نمود آن را به آسانی و با کمی توجه در خود، در زندگی و مراوده‌های شخصی خود با خانواده و یا اجتماع، در نهادهای اجتماعی و رسانه‌های عمومی و حتا در بدنه‌ی آکادمیک و در نهایت در راس هرم جامعه و در حکومت می‌بینیم. پس در چنین جامعه‌ای که بذر مسوولیت خود را بر باد می‌کارند برداشت طوفانی چون شرایط موجود عجیب نمی‌نماید و جای شگفتی نیست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,