Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
پانوراما

«دلایل ناکامی مشروطیت»

2012 April 06

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

 قسمت سوم دلایل ناکامی مشروطیت را ادامه می‌دهیم.

«احمد کسروی» در «تاریخ مشروطه» می‌نویسد: «از پیش‌روان مشروطه نبایستی چشم داشت که مردم را از همه گرفتاری‌ها (از پراکندگی کیش‌ها و اندیشه‌ها و از آلودگی خوی‌ها) بپیرانند. این کار از دست آنان برنیامد و اگر به چنین کاری برنخاسته‌اند جای افسوس نیست. جای افسوس آن است که با آن تکانی که به نام آزادی‌خواهی به مردم داده بودند باری در این زمینه به آنان آموزگاری ننمودند. معنی درست مشروطه و مجلس و قانون را به آنان نفهمانیدند، و یک راهی برای کوشش برای ایشان باز نکردند و یک آرمانی به ایشان نشان ندادند».

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 در واقع انقلاب مشروطه به وسیله‏ی روشن‌فکران به سوی تاسیس حکومتی‏ دموکراتیک پیش رفت و قانون اساسی با اقتباس از قانون بلژیک، تاسیس شد، اما فرصتی برای دگرگونی در عناصر و واقعیت‏های‏ جامعه‏ی سنتی پیش نیامد. پس از آن ایران در معرض آسیب‏های‏ جنگ جهانی اول و سپس در آستانه هرج‏ومرج قرار گرفت و دوباره تیوری «توطیه‏ی سیاسی و حکومتی» که نتیجه‏ اجتناب‏ناپذیر یک سیستم مطلقه و خودکامه بود،‌ برپا شد. سیستمی که در آن قانون‏ و برنامه‏ریزی وجود نداشت.

یکی دیگر از موانع بسیار مهم بر سر راه انقلاب مشروطیت، دخالت دولت‏های خارجی به ویژه روسیه و انگلیس بود که‏ به دلیل شرایط خاص جهانی و موقعیت تاریخی و اقتصادی ایران قصد داشتند حوزه‏ی نفوذ خود را توسعه دهند و به منافع خود دست‏ یابند.

در 31 اوت 1907 میلادی معادل 1286 هجری شمسی که قرارداد بین روس و انگلستان بسته شد این معاهده که مدت‌ها بر سر زبان‌ها افتاده بود، در وزارت خارجه روسیه به امضا رسید و خود، منشا پیدایش مشکلاتی تازه برای مشروطیت در ایران شد. زیرا روسیه بر میزان هواداری خود از تلاش دربار استبدادی «محمدعلی‌شاه» برای سرکوب مشروطه خواهان افزود. از قرارداد 1907 میلادی میان انگلیس و روس تا استبداد صغیر سال 1908، هدف اصلی معاهده‌ی دو طرف روس و انگلیس، حل و رفع اختلاف های موجود در مورد تبت، افغانستان و ایران بود. اما این قرارداد، که دولت انگلستان آن را ابزاری برای تحدید قدرت نظامی آلمان در اروپا و خنثی کردن مقاصد استعماری و جهان‌خواهانه آن کشور در دنیا می‌دانست، به کم‌تر از انعقاد اتحادی رسمی بین این دو قدرت بزرگ بسنده می‌کرد، اگر چه روسیه و انگستان هرکدام به ترتیب در سال های 1894 و 1904میلادی قرارداد هم‌بستگی و مودت با فرانسه را امضا کرده بودند. در این قرارداد، ایران که در این زمان در بحبوحه انقلاب مشروطه به سر می‌برد، به سه منطقه تقسیم شده بود: منطقه شمال، شامل شهرهای بزرگ از جمله تهران، زیر نفوذ روسیه قرار داشت، منطقه جنوب شرقی هم‌جوار هند در تسلط انگلستان بود و منطقه میانی نیز به عنوان مرز و حایلی بین مناطق نفوذ دو قدرت بزرگ استعماری شناخته می شد. قرارداد 1907 بدون مشورت با ایران منعقد شده بود و دولت ایران تا 11 سپتامبر آن سال خبری رسمی درباره آن نداشت.

هم‌چنین کودتای محمدعلی‌شاه در ژوین 1908 میلادی و بمباران و تعطیل مجلس، با کمک افسران روسی نیروی قزاق شاه انجام شد که معرف گسترش دخالت‌های روسیه در ایران بود. نقش روسیه در این کودتا انگلیس را واداشت تا نسبت به سیاست سن پطرزبورگ در ایران بردباری بیش‌تری داشته باشد زیرا اگر نرمشی از خود نشان نمی‌داد روس‌ها به حسن نیت لندن تردید می‌کردند. در اوضاع نابسامان پس از کودتا، گروهی از سران انقلابیون مشروطه خواه که نگران جان و امنیت خود بودند از ایران گریختند و در اروپا پناه گرفتند. جمعی از این پناهندگان به لندن پناه بردند و به یاری مخالفان سیاست خارجی انگلستان در ایران، خواست خود را برای بازگشایی مجلس و قطع دخالت روسیه و انگلستان در ایران مطرح کردند. سپس با پافشاری انگلستان، هیاتی مرکب از نمایندگان روسیه و انگلستان به شاه پیش‌نهاد کردند فرمان گشایش مجلس را صادر کند. انگیزه روسیه در ارایه چنین پیش‌نهادی نگرانی از امکان شکست نیروهای دولتی در مقابله با انقلابیون بود. از همین رو، روسیه باز شدن مجلسی فاقد قدرت را نوعی مصالحه تلقی می‌‌کرد که می‌توانست مانع انقراض سلطنت قاجار شود.

یکی دیگر از موانع بسیار مهم بر سر راه انقلاب مشروطیت، دخالت دولت‏های خارجی به ویژه روسیه و انگلیس بود که‏ به دلیل شرایط خاص جهانی و موقعیت تاریخی و اقتصادی ایران قصد داشتند حوزه‏ی نفوذ خود را توسعه دهند و به منافع خود دست‏ یابند.

اما، انگیزه انگلستان در این تقاضا ناشی از انتقادات روزافزون داخلی و یافتن راه حلی سریع برای مشکلات ایران بود زیرا مسئله‌ی ایران، انگلستان را از توجه به سایر امور مهمی که در اروپا در جریان بود باز می‌داشت و روابط نزدیک انگلستان و روسیه را به مخاطره می افکند. به علاوه، امید این بود که چنین درخواست علنی از شاه برای بازکردن مجلس در شورش مشروطه خواهان تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان وقفه ای ایجاد کند، و در عین حال با تضعیف نهضت مشروطه خواهی یکی از دست‌آویزهای مخالفان سیاست خارجی انگلیس در ایران را از میان بردارد. اما، خواست مخالفان این بود که مجلس جدید باید از نمایندگان پیشین آن تشکیل شود که اغلب یا مخفی شده بودند و یا در تبعید به سر می‌بردند و نیز قانون اساسی و متمم آن در تمامیت خود احیا و اجرا شود.

به هرحال، ایران در حالی به قرن بیستم پای گذاشت که از گذشته‏ی خود تحلیل مشخصی نداشت و نسبت به آینده‏ی خویش نیز نامطمئن بود. یعنی بین سنت‏گرایی و مدرنیسم، آسیایی بودن و اروپایی شدن در نوسان و در رقابت دیپلماتیک اقتصادی و نظامی میان روس و انگلیس،‏ آلت‏دستی ناتوان بود. در مجموع باید گفت، جنگ‏های داخلی میان مشروطه‏خواهان و طرفداران‏ استبداد و نیز تفرقه‏های سیاسی، اشغال کشور، بی‏ثباتی سیاسی و رکود اقتصادی و بروز هرج‏ومرج از نقشه‏های استعماری به دور نبوده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,