Saturday, 18 July 2015
25 January 2020
رازهای زنانه

«چون زور دارد می‌زند»

2012 April 09

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

 32سالم است. 10سال است ازدواج کرده‌ام. من مهندسی شیمی ‌خوانده‌ام، اما کار اصلی‌ام روزنامه‌نگاری بوده. آرش هم مهندس است و در یک شرکت معروف کار ‌می‌کند. عاشق بورس و سرمایه‌گذاری و این چیزهاست. درآمدش خوب است اما چیزی خرج خانه نمی‌کند. از همان اول بیش‌تر خرج خانه با من بود. پول خانه‌ای که خریدیم از ارثیه‌ی پدری من تامین شده. ماشین را قسطی خریدیم و قسطش را من دادم. تمام خریدهای خانه و هزینه‌ی وسایل منزل با من است. آرش همه‌ی پولش را صرف بورس ‌می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از همان اول ازدواج معلوم شد راه‌مان از هم جداست، علایق من و آرش و دنیایمان با هم فرق داشت. اما چند سال بعد بچه‌دار شدیم و وجود بهار باعث شده که ادامه بدهیم. تقریبن سر همه چیز اختلاف داریم و در همه‌ی دعواها کار به کتک‌کاری ختم ‌می‌شود. آرش بی‌ملاحظه ‌می‌زند و ابایی از کاری که ‌می‌کند ندارد. فحاشی می‌کند و مدام در حال کنترل من و روابطم است. بیش‌تر اوقات توی صورتم ‌می‌زند که جایش بماند. بارها و بارها پیش آمده که با صورت زخمی ‌و کبود سر کار رفته‌ام. اوایل ‌می‌گفتم افتاده‌ام یا صورتم خورده به در ماشین اما الان فکر ‌می‌کنم همه ‌می‌دانند کتک ‌می‌خورم. یک بار هم دستم شکسته. آرش جلوی دخترم هم مرا ‌می‌زند.

نسبت به بقیه‌ی بچه‌ها، حس ‌می‌کنم بهار پرخاش‌گرتر و عصبی است. خودم هم افسرده‌ام و اعتماد به نفس ندارم. بارها پیش مشاور رفته‌ام و فایده‌ای نداشته. الان کارم را کم کرده‌ام چون واقعن توان کار کردن ندارم. به جدایی فکر کرده‌ام اما جراتش را ندارم. آرش تهدید ‌می‌کند که هرگز بچه را به من نخواهد داد. من هم بچه را ترجیح ‌می‌دهم و کتک خوردن را تحمل ‌می‌کنم. یک بار رفتم پزشک قانونی و گواهی گرفتم تا اگر روزی ضروری شد از آن استفاده کنم. اما معمولن پای عمل که ‌می‌رسد منصرف ‌می‌شوم.»

مردان زور دارند و سنت و هنجارهای اجتماعی هم از آن‌ها حمایت می‌کند. برای آن‌ها متوسل شدن به خشونت در برخورد با زنان، یک رفتار عادی است که در سطوح مختلف آن را به کار می‌گیرند. خشونت‌های خانگی برای خیلی از زنان چنان پذیرفته شده است که حالتی غیر از آن را نمی‌توانند تصور کنند.

همسر آزاری خاص جامعه‌ی ما نیست و همه‌جا حتا در کشورهای توسعه‌یافته دیده می‌شود. اما در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همسر آزاری و به ویژه زن‌آزاری، بخشی از فرهنگ و روال طبیعی زندگی است و زنان آن را به عنوان یک مساله‌ی عادی در زندگی خود پذیرفته‌اند. به کار بردن جملاتی مانند مرد اگر زنش را کتک نزند مرد نیست یا غیرت ندارد و … خود سبب ایجاد فرهنگ همسرآزاری در این جوامع می‌شود. از نظر فرهنگ اجتماعی، در بعضی جوامع میزانی از خشونت‌های خانگی مجاز شمرده می‌شود و اجتماع سطحی از همسر آزاری‌ها را تحمل و تایید می‌کند.

در ایران هم به خاطر وجود اقشار و اقوام متفاوت، تنوع رفتاری زیادی در این مورد دیده می‌شود. افزایش بی‌رویه‌ی جمعیت، فاصله‌ی طبقاتی بین همسران، ادامه‌ی فرهنگ مردسالاری و تداخل‌های فرهنگی باعث شده‌اند این پدیده در ایران با شدت زیادی وجود داشته باشد. در استان‌های محروم که سیستم اجتماعی بسته‌تر است، عکس‌المعمل‌های احساسی و برخوردهای خشن با زنان رواج بیش‌تری دارد.

آزار خانگی زنان شکل‌های مختلفی دارد، آزارهای روحی، تخریب شخصیت اجتماعی و خانوادگی زن در جمع اطرافیان، تحقیر، انتساب القاب ناپسند و تهمت‌های ناموسی به زن و در برخی از موارد آزار جنسی زن از سوی شوهر.

مردان زن آزار، بیماران روحی و روانی هستند. عقده‌ی حقارت، خود کم‌بینی و توهم قدرت در بسیاری از مردان همسر آزار وجود دارد. برخی از مردان هم مشکلات مختلف اقتصادی و روحی و روانی خود را با آزار همسران خود تخلیه می‌کنند.

اما مهم‌ترین عامل در رفتارهای آزاردهنده‌ی مردان نسبت به زنان، عامل فرهنگی است. نگاه تحقیرآمیز به زنان، در اجتماع وجود دارد. وقتی در بعضی از فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی زنان در نقش‌هایی ضعیف ظاهر می‌شوند و در کوچه و خیابان هم توهین و متلک‌پراکنی به زنان –مثلن زنان راننده- وجود دارد، این رفتارها به داخل خانواده‌ها هم نفوذ می‌کند و از طرفی، همین رفتارها نشانه‌ی فرهنگ درونی خانواده‌هاست.

بعضی از آزارهای خانگی چنان ناراحت‌کننده و خصوصی است که جایی مطرح نمی‌شود. در واقع بسیاری از زنان به خاطر ترس از تشدید رفتارهای خشن، مورد خشونت قرار گرفتن خود را تایید نمی‌کنند یا آن را به عنوان بخش طبیعی زندگی‌شان قبول کرده‌اند. در میان این رفتارها، خشونت‌های جنسی جای ویژه‌ای دارد. بعضی مردان در مسایل زناشویی از همسران خود انتظار دارند ناملایمات رفتاری و حالت‌های اغراق‌آمیز و ناممکن جنسی را تحمل و قبول کنند. از سوی دیگر، زنان زیادی به دلیل هرزگی همسران خود به بیماری ایدز مبتلا می‌شوند.

 زنان واکنش‌های متفاوتی در برابر اقدامات خشن همسران خود دارند. بیش‌تر آن‌ها به دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی و احساس مسوولیت نسبت به فرزندان، امکان مقابله‌ی چندانی در برابر رفتارهای خشن همسرانشان ندارند. حتا زنان شاغل که درآمد کافی برای اداره‌ی زندگی مستقل دارند، به دلیل مشکلات پس از جدایی، از طلاق خودداری می‌کنند. بیش‌تر زنان ترجیح می‌دهند آزارهای خانگی همسران خود را تحمل کنند و با الزامات تنها زیستن و ناامنی روانی و اجتماعی بعد از جدایی مواجه نشوند.

اما ممکن است ماجرا به همین‌جا ختم نشود. وقتی خشونت گسترش پیدا کند، ردپای واقعیت‌های دردناک دیگری هم در زندگی پیدا می‌شود. آن‌ها که  که مشکلات روانی دارند، ممکن است برای انتقام  از همسر خود و انتقال درد به کودکان خود صدمه بزنند. تعدادی از زنان هم به عنوان راه آخر به دادگاه مراجعه می‌کنند و در موارد حادتر ممکن است کار به جنایت و همسرکشی ختم شود.

حقوق‌دانان می‌گویند حمایت قانونی از زنان آسیب دیده وجود ندارد و توسل به قانون برای زنانی که گرفتار خشونت‌های خانگی می‌شوند، دشوار است. روال قانونی خاصی برای رسیدگی به ضرب و جرح زنان پیش‌بینی نشده است. در ایران، زنانی که مورد آزار همسران خود قرار می‌گیرند، باید با مراجعه به پزشکی قانونی طول درمان بگیرند و برحسب مورد ضرب و جرح به دادگاه شکایت کنند. در این موارد دستگاه قضایی معمولن به آرام کردن مشاجره و ترغیب زن به ادامه‌ی زندگی می‌پردازد و دادگاه حکم به سازش می‌دهد. در صورت اصرار زن به شکایتش، در نهایت حکم جریمه‌ی نقدی یعنی دیه صادر می‌شود. در این حالت زن به خانه‌ی شوهر باز می‌گردد و خشونت‌های سابق احتمالن با شدت بیش‌تری تکرار می‌شود.

راز زنانه‌ی ما اما راز زنانی است که به شکل‌های مختلف، هر روز سطحی از خشونت خانگی را تحمل می‌کنند و آن را پذیرفته‌اند. یادمان باشد خشونت خانگی اگر مستمر باشد، به تدریج اراده را از فرد می‌گیرد و راه گریز را کاملن می‌بندد. با وجود همه‌ی محدودیت‌های قانونی و اجتماعی، باید یاد بگیریم که هیچ سطحی از خشونت را تحمل نکنیم و در رابطه‌ای که خشونت را عادی می‌داند باقی نمانیم. گزارش کردن هرنوع خشونت به مراجع قانونی و حتا خانوادگی، اعتراض و نپذیرفتن آن، اولین قدم‌های یک کارزار فرهنگی در مقابل خشونت خانگی است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,