شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
31 August 2016
کوچه سیاست

«دعوای حکومتیان بر سر چیست»

۱۳۹۱ فروردین ۲۳

کامبیز غفوری/رادیو کوچه

نقل است شبی ملانصرالدین و زنش در خواب بودند که هیاهویی در کوچه برخاست. زن ملا به او گفت که به کوچه برود و ببیند چه خبر است و در جواب ملای خواب‌آلود که دعوا را متعلق به آن‌ها نمی‌دانست گفت: «پس همسایگی به چه درد می‌خورد؟ برو ببین شاید کمکی لازم باشد» خلاصه ملا با بی‌میلی لحاف‌اش را دور خود پیچید و به کوچه رفت. گویا دزدی به خانه‌ی یکی از همسایه‌ها رفته بود ولی موفق به برداشتن چیزی نشده، با غوغای همسایگان در تاریکی کوچه پناه گرفته بود. کم‌کم کوچه خلوت شد و تا ملا برود بفهمد چه خبر شده‌است، دزد ناکام که لحاف ملا را از هیچ، بهتر دیده بود، جست و آن‌را کشید و فرار کرد! ملای مال‌باخته به خانه بازگشت و در جواب همسرش که از علت سروصدا می‌پرسید گفت: «هیچ! ظاهرن دعوا بر سر لحاف ملا بود که آن هم حل شد»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

درگیری میان جناح‌های درون حاکمیت جمهوری اسلامی، این روزها به جایی رسیده که پنهان کردن آن دیگر کار ساده‌ای نیست. کمتر هفته‌ای است که سپری شود و خبری از رویارویی جناح‌های درگیر در رسانه‌ها منتشر نشود، اما به‌راستی دعوا بر سر چیست و درنهایت، تن چه کسی بی‌لحاف خواهد ماند؟

حکومت یک‌دست، رویایی که کابوس شد

آقای خامنه‌ای رهبر حکومت اسلامی ایران، پس از تحمل شانزده سال کار با دو رییس‌ دولت که از هرکدام به نوعی ناخرسند بود، محمود احمدی‌نژاد را در سال 1384 همانی یافت که می‌خواست. آقای احمدی‌نژاد تنها رییس‌جمهوری بود که در جریان انقلاب سال 57 نقشی نداشت و از نسلی نبود که با آیت‌اله خامنه‌ای آشنایی قبلی داشته‌باشد و نقاط ضعف و قوت او را از سال‌های دور بداند. روحانی هم نبود که زمزمه‌های درگوشی اهالی حوزه مبنی بر عدم صلاحیت ایشان را برای مرجعیت، مدنظر قرار دهد. ظاهرن مطیع و منقاد ولایت هم معرفی شده بود و تمام این‌ها آن‌قدر برای آقای خامنه‌ای جذاب بود که تمام‌قد پشت رییس‌جمهوری مورد علاقه‌اش بایستد و از وی حمایت کند.

دوران نخست ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد تقریبن همان‌گونه طی‌شد که آقای خامنه‌ای انتظار داشت. حملات لفظی رییس‌دولت جدید و یارانش به رفقای قدیم آقای خامنه‌ای، نه تنها موجبات رنجش او را فراهم نمی‌کرد بل‌که رهبر جمهوری‌اسلامی در اظهار نظرهایی چون آن خطابه معروف که نظر رییس‌جمهوری را از آرای هاشمی‌رفسنجانی به خود نزدیک‌تر خواند، نشان داد که از تضعیف امثال هاشمی خرسند نیز هست. در صحنه جهانی هم غوغاهای احمدی‌نژاد در مواردی چون تاکید بر حذف اسراییل از نقشه جهان و نفی هولوکاست از نظر رهبر حکومت اسلامی، اعتبار بخشیدن به نظام در چشم توده‌های مسلمان جهان به شمار می‌رفت که وی مدعی رهبری تمام آنان است.

رویای خوش حکومتی یک‌دست و انجام همه کارها زیر لوای رهبر اما دیر نپایید. این‌بار البته خواب خوش رهبر جمهوری‌اسلامی را نه مخالفت اپوزیسیون به هم‌ریخت و نه نق زدن‌های گه‌گاه اصلاح‌طلبان درون حاکمیت، اکنون رییس‌جمهوری محبوب ولی‌فقیه بود که کم‌کم صدای ساز متفاوتش برای رهبری گوش‌آزار می‌شد.

آن دوره گذشت و دوره دیگر شد

محمود احمدی‌نژاد یک دوره از ریاست‌جمهوری‌اش را، علارغم تمام انتقادها با حمایت آقای خامنه‌ای پشت سر گذاشت و با توشه‌ی همین حمایت، در سال 1388 نیز از سد تمام اعتراضات مردمی که در واکنش به اتهام تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری شکل گرفته‌بود، گذشت. تخریب شدید وجهه رهبری نظام در ابعاد داخلی و بین‌المللی، با سرکوب، دستگیری و کشته‌شدن شهروندان به اوج خود رسید و این، یکی از هزینه‌هایی بود که آقای خامنه‌ای برای حفظ رییس‌جمهوری مورد علاقه‌اش پرداخت کرد.

در حالی که هنوز در گوشه و کنار کشور اعتراضات به نتیجه انتخابات ادامه داشت و مدتی از تایید زودهنگام پیروزی احمدی‌نژاد توسط رهبر جمهوری‌اسلامی نمی‌گذشت، نخستین رویارویی این دو چهره در اواخر تیرماه سال 88 رسانه‌ای شد. انتصاب «اسفندیار رحیم‌مشایی» به سمت معاون اول رییس‌جمهوری، با مخالفت آقای خامنه‌ای روبه‌رو شد ولی محمود احمدی‌نژاد در بدو امر زیر بار برکناری او نرفت. کار به جایی رسید که «سیداحمد خاتمی» امام جمعه تهران برکناری آقای مشایی را آزمون ولایت‌مداری احمدی‌نژاد خواند و سرانجام در تاریخ دوم مرداد 1388 متن دستور آقای خامنه‌ای مبنی بر لزوم کناره‌گیری اسفندیار رحیم‌مشایی منتشر، و فاش شد که محمود احمدی‌نژاد چند روز پس از ابلاغ این دستور نیز در برابر آن ایستادگی کرده‌است. تبعات این رویارویی به این‌جا ختم نشد و بر سر این موضوع، «غلام‌حسین محسنی اژه‌ای»، وزیر اطلاعات وقت در پی مجادله‌ای با رییس‌جمهوری برکنار شد. محسنی‌اژه‌ای از چهره‌های نزدیک به آقای خامنه‌ای به‌شمار می‌رفت که برای سال‌ها با نظر مستقیم وی قاضی شرع بود و عزل او که تحت‌ عنوان وزیر اطلاعات به‌طور سنتی می‌بایست با نظر رهبر انجام‌شود، سرکشی رییس‌جمهوری از فرمان رهبر حساب می‌شد، امری که به‌هیچ‌وجه از چشم آقای خامنه‌ای دور نماند.

رهبر جمهوری‌اسلامی برکناری عجیب و ناگهانی منوچهر متکی وزیر امور خارجه نزدیک به خود را نیز که در یک سفر رسمی خارجی به تاریخ 22 آذر 1389 عزل شد و یک آبروریزی دیپلماتیک به بار آورد تحمل کرد اما در ماه‌های آغازین سال 1390 اختلاف‌ها دیگر قابل پنهان شدن نبودند. جدال محمود احمدی‌نژاد و سیدعلی خامنه‌ای بر سر ابقای «حیدر مصلحی» وزیر اطلاعات موضوع داغ رسانه‌ها شد و قهر و خانه‌نشینی یازده روزه رییس‌جمهوری جای شکی باقی نگذاشت که شکاف میان رییس دولت و رهبر به نقطه حادی رسیده‌است.

رییس‌جمهور محبوب به ناگهان هدف حملات لفظی وفاداران به آقای خامنه‌ای قرار گرفت و از آن‌جایی که اتهام‌زنی مستقیم به وی، نوعی آبروریزی برای همان کسانی بود که با تمام قوا از وی حمایت می‌کردند، نوک تیز حمله‌ها به سمت نزدیکان وی نشانه‌رفته‌شد. آقایان رحیم‌مشایی، بقایی، رحیمی، جوانفکر و سایر اعضای نزدیک به محمود احمدی‌نژاد «جریان انحرافی» خوانده‌شدند و انتقاد از دولت شروع شد. در این میان، نمایندگان مجلس‌شورای‌اسلامی که تا آن زمان در برابر اقدامات دولت سکوت اختیار کرده‌بودند، ظاهرن با اشاره‌ای لب به اعتراض گشودند.

رویارویی مجلس و دولت

آقای احمدی‌نژاد از ابتدا چندان به مجلس‌شورای‌اسلامی اهمیتی نمی‌داد. وی آشکارا نظر مخالف خود را درباره این جمله آیت‌اله خمینی که «مجلس در راس همه امور است» بیان کرده، آن‌را مربوط به گذشته و پیش از اصلاح قانون اساسی دانسته بود. مجلسیان نیز که تا پیش از آشکار شدن شکاف میان رهبری و رییس‌جمهوری، با آقای احمدی‌نژاد مماشات می‌کردند شروع به انتقاد کرده، کار را تا سوال از رییس‌جمهوری پیش بردند. جلسه سوال از آقای احمدی‌نژاد توسط وی به سخره گرفته شد و او نمایندگان را در 24 اسفند سال گذشته، با انبوهی از شوخی و متلک به تعطیلات نوروزی فرستاد.

البته از چنان مجلسی، انتظار زیادی هم نمی‌رفت چرا که در روزهای اخیر هم، با وجودی که لایحه بودجه سال 91 در روز یک‌شنبه 20 فروردین از سوی کمیسیون تلفیق رد شد و هشت ایراد اساسی به آن گرفته شد، تنها یک روز بعد با توصیه رهبری به تصویب آن رای داده شد! معلوم نیست اگر بودجه‌ای که اقتصاد و سرنوشت مردم یک کشور به آن بستگی دارد، دارای ایرادات بنیادی است، چرا باید به توصیه رهبری رای آورد و اگر قرار است مجلس به فرموده رهبر، لایحه‌ای را تصویب کند، اصولن چه نقشی می‌تواند در قانون‌گذاری ایفا کند؟ به هر روی، علی لاریجانی رییس مجلس‌شورای‌اسلامی در عین ابلاغ توصیه رهبر به نمایندگان برای تصویب کلیات بودجه سال 91، نامه‌ای به آقای خامنه‌ای نوشته و از عمل‌کرد غیرقانونی دولت در جریان اجرای طرح هدف‌مندی یارانه‌ها شکایت کرده است.

ظهور خودکامه‌ها، نتیجه منطقی استبداد

حکومت استبدادی مانند کارخانه‌ای است که افراد مستبد را در ابعاد کوچک و بزرگ بازتولید می‌کند. ظهور احمدی‌نژاد و سرگذشت زمام‌داری او محصول همین کارخانه خودکامه پرور است. زمانی که قدرت انتخاب رهبران یک کشور در دست مردم نباشد و ابزارهای نظارتی مردمی کارکرد خود را از دست بدهند، هر که وارد سیستم شود، حتا اگر ویژگی‌های تبدیل شدن به یک خودکامه را نداشته باشد و یا مانند آقای احمدی‌نژاد، میزان قدرت شخص بالادستی‌اش را درست تشخیص ندهد، ملزم به حرکت در این چرخه است.

مشکل داخلی حکومت امروز ایران، اشخاصی چون محمود احمدی‌نژاد نیستند. مساله بر سر تصاحب قدرت، به مثابه لحاف ملانصرالدین است که مدت‌هاست از دست صاحبان واقعی آن (یعنی مردم) ربوده‌شده، میان عده‌ای دست‌به‌دست می‌چرخد و بر سر مالکیت آن بین طایفه طراران جدال رُخ‌ می‌دهد. لحافی که تا زمان اراده جمعی برای بازگشت آن، کماکان دست‌به‌دست خواهد‌شد، چرا که به قول ظهیرالدین فاریابی (قصیده‌سرای قرن ششم): «شب‌رو طرار خیزد چون بیارامد عسس».

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,