Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
راه‌کارهای اتحاد نیروهای آزاداندیش برای نوسازی ایران

«جنبش دمکراسی‌خواهی و عوامل بحران مداوم آن در ایران»

2012 April 12

حسن ماسالی

‌واپس‌گرایی و ناموزونی مناسبات اجتماعی، فقدان رشد نیرو‌های مولده و طبقاتی‌، ترویج فرهنگ استبدادی و ارتجاعی فقدان نهادها‌ی دمکراسی خواهی واحزاب مدرن اجتماعی؛ هم‌چنین بینش ومنش غیرمنطقی وغیرعلمی وتفکر «التقاطی» رایج در میان بخش مهمی از ایرانیان، ازعوامل مهم ایجاد «بحران مداوم» در جنبش دمکراسی خواهی ایران محسوب می‌شوند‌. در این‌جا‌، با تکیه به تجارب سیاسی و برخی کارهای پژوهشی‌ام‌، به ریشه‌ها‌ی تاریخی و عوامل اجتماعی آن‌ها خواهم پرداخت .

1-«شیوه تولید آسیایی» و اثرات آن:

بررسی تاریخ تحولات اجتماعی جهان نشان می‌دهند که در بسیاری از نقاط جهان، از جمله در اروپا، پس از شکل‌گیری  و قدرت‌یابی طبقه بورژوازی (‌سرمایه‌داری)، و پایان یافتن مناسبات فئودالی (‌قبیله‌ای و عشایری) درهر کشور، شیوه تولید سرمایه‌داری غالب می‌گردد؛ و این شیوه تولید، در بطن خود، طبقه جدیدی به‌نام «طبقه کارگر» ( پرولتاریا) به‌وجود می‌آورد و متفکرین جامعه بورژوازی‌، یعنی «روشن‌فکران»، با دست‌یابی به علم و دانش‌، نقش برجسته‌ای در هدایت و تکامل اجتماعی ایفا می‌کنند و به‌این ترتیب‌، مناسبات سیاسی – اداری- فرهنگی و ارزش‌های انسانی و مدنی نوینی‌، جای‌گزین مناسبات ‌و ارزش‌های «ماقبل سرمایه‌داری» می‌گردند.

طرز تفکر «منطقی و تعقلی» جای‌گزین «طرز تفکر قدرت‌مدار ماورا الطبییعه» می‌گردد؛ و استفاده از علم و دانش، جای‌گزین‌ خرافات و «جادو گری» می‌شود. و نیروهای اجتماعی با توسل به «رقابت آزاد»، مبانی «دمکراسی بورژوائی» و «جامعه مدنی» را پایه‌ریزی می‌کنند.

 بنابراین‌، روند تکامل مناسبات تولیدی و نیروهای مولده، موجب می‌گردند که  «طرز تفکر علمی» نیز در جوامع بورژوائی شکل بگیرند، و بشریت به «علم» و «تکنو لوژی» دست‌رسی پیدا می‌کند و در این ارتباط‌، مناسبات اقتصادی- سیاسی- فرهنگی‌، «جهانی» (گلوبالیزه) می‌شوند.

اما بررسی تاریخ تحول اجتماعی ایران نشان می‌دهند که در ایران «شیوه تولید آسیایی» حاکم بوده است، و این شیوه تولید (‌کمبود آب)، موجب می‌شد که پادشاه و یا حکم‌رانان کشور، به‌منظور تامین آب، دست‌گاه دیوان‌سالاری خاصی‌ به‌وجود بیاورند تا با حفر «چاه آب» و ایجاد «قنات آب» ‌و «سد‌سازی» به تولیدات کشاورزی یاری برسانند و عده‌ای را نیز به‌نام «میراب» استخدام می‌کردند. نیازمندی‌های تولیدی و در آمیختگی اجتماعی و طبقاتی موجب می‌گردید که دست‌گاه اداری- سیاسی قدرت‌مندی شکل بگیرند که «استبداد آسیایی» نامیده می‌شد. شرایط سخت و نامطلوب تولیدی‌، بخش مهمی از اقشار اجتماعی را مجبور می‌کرد که برای امرار معا‌ش خود در بخش‌های مختلف تولیدی و خدمات اجتماعی مشغول به‌کار شوند. مثلن دهقانان‌، نه تنها در تولیدات کشاورزی کار می‌کردند، بلکه به‌عنوان «میراب» به‌استخدام قدرت مرکزی  و حکام محلی در می‌آمدند؛ و هم‌زمان به‌عنوان «کاسب‌کار»، در اماکن مختلف و دربازار، دست‌فروشی می‌کردند؛ یا این‌که محبور می‌شدند هم‌زمان، حرفه‌ی دیگری مثل «آهنگری»، «خیاطی» داشته باشند‌. شرایط نامطلوب تولید‌ی و مناسبات ناموزون اجتماعی، مانعی بزرگ در راه رشد وشکل گیری «بورژوازی» به‌عنوان یک «طبقه قدرت‌مند» در ایران به‌وجود آورده بود، و تحول و تکامل تاریخی – اجتماعی- طبقاتی، روند طبیعی خود را مثل جوامع اروپا، طی نمی‌کند.

چنین مناسبات تولیدی و سیاسی – اداری، موجب می‌گردید‌ند که به‌طور عمده «خرده بورژوازی» قدرت‌مندی در ایران به‌وجود بیاید؛ و «قدرت مرکزی»(استبداد آسیایی)، شکل می‌گیرد و «فرهنگ پرستش قدرت»، «فرهنگ چاپلوسی»، و «فرهنگ فرصت‌طلبی» در جامعه ایران ترویج می‌یابند. از طرف دیگر، این شیوه تولید و «درآمیختگی اقشارو طبقات اجتماعی»، موجب شکل‌گیری طرز تفکر «التقاطی» در جامعه می‌گردد؛ و مجموعه این عوامل، موانع بزرگی در روند تکامل مناسبات تولیدی، رشد نیروهای مولده، و شکوفایی اجتماعی و فرهنگی، در جامعه  می‌گرد‌ند.  (1)*

1* در این‌باره رجوع شود به آثار مارکس و انگلس، درباره «شیوه تولید آسیایی»؛ هم‌چنین به آثار «ویت فوگل» درباره «استبداد آسیایی»، و به مقالات و پژوهش‌های آقای دکتر محمد‌علی خنجی درباره «شیوه تولید آسیایی».

 پس از قرن‌ها استبداد در ایران ، بورژوازی ناتوان ایران، با الهام از انقلابات بورژوازی اروپا، در صدد بر می‌آید که «قدرت سیاسی» را تصاحب کند. بورژوازی ایران هم‌گام با تهیدستان ایران درسال 1906 در «انقلاب مشروطه» شرکت می‌کند و تلاش به‌عمل می‌آورد که «قدرت طبقاتی» خود را به‌نمایش بگذارد؛ اما خیلی زود با شکست و ناکامی روبه‌رو می‌شود و نیروهای قبیله‌ای و عشایری و گروه‌ها و نهادهای مذهبی ماقبل سرمایه‌داری، دوباره قدرت خود را باز سازی می‌کنند. بورژوازی شکست خورده و ناتوان ایران‌، به‌مرور مجبور می‌شود که به‌عنوان «بورژوازی کمپرادور» نقش «دلال» بورژوازی قدرت‌مند خارجی را بر عهده بگیرد و از نظر فرهنگی ،خصلت «لمپنی» کسب می‌کند.

در جریان حوادث سیاسی 1979 که منجر به سقوط حکومت شاه و به‌قدرت رسیدن خمینی شد، بار دیگر بورژوازی ایران، «ناتوانی و بی‌ارادگی طبقاتی» خود را به‌اثبات رساند و «تسلیم» نیروهای واپس‌گرا و فاشیستی مذهبی به‌رهبری خمینی شد و راه را برای «بازگشت  و باز تولید مناسبات اجتماعی و فرهنگ ارتجاعی ماقبل سرمایه‌داری» هموار ساخت.‌

‌آیا تعجب‌آور است‌، از این‌که بخش بزرگی از «روشن‌فکران» ایران نیز که از چنین مناسبات اجتماعی‌– فرهنگی ناهنجار برخاسته بودند، خمینی را به‌عنوان «رهبر» خود بپذیرند و نقش فعالی در فروپاشی مناسبات انسانی و اجتماعی ایفا کنند‌؟

2– سلطه مغول، اعراب و دخالت قدرت‌های تجاوزگر استعماری؛

حمله نظامی و سیطره قدرت سیاسی  مغول و اعراب در ایران‌، نه تنها اثرات ویرا‌ن‌گرانه و تخریب‌گرانه‌ای در راه رشد تولیدی و تکامل اجتماعی و دست‌آوردهای اجتماعی ایران باستان داشتند، بلکه نقش بر جسته‌ای در شکل‌گیری فرهنگ ‌و نهادهای واپس‌گرایانه و فاشیستی‌، ایفا کردند.‌

این فاجعه تاریخی، موجب «گسست تاریخی» ایرانیان با تاریخ  و تمدن و فرهنگ ایران باستان می‌شود‌. پس از آن‌ها، می‌توان ازدخالت قدرت‌های استعمارگر خارجی نظیر پرتغال‌، انگلستان‌، شوروی و آمریکا نام برد که با دخالت در امور داخلی ایران و حمایت از دیکتاتوری، تجزیه‌طلبی و گروه‌های ارتجاعی محلی و منطقه‌ای، هرج و مرج و غارت‌گری را در ایران رواج دادند، واز عوامل بازدارنده بزرگی، در راه رشد مناسبات سیاسی- اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی  ایران محسوب می‌شوند.‌

3 استمرار دیکتاتوری‌های فردی‌،ترور و اختناق و ایجاد فضای بسته در ایران‌؛

صرف‌نظر از عوامل بازدارنده‌ تولیدی و سیطره‌جویی‌های خارجی که به آن اشاره رفت، استمرار دیکتاتوری‌های فردی، و قدرت‌طلبی‌های قبیله‌ای و عشایری در ایران، از عوامل بازدارنده دیگر در روند تحولات اجتماعی- فرهنگی ایران، محسوب می‌شوند. بررسی تاریخ تحولات سیاسی ایران نشان می‌دهند که در دوران‌های مختلف، فرقه‌های قدرت‌طلب، با اتکا به نیروی عشایری و قبیله‌ای، با شیوه‌های توطئه‌گرانه، گروه‌های رقیب را نابود می‌کردند تا قدرت سیاسی‌– اجتماعی‌ را درانحصار خود در آورند. با چنین شیوه‌هایی، «دیکتاتوری‌های سلطنتی- موروثی» به‌نام صفویه، افشاریه‌، قاجاریه و پهلوی، شکل گرفتند. جالب توجه است که در تمام این دوران‌ها، نظام‌های دیکتاتوری کوشش می‌کردند برخی طرح‌های «عمرانی» را به‌ اجرا در‌آورند، اما از استقرار آزادی و ایجاد نهادهای دمکراتیک و مردمی‌، وحشت داشتند.

جالب توجه است که کشور هند نیز‌، از نظر تاریخی  دارای «شیوه تولید آسیایی» بود؛ اما رهبران خردمند هندوستان، نظیر گاندی، جواهر لعل نهرو و دختر نهرو که قدرت سیاسی را پس از استقلال هندوستان به‌دست گرفته بودند، زمینه را برای باز سازی «مناسبات اجتماعی و فرهنگ دمکراسی‌خواهی و شکل‌گیری نهادهای مردمی» فراهم ساختند. در حالی‌که سیاست‌مداران و نهادهای اجتماعی پاکستان و بنگلادش، که تحت تاثیر «فرهنگ ارتجاعی اسلامی» قرارداشتند، از هندوستان جدا شدند و «اسلام ارتجاعی» را با «استبداد آسیایی» وحدت بخشیدند و مناسبات‌ سیاسی-‌‌اجتماعی‌ و فرهنگی واپس‌گرایانه و دیکتاوری را دنبال کردند.

تاریخ تحول سیاسی ایران نیز نشان می‌دهند که پس از «اسلامیزه» شدن ایران،فرهنگ: جهل – جنایت- واپس‌گرایی اسلامی، با «استبداد آسیایی» در آمیخته شد . بنابراین، تا زمانی که در جامعه ایران‌، چنین ساختار اجتماعی‌- فرهنگی حاکم هستند، امکان شکل‌کیری «احزاب مدرن اجتماعی» و «شکوفایی فرهنگ دمکراسی خواهی» وجود نخواهد داشت.

مشکلات اساسی اجتماعی- فرهنگی جامعه ایران کدامند؟

عقیده دارم، ضروری است که همه دردمندان و آزاداندیشان مبارز ایران، با توجه به دانش و تجاربی که به‌دست آورده‌اند، دیدگاه‌های خود را خیلی باز و شفاف مطرح کنند تا با تبادل نظر و با اراده دست‌جمعی بتوانیم به ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی در ایران خاتمه ببخشیم و راه رشد تکامل اجتماعی و شکوفایی فرهنگی را در ایران فراهم سازیم. به باور من، مشکلات اساسی جامعه ایران عبارتند از:

1- عناصر و محافل بی‌دانش، بی‌خرد با شیوه‌های دزدی، غارت، قاچاق، ترور و اختناق‌، مناسبات تولیدی و اقتصادی ایران را به نابودی سوق داده‌اند، و به‌همین دلیل، «بورژوازی» ایران، خصلت «لمپنیسم»‌ کسب کرده است.

2-حکومت ایران، خصلت واپس‌گرایانه و فاشیستی دارد و هرگونه «سازش» و «هم‌زیستی» با هر یک از جناح بندی‌های این حکومت، منجر به باز‌سازی فرهنگ جهل- جنایت – فاشیستی، خواهد شد؛

3- فرهنگ جهالت، شهادت و جنایت در جامعه ما حاکم شده است و استمرار ترور و اختناق‌، معیارها و ارزش‌های انسان‌دوستی و فرهنگ هم‌بستگی‌، در جامعه ایران فروکش کرده است؛

4- سیاست‌های ماجراجویانه و تروریستی حکومت در سطح بین‌المللی ‌می‌تواند منجر به جنگ و دخالت نظامی قدرت‌های خارجی شوذ، و در صورت بروز جنگ‌، میلیون‌ها نفر از مردم ایران نابود خواهند شد، کشور ایران و تمام آثار تاریخی ایران ویران خواهند شد؛ جنگ داخلی و ستیزه جویی‌های قومی و مذهبی به اوج خود خواهند رسید؛

5- حکومت حاکم‌، برخاسته از فرهنگ و نهادهای ارتجاعی است که قرن‌ها در ایران ریشه دوانده‌اند، بنابراین، تنها «سلب قدرت» از دست‌گاه سیاسی- اداری – نظامی، این حکومت کافی نیست؛ بلکه برای گسترش و نهادینه کردن دمکراسی در ایران، ضروری است که پس از برکناری تمام عیار این حکومت، فرهنگ جهل و جنایت و نهادهای ارتجاعی‌، بطوز بنیادی زدوده و برچیده شوند و نظام آموش و پرورش و مناسبات فرهنگی نوینی جای‌گزین گردند.‌‌

راه‌کارها‌ی اتحاد نیروهای آزاد اندیش ایران

اتحاد نیروها باید هدف‌مند باشند تا بتوانند به ناهنجاری‌ها و ناموزونی‌های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی خاتمه ببخشند. بنابراین ، نیروهای شرکت کننده در اتحاد، ضروری است:

الف- دیدگاه خودرا درارتباط با برکناری حکومت‌؛

ب- درباره «قدرت جای‌گزین»، ترکیب و خصلت  نیروهای تشکیل دهنده «قدرت  جای‌گزین»؛

ج- هم‌چنین، طرح وبرنامه مرحله ای و دراز مدت خود را درباره “روند نوسازی جامعه”، ارائه دهند؛

و به‌این ترتیب، «خصلت و ماهیت» سیاسی و اجتماعی هر فرد و گروه سیاسی مشخص می‌شود و مردم می‌توانند آگاهانه مناسبات خود را با چنین افراد و گروه‌های سیاسی تعین و مشخص  کنند. به‌این ترتیب، یارگیری و سیاست ائتلافی  برای اتحاد، دو هدف اسا‌سی را دنبال خواهد کرد:

1-اتحاد نیروهای آزاد‌اندیش به‌منظور «تخریب مناسبات ارتجاعی و براندازی حکومت»؛

2-اتحاد نیروهای آزاد اندیش ‌برای «ایجاد قدرت جای‌گزین و نوسازی جامعه»؛

با چنین چشم‌اندازی‌، نمی‌توانیم با هر فرد و گروه سازش‌کار، فرصت‌طلب ‌و مرتجعی اتحاد کنیم‌؛ و نمی‌توانیم بدون این‌که طرح و برنامه‌ای برای گسترش و نهادینه کردن دمکراسی داشته باشیم، فقط در یک «شورش و عصیان کور» شرکت کنیم !!!

خصلت نیروهای متحد:

1-سیاست مماشا‌ت باحکومت، مخالفت و یا مبارزه با حکومت، کیفیت و خصلت نیروهای سیاسی را تعیین می‌کنند، و براین اساس نیز برای آینده «یارگیری» خواهد شد؛

2- مخا‌لفت با حکومت‌، می‌تواند با شیوه‌های گوناگون اعمال شوند؛ و لزومی ندارد که همگی شیوه مبارزه و سازماندهی «تک بعدی» را بپذیرند ،بلکه: «هرفرد و گروهی براساس امکان و توا‌نش» عمل خواهد کرد.

3- شیوه برخورد دمکرات منشا نه و یا تخریب‌گرانه در ارتباط با دگراندیشان، می‌تواند در تعین مناسبات بین نیروها و در سیا‌ست ائتلافی موثر باشند؛

4- در سیاست ائتلافی‌، هیچ فرد و گروهی اجبار ندارد «سیطره‌جویی و هژمونی‌طلبی» دیگران را بپذ‌یرد (در این‌صورت تفاوتی با «حزب رستاخیز» شاهنشاهی و «حزب‌اله» جمهوری اسلامی نخواهند داشت). مهم اینست‌که بر اساس اصول عام مبارزاتی به‌منظور برکناری تمام عیار حکومت‌، هم‌چنین تحقق «قدرت جای‌گزین» به‌منظور باز سازی مناسبات اجتماعی و کشور، با هم‌دیگر سلوک کنند و به توافق برسند‌.

هم‌کاری و همآهنگی در «مرحله تدارکاتی» مبارزه:

1-ضمن حفظ استقلال گروهی، گفت‌وگو و تباد‌ل نظر برای هماهنگ کردن روابط سیاسی‌- تدارکاتی‌-  تشکیلاتی‌– مبارزاتی .

2- ایجاد شبکه‌ها و سازماندهی علنی و مخفی برای استمرار بخشید‌ن مبارزه در داخل و خارج از کشور.

هم‌کاری و همآهنگی در «مرحله عملیاتی» مبارزه :

1-اعلان برنامه عام  سیاسی‌– مبارزاتی  مشترک ؛

2- ایجاد «شورای همآهنگی» برای استمرار بخشیدن مبارزه مشترک در داخل و خارج از کشور؛

3- هم‌کاری با «گروه‌های مدافع حقوق بشر» و احترام به استقلال عمل این گروه‌ها ( بدون سیطره‌جویی و هژمونی‌طلبی)،

4- هم‌کاری با کارشناسان  و گروه‌های کار متخصص، به‌منظور بررسی علمی شرایط ناهنجار جامعه و ارایه طرح و برنامه برای بازسازی و تکامل اجتماعی‌؛

5- دفاع از جنبش مستقل کارگری‌، هم‌چنین دفاع از حقوق نهادهای مد‌نی‌، صنفی، طبقاتی‌، قومی‌– ملیتی، به‌منظور مبارزه با تبعیض، و حمایت از برابری حقوق زنان و مردان، مبارزه با فرهنگ و نهاد‌های ارتجاعی حاکم‌؛ و تلاش برای‌ نهادینه کردن و گسترش دمکراسی در جامعه‌؛

6- مبارزه با ستیزه‌جویی‌های قومی و ملیتی و تلاش برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و هم‌بستگی‌ مردم سراسر ایران و یک‌پارچگی کشور؛

7- هم‌کاری با نیروهای ترقی‌خواه و آزاد‌اندیش جهان و مخالفت با مداخله نظامی و سیطره‌جویی‌های دول خارجی؛

در خاتمه ضروری است یاد آورشوم که «اتحاد سیاسی»، اگر با «اتحاد عمل مبارزاتی» هم‌راه نباشد، بی‌ارزش و بی‌اعتبار خواهد شد. هم‌چنین تا زمانی که اپوزیسیون دمکرات- سکولار- آزاد‌اندیش و برابری‌طلب ایران، از اتحاد و سازمان یافتگی قدرت‌مند و از شورای رهبری همآهنگ‌کننده برخوردار نباشد، فجایع  سیاسی – تاریخی- اجتماعی در ایران تکرار خواهند شد.

آپریل 2012

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,