Saturday, 18 July 2015
19 September 2020
سکانس آخر

«کشتی آرزوها»

2012 April 13

مهدی / رادیو کوچه

به بهانه‌ی پخش سه‌بعدی فیلم تایتانیک در پرده‌های سینمای جهان، در این برنامه به بررسی این اثر به یادماندنی «جیمز کامرون» خواهیم پرداخت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پیش از بررسی فیلم نگاهی خواهیم داشت به واقعه‌ی تاریخی این کشتی غول آسا در سال 1912 در جایی که 705 مسافر کشتی تنها نجات یافتند و هم‌چنین مدیر شرکت دریایی ستاره سفید (صاحب کشتی تایتانیک) در کشتی بوده و بعد از غرق شدن کشتی فرار کرده و جان سالم به در برده است.

تایتانیک فیلمی است به کارگردانی «جیمز کامرون» در سال 1997 که مسوول پخش فیلم در جهان با کمپانی فاکس قرن بیستم و در ایالت متحده و کانادا توسط کمپانی پارامونت پیکچرز بوده و بعد از فیلم آواتار، پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان است. این فیلم با 11 جایزه اسکار در زمره فیلم‌های بالای رده‌بندی اسکار قرار گرفته است.

در سال 1987 کامرون با تماشای فیلم مستندی از نشنال جئوگرافیک ایده اصلی فیلم در ذهنش نقش بست و بعد از هفت سال که فیلم «شب به یاد ماندنی» از «رود وارد بیکر» را دید (در رابطه با غرق شدن تایتانیک) طرح اوایه را نوشت و به کمپانی فاکس ارائه داد و آن کمپانی مبلغ 3 میلیون دلار برای بازدید از بقایای کشتی اختصاص داد.

«جیمز هونر» سازنده‌ی موسیقی متن فیلم هم که پیش از این پنج بار برای ساختن موسیقی متن فیلم‌های بیگانه‌ها، خویشاوندی آمریکایی، مزرعه‌ی رویاها و دلارو آپولو نامزد جایزه اسکار شده بود و به اصرار کامرون ترانه‌ی قلبم ادامه خواهد داد را با صدای سلن دیون در انتها‌ی فیلم قرار داد و این ترانه از رادیو با 105 میلیون شنونده در صدر قرار گرفت.

داستان فیلم از این قرار است که «بروک سوت» که یک جوینده الماس است به دنبال یک الماس گم‌شده در کشتی تایتانیک است. وی یک صندوق سالم در کشتی پیدا می‌کند ولی به جای الماس تصویر یک زن برهنه را پیدا می‌کند که الماس را بر گردن دارد، این تصویر از تلویزیون پخس می‌شود و زنی که خود را «رز داوسون» معرفی می‌کند ادعا می‌کند همان زنی است که تصویرش از تلویزیون پخش شده است. او را به محل غرق شدن کشتی می‌برند تا در پیدا کردن الماس به آن‌ها کمک کند ولی رز به جای این کار داستانی که برایش در کشتی رخ داده برای آن‌ها تعریف می‌کند.

که دختری 17 ساله بوده که قصد داشته با تایتانیک به آمریکا سفر کند و به اصرار مادرش با «کال هالکی» ازدواج کند. شبی وی تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما توسط جوان نقاشی به اسم «جک داوسن» نجات پیدا کرده و در این بین این دو عاشق یک‌دیگر می‌شوند ولی هالکی و مادر رز قصد دارند جلوی این کار را بگیرند.

 در همین بین، کشتی به کوه یخی برخورد می‌کند و قسمت زیرین کشتی آسیب و می‌بیند و در ادامه فیلم راوی لحظات نفس‌گیر نجات مسافران کشتی خواهد بود.

جدا از درون‌مایه‌ی عاشقانه‌ی فیلم و همین‌طور هزینه‌ی هنگفتی که برای غرق شدن کشتی شده  و موجب جذابیت بیشتر تایتانیک شده است، تایتانیک را می‌توان به عنوان یک جامعه‌ی بشری قبول کرد که از هر دو قشر جامعه یعنی فقیر و  مرفه در خود جای داده است و به طرز تفکر هر دو پرداخته است. در حالی که نشان می‌دهد بیشتر قشر مرفه، انسان‌ها‌یی خودخواه و بی‌رحم هستند که فکر می‌کنند همه چیز حتی انسانیت را با پول می‌توانند بخرند و در هنگام خطر آدم‌هایی هستند ضعیف، اما در همین قشر هم آدم‌ها‌یی (رز) پیدا می‌شوند که برای هم‌نوع خود ارزش قائل می‌شوند.

در نهایت می‌بینیم چنین جامعه‌ای راه به جایی نمی‌برد و مانند تایتانیک غرق خواهد شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,