Saturday, 18 July 2015
30 September 2020
گردونه مهر-بخش دوم

«خدایان و دیوها در تفکر ایران باستان»

2012 April 17

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

«تیشتریه» (تیشتر)  و «اپوش»

«تیشتر» از خدایان دیگری است که با یکی از پدیده‌های طبیعی یعنی باران ارتباط دارد، اما مفهوم دوگانه‌گی در شخصیت این خدا وجود ندارد. وی نیروی نیکوکاری است که در نبردی کیهانی با «اپوشه» (اپوش)، دیو خشک‌سالی که تباه کننده‌ی زندگی است،‌ درگیر می‌شود. تیشتر«ستاره‌ی تابان و شکوه‌مند»، نخستین ستاره و اصل همه‌ی آب‌ها و سرچشمه‌ی باران وباروری است. چهارمین ماه سال به تیشتر اختصاص دارد، این ماه «تیر» نام دارد که مشتق از صورت فرضی قدیمی «تیری» است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 تیری یکی از خدایان قدیم ایرانی بوده است که آیین‌های او با آیین‌های تیشتر درآمیخته است. گفته‌اند که در دهه‌ی نخستین این ماه، ‌تیشتر به صورت مردی 15 ساله درمی‌آید ( از آن‌جا که 15 سالگی در تفکر ایران باستان سن آرمانی بوده است)، سپس در دهه‌ی دوم به صورت گاو نری و در دهه‌ی سوم به صورت اسبی درمی‌آید. بنا به روایت بندهشن، تیشتر در آغاز آفرینش به این پیکره‌ها درآمد و باران ایجاد کرد. هر قطره‌ی بارانی که وی به وجود آورد، ‌به اندازه‌ی تشتی شد تا آب به بلندی قامت مردی، زمین را فرا گرفت. جانوران موذی به ناچار به سوراخ‌های زمین فرو رفتند و آن‌گاه مینوی باد آب‌ها را به کرانه‌های زمین برد و بدین‌گونه «دریای کیهانی» را ایجاد کرد که منظور همان دریای «وروکشه» یا «فراخ‌کرت» است.

در سرودی که به تیشتر اختصاص دارد، نبرد میان این خدا و دیو خشک‌سالی بازگو شده است. تیشتر به شکل اسب سفید زیبای زرین‌گوشی، با ساز و برگ زرین ‌به دریای گیهانی فرو رفت. در آن‌جا با دیو «اپوش» که به شکل اسب سیاهی بود و با گوش و دم سیاه خود ظاهری ترس‌ناک داشت ، روبه‌رو شد. رو در رو سه شبانه روز با هم جنگیدند، اما اپوش نیرومندتر از کار به‌در آمد، و تیشتر با غم و اندوه به سوی اهورا مزدا فریاد برآورد که ناتوانی او از آن است که مردمان نیایش‌ها و قربانی‌های شایسته‌ای به او تقدیم نکرده‌اند. آن‌گاه اهورا مزدا خود برای تیشتر قربانی کرد تا نیروی 10 اسب ، 10 شتر ، 10 گاو نر ، 10 کوه و 10 رود در او دمیده شد. دیو اپوش ترسید و گریخت و چون تیشتر خواست که بارانی با قطرات بزرگ فرو فرستد، هم‌کار این دیو به نام «سپین‌جگر دیو» به پیش آمد، آتش‏ اهورایی که در ابرهاست با ضربت گرز تیشتر شراره کشید و سپین‌جگر دیو از ترس خروشی‏ بر ‏آورد و نابود شد.

این بار تیشتر که نیروی قربانی به او قوت بخشیده بود،‌ از کارزار پیروز به درآمد و آب‌ها توانستند بی مانع به مزارع و چراگاه‌ها جاری شوند. باد ابرهای باران‌زا را که از دریای کیهانی برمی‌خاستند، به این سو و آن سو راند و باران‌های زندگی بخش بر هفت اقلیم زمین فرو ریخت.

اسطوره‌ی نبرد تیشتر با اپوش هم‌چنین تا اندازه‌ای چگونه‌گی نظر ایرانیان باستان را در مورد مناسک ایشان برای ما بازگو می‌کند. آنان بر این باور بودند که قربانی‌هایی که درست انجام گیرد و به خدایان تقدیم شود،‌ خدایان را نیرومند و قوی می‌سازد، و نیز نیرومندی خدایان موجب می‌شود که قربانی‌ها در پی هم آمدن منظم فصول را تضمین کنند. فقط هنگامی که در قربانی‌ها تیشتر را به یاری بخوانند، خشک‌سالی مغلوب می‌شود و باران می‌تواند به جهان زندگی بخشد. نتیجه‌ی نبرد کیهانی میان نیروهای زندگی و مرگ بسته‌گی به این دارد که آدمی معتقدانه وظایف خود را در اجرای مناسک به جای آورد.

«رپیثوین» ، سرور گرمای نیم‌روز 

خدای دیگری که به نوعی با پدیده‌های طبیعی در ارتباط است، «رپیثوین» یا همان سرور گرمای نیم‌روز و سرور ماه‌های تابستان است که قرینه‌ی لازم و سود بخشی برای تیشتر است. خورشید پیش از ورود شر‌، هنگامی که بی‌حرکت در بالای جهان ایستاده بود، در پای‌گاه رپیثوین قرار داشت. بنابراین رپیثوین سرور جهان آرمانی است. به عقیده‌ی زردشتیان، اهورا‌مزدا در زمانی از روز که متعلق به رپیثوین است، قربانی کرد و از آن آفرینش به وجود آمد. در پایان جهان نیز، در زمان متعلق به رپیثوین است که رستاخیز به انجام می‌رسد. بنابراین، او فقط سرور زمان اولیه نیست، بل‌که سرور زمان «بازسازی جهان» نیز هست. او همه ساله فعال است، هر وقت که دیو زمستان به جهان هجوم می‌آورد، رپیثوین در زیر زمین پناه می‌گیرد و آب‌های زیرزمینی را گرم نگاه می‌دارد تا گیاهان و درختان نمیرند. بازگشت سالانه‌ی او در بهار بازتابی از پیروزی نهایی خیر است که وی بر آن سرپرستی خواهد داشت. هنگامی که سرانجام شر مغلوب شود و فرمان‌روایی خدا بر زمین آشکار گردد.

جشن رپیثوین بخشی از جشن نوروز است، هم روز نو در سال واقعی است و هم روز نو در زمان آرمانی آینده. آمدن رپیثوین به زمین،‌ زمان شادی و امید به رستاخیز است، نمادی است از پیروزی نهایی و همیشه‌گی آفرینش نیک.

«ملکوس» دیو سرما و زمستان پر از باران و تگرگ و برف در مقابل رپیثوین است. او ویران‌گری سهم‌گین است که در سدهﻯسوم، چهارم، پنجم و یا به قولی در پایان هزارهﻯ «هوشیدر» ظهور میﻛند و به جادویی باران و سرما ایجاد میﻛند. ملکوس با دیوکامه‌گی سهم‌گین، بارانی سیل‏آسا را که آن را «ملکوسان» خوانند هم‌راه با برف و تگرگ جاری سازد. سیل‏ و برف و تگرگ بخش زیادی از آدمی‌زادگان را نابود کند. با این همه، پیش از رسیدن هنگام‏ خیزش دومین رهایی ‏بخشنده‏ی بزرگ، با نفرین «هوشیدر»، دیو ملکوس می‌میرد و اهریمن را سستی‏ و هراس فرا گیرد. نیکی دگرباره پیروز شود و جهان را بازآراید و مردمان از«وره» همان باروی‏ ساخته جم که دژی زیرزمینی است بیرون‏آیند و زمین را پر کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,