شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
31 August 2016
کوچه سیاست

«عبداله نوری و پیکر نیمه‌جان جریان اصلاحات»

۱۳۹۱ فروردین ۳۱

کامبیز غفوری / رادیو کوچه

روزهای اخیر در میان انبوه خبرها، گزارش دیدار جمعی از فعالان و چهره‌های سیاسی و دانش‌گاهی شهر اصفهان با عبداله نوری[1] بحث‌هایی را درباره بازگشت مجدد او به صحنه سیاست ایران دامن زد. عبداله نوری کیست، چه کارنامه‌ای دارد و آیا ورود مجدد او به عرصه سیاسی می‌تواند تغییری در اوضاع داخلی ایران به نفع جریان موسوم به «اصلاحات» ایجاد کند؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اصلاح‌طلبان، خودی یا غیرخودی؟ 

نظام جمهوری‌اسلامی، تنها اندکی پس از تاسیس شروع به حذف مرحله به مرحله تمام افراد و گروه‌هایی کرد که از دیدگاه حاکمان «غیر خودی» به حساب می‌آمدند. اگر در سال‌های نخست پس از انقلاب سال 57، سازمان‌ها و احزابی چون فداییان خلق (اقلیت و اکثریت) و گروه‌های منشعب از آن، مجاهدین خلق، حزب توده و نیروهای ملی «غیر خودی» محسوب شده و زیر ضرب قرار گرفتند، در سال‌های بعد افرادی که از بدنه نظام بودند نیز به تدریج از دایره خودی‌ها اخراج شدند. روند تنگ‌تر شدن این دایره در سال‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دوم خرداد 1376 شتاب بیش‌تری به خود گرفت و عملن باعث شد تا جریان موسوم به اصلاح‌طلبی، شکل یک اپوزیسیون به خود بگیرد، صد البته اپوزیسیونی که خواهان بقای جمهوری‌اسلامی و اعمال اصلاحات در چارچوب همین نظام است و از همین رو با مخالفان جمهوری‌اسلامی زاویه آشکاری دارد. خام‌اندیشی است اگر مخالفان جمهوری‌اسلامی برای سرنگون کردن نظام دل به جریان اصلاح‌طلبی درون حاکمیت ببندند ولی وجود جریان اصلاح‌طلبی به سبک فوق، واقعیتی است که نمی‌توان آن‌را نادیده گرفت.

این روزها، جریان اصلاحات به مثابه بیماری بدحال است که از پایان عمر دولت سید محمد‌خاتمی هر روز معذب‌تر شده، پس از سرکوب جنبش سبز و حصر آقایان موسوی و کروبی به بستر افتاده و به دنبال شوک ناشی از شرکت آقای خاتمی در انتخابات اخیر، محتضر شده است. گویا طرف‌داران اصلاحات قصد دارند این‌بار با فعال کردن عبداله نوری و کشاندن او به صحنه، جانی تازه به بیمار خود ببخشند.

عبداله نوری، از وزارت تا زندان

عبداله نوری، زاده بهمن‌ ماه 1328، هنوز به سی‌سالگی نرسیده بود که هم‌لباسان‌اش در ایران قدرت را به دست گرفتند. سابقه فعالیت سیاسی او در سال‌های پیش از انقلاب و آشنایی وی با احمد خمینی و محمد منتظری، فرزندان ولی‌فقیه و قایم‌مقام ولایت در نظام تازه تاسیس، پای او را نیز به ساختار سیاسی جمهوری‌اسلامی باز کرد. سمت‌های مدیریت در صدا و سیما، معاونت در وزارت امور خارجه، نمایندگی ولی‌فقیه در هیت نظارت شورای عالی قضایی، جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بخشی از پُست‌های دولتی وی در ده سال اول عمر حکومت ‌اسلامی بودند. پس از اتمام جنگ و در ماه‌های پایانی عمر آقای خمینی، عبداله نوری حکم عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی را هم از نخستین ولی‌فقیه دریافت کرد و هم‌زمان به مجلس سوم راه یافت.

شاید یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های عبداله نوری در حیات سیاسی‌اش در همین دوران و در گرماگرم کناره‌گیری یا به‌عبارتی عزل حسین‌علی منتظری از منصب قایم‌مقامی ولایت فقیه شکل گرفت، چرا که دو سوی ماجرا آقایان منتظری و خمینی قرار داشتند که عبداله نوری به هر دوی آن‌ها به‌نوعی دل‌بستگی داشت. احمد زیدآبادی در مقاله‌ای[2] به تاریخ چهارم دی‌ماه 1387 از قول عبداله نوری می‌نویسد: «پس از اعلام استعفای آیت‌اله منتظری، ‏آیت‌اله خمینی به وی دستور داده است که شوون مربوط به قایم‌مقامی ‏رهبری از آیت‌اله منتظری گرفته شود. یکی از این به اصطلاح شوون، دیواری اطراف دفتر و محل سکونت ‏آیت‌اله بوده که کوچه مقابل دفتر را هم شامل می‌شده است. این محدوده محصور را گویا “قلعه” می‌نامیده‌اند و ‏آقای نوری به عنوان نماینده رهبر در سپاه پاسداران دستور برچیدن این دیوار را داده است». این مورد، باعث شد تا آقای نوری در سال‌های بعد هدف انتقادهای بعضی از هواداران آقای منتظری قرار بگیرد اما عمل‌کرد روزنامه خرداد تحت مدیریت او در مورد آقای منتظری نشان داد که عبداله نوری کماکان دل در گرو استاد سابق دارد.

شاید یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های عبداله نوری در حیات سیاسی‌اش در همین دوران و در گرماگرم کناره‌گیری یا به‌عبارتی عزل حسین‌علی منتظری از منصب قایم‌مقامی ولایت فقیه شکل گرفت

پس از مرگ آیت‌اله خمینی‏ و در اولین دولت هاشمی رفسنجانی، آقای نوری سمت وزارت کشور را در اختیار گرفت و برجسته‌ترین کاری که در دوره وزارتش انجام داد، ادغام کمیته‌های انقلاب اسلامی با شهربانی و ژاندارمری و تشکیل یک نهاد واحد به نام نیروی انتظامی بود. بسیاری هنوز خاطره اتومبیل‌های پاترول زرد و آبی مخوف کمیته‌های انقلاب اسلامی را که با نام‌های «گشت ثار اله» و «گشت جنداله» شناخته می‌شدند به یاد دارند. پس از جنگ و با شروع پروژه توسعه اقتصادی آقای رفسنجانی، حکومت دیگر نیازی به رفتارهای خشن و بی‌قاعده‌ی کمیته‌ها نداشت اما نه کسی جرات داشت که کمیته‌ها را با آن‌همه نیروی مسلحی که به خودسری عادت کرده بودند منحل کند و نه کنترل آن‌ها امکان‌پذیر بود. عبداله نوری کار ادغام نیروها را انجام داد ولی فشار جناح تندرو باعث شد که در دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی، از کابینه حذف شود.

در مجلس پنجم، آقای نوری رهبری جناح اقلیت مجلس را به عهده گرفت و پس از چندی، دومین دوره تصدی مقام وزارت کشور را در دولت سیدمحمد خاتمی تجربه کرد. این‌بار اما شعار، توسعه سیاسی بود و اقدامات وزیر کشور در آزاد کردن نسبی فضا، آن‌چنان تندروترها را شوراند که علاوه بر فشارهای سیاسی به او و دولت خاتمی، نیروهای موسوم به لباس شخصی را برای حمله فیزیکی به او و وزیر ارشاد وقت به نماز جمعه فرستادند. عبداله نوری، خیلی زود مقام وزارت کشور را به واسطه استیضاح و رای عدم اعتماد مجلس از دست داد و محمد خاتمی وی را به مقام مشاورت سیاسی خود منصوب کرد ولی او که مشاورت را کافی و اثرگذار نمی‌دید، ‌تمام نیروی خود را بر کار رسانه‌ای و حمایت از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب شجاع در روزنامه خرداد گذاشت، کاری که برای او دادگاه و زندان به دنبال داشت. وی در کنار غیرقانونی دانستن دادگاه‌ ویژه روحانیت، در دفاعیه خود موضوعاتی مانند صلح فلسطین و اسراییل و مساله حصر آیت‌اله منتظری را مطرح کرد که تا آن زمان صحبت علنی درباره این موضوعات تابوی سیاسی محسوب می‌شد. کتاب «شوکران اصلاح»، حاوی متن دفاعیات وی در دادگاه ویژه روحانیت است که در ایران چندین بار چاپ شد و فروش فوق‌العاده‌ای داشت.

آقای نوری پس از گذراندن دوره زندان، دیگر به فعالیت آشکار سیاسی نپرداخت و زمزمه‌های کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1388 با آمدن میرحسین موسوی منتفی شد.

آخرین تیر ترکش اصلاح‌طلبان

در میان چهره‌های جریان موسوم به اصلاح‌طلب، عده‌ای در حصر و حبس‌اند و گروهی از کشور خارج شده‌اند. عبداله نوری شاید به یمن سکوت چندین ساله‌اش تا به حال از تیغ حبس و تبعید در امان مانده است. این مهم که در صورت بازگشت وی به سپهر سیاسی کشور، اصولن حکومت مجالی برای او باقی خواهد گذاشت تا به فعالیت بپردازد یا نه، خود جای بحث دارد ولی سوال مهم‌تر این است که حتا در صورتی که چنان فرصتی فراهم شود، آیا ورود او به صحنه، آن‌گونه که اصلاح طلبان انتظار دارند منشا اثری خواهد بود یا خیر؟ در هر صورت، به نظر می‌رسد که عبداله نوری، آخرین تیر ترکش اصلاح‌طلبان است و باید منتظر ماند و دید که از این تیر چگونه و با چه هدفی استفاده می‌کنند.

———————————-

پانوشت‌ها:

  1. گزارش دیدار مذکور را می‌توانید در این لینک بخوانید.
  2. به این لینک مراجعه کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. رضا پرچی زاده
    1

    گزارش بسیار خوبی بود. ممنون.