Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
حمله، تحریم، رجزخوانی،

«به کجا چنین شتابان»

2012 April 19

علی هریسچی / نشریه هفت

روی‌دادهای شتابان چند ماه گذشته ما را به کجا می‌برد؟ آن چه مسلم است آینده ایران آبستن حوادثی مهم است ولی چه کسی می‌تواند به قطعیت آینده را پیش‌بینی کند؟ اما بررسی راه‌کارهای موجود بسیار مایوس کننده است چون تمام گزینه‌های موجود از پرداختن به مصالح مردم ایران عاجز است و تمام گزینه‌های مطرح امروز نابسامانی و تخریب ایران را نوید می‌دهند. در این میان رهبران ایران به تنها موضوعی که می‌پردازند بقای خویش است و نه‌‌ خیراندیشی برای ایران و  ایرانی. ما ایرانیان در این هیاهوی جنگ و تقابل، بی‌صدا و بی‌نماینده، منافع خود را از دست می‌دهیم و سرنوشت خود را در دستان کسانی می‌بینیم که خیر‌خواهی ما را در سر نداردند.

در بین حاکمیت در ایران محاسبات استراتژیک بر این پایه شکل گرفته است که حمله نظامی به ایران محال است و تحریم نفت ایران غیر‌ممکن است. بنابر‌این در شش سال گذشته دولت این کشور با تمام قوا تهدیدهای غرب را به چالش کشیده است و به سیاست‌های اتمی و تقابلی با غرب ادامه داده است. ایران با اعتماد به نفسی که از جنگ سی و سه روزه لبنان به‌دست آورد و با توجه به خود نمایی نیروهای  نظامی خود در عراق در برابر نیروهای آمریکایی،‌ هیچ دلیلی برای عقب‌نشینی از مواضع خود نیافته بود. اما در چند ماه گذشته همه پیش فرض‌های ایران غلط از آب در آمده‌اند. به این معنی که هم احتمال حمله نظامی به ایران به بالاترین حد خود در تاریخ جمهوری اسلامی رسیده است و هم این‌که صادرات نفت ایران به زودی شامل تحریم‌های امریکا و اروپا قرار خواهد گرفت. شرایط ایران و غرب و به ویژه اسراییل به مرحله‌ایی رسیده که کار از رجز‌خوانی گذشته و انگار موقع اجرایی کردن تهدیدها است.

در حال حاضر در میان راه کارهای غرب دو گزینه وجود دارد: شکستن کمر اقتصادی ایران و حمله نظامی. که هزینه هر دو گزینه بر مردم ایران است. به این مفهوم که تحریم‌های اقتصادی زندگی مردم و موقعیت‌های رفاهی و معیشتی ایرانیان را مخدوش می‌سازد و از طرفی باعث می‌شود منابع طبیعی ایران از جمله نفت به حراج گذاشته شوند از سویی دیگر در صورت حمله نظامی جان و مال مردم ایران مورد حمله قرار می‌گیرد که خود فاجعه‌ایی بزرگ‌تر است.

متاسفانه ترورهای ناموفق چند وقت گذشته اسراییلی‌ها که به ایرانیان نسبت داده شده‌اند به آتش جنگ و توجیه حمله نظامی افزوده است و رهبران ایران گویا تشنه این تقابل با شتاب در جهت برخورد نظامی حرکت می‌کنند. اما براستی به کجا چنین شتابان؟

 آیا ما ایرانیان توانسته‌ایم راه حلی به جامعه جهانی نشان بدهیم که بتوانیم سرنوشت ممکلت مان راخودمان ورق بزنیم؟

آیا گروه‌های سیاسی داخل و خارج کشور توانسته‌اند در راه‌حلی متفاوت به توافق برسند؟ بدون شک خیر چون درد مشترکی در بین سیاسیون ما موجود است که جدای جغرافیای آن، ‌ریشه در خود محوری و منفعت خویش را از منفعت ایران بالاتر قراردادن، دارد. از دیدگاه نگارنده کسانی که فکر می کنند هرچه شود از این رژیم بهتر است سخت در اشتباهند چرا که عاقبت عراق، افغانستان، ‌لیبی،‌ مصر، تونس و شرایط کنونی سوریه خلاف این خوش بینی را ثابت می‌کند.

به هرحال تمام تحلیل‌های موجود نشان از خط قرمزهایی دارد که تا چند ماه دیگر تحولات ایران از آن خطوط گذر خواهند کرد،  سوال این‌جاست که آیا هم چون اتفاقات دوران  پایانی جنگ ایران و عراق، شرایط به نحوی ورق خواهد خود که رژیم تنها برای اثبات خود دست به تسلیمی بزند که منافع ملی ما را قربانی ادامه حیات رژیم کند و یا این که ایران می‌تواند با تغییر سریع استراتژی خود از این میانه از غربیان تسهیلاتی را در جهت منافع ایران و ایرانیان کسب کند. تا به امروز که نشانی از عقلانیت در رفتار ایران دیده نمی‌شود و چنین است که شتابان به سوی روی‌دادی غیر قابل کنترل پیش می‌رویم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,