Saturday, 18 July 2015
27 September 2020

«حکایت ویدیوی من گشنمه»

2012 April 20

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

منبع

فردای روزی که احمدی‌نژاد و هیت دولت در چهارمین سفر استانی‌شان وارد بندرعباس شدند (23 فروردین 91)، یک ویدبوی سه دقیقه‌ای پیش یکی از دوستان دیدم که به محض دیدن‌اش گفتم «این یه گنجه، بدش به من» و اونم داد، فیلم مربوط به بخشی از مراسم استقبال خیابانی از احمدی‌نژاد در حوالی شهرنمایش بندرعباس (ورودی آزادگان، روبروی داروخانه آریا) بود که طی آن یک پیرمرد با لباس محلی مدام خطاب به احمدی‌نژاد داد می زد: «احمدی نژاد، من گشنمه، من گشنمه، من بازنشسته‌ام،  من گشنمه». بعضی اطرافیان سعی داشتند با شعار، لابد باعث شوند صدای پیرمرد بلند نشود، ولی پیرمرد کوتاه بیا نبود و حتی با دست می زد روی ماشین. بعد و در همین اثنا، دختری نوجوان نزدیک اتومبیل حامل احمدی‌نژاد می‌شد و به رغم تلاش گارد محافظ، از آن بالا می‌رفت. این بالا رفتن از ماشین احمدی‌نژاد توسط دختران، البته در بندرعباس سابقه داشت.

من این ویدئو را فورن در گوگل پلاس به اشتراک گذاشتم. بعد هم در صفحه بندرعباس در فیس بوک. در شرح ویدیو هم نوشتم: «فیلم: استقبال دیروز (22 فروردین 91) از احمدی‌نژاد در بندرعباس‌– حوالی «شهرنمایش» / از ثانیه 40 به بعد، پیرمرد حنجره‌اش را پاره می‌کند و مدام داد می‌زند: «احمدی‌نژاد، من گشنمه، من گشنمه، من گشنمه، من بازنشسته‌ام، احمدی نژاد، من گشنمه» / از ثانیه 115: یک دختر نزدیک می‌شود و از کاپوت ماشین بالا می‌رود. نمی‌توانند جلوی او را بگیرند». فردای آن روز وبسایت بازتاب فیلم را با یادداشتی روی آن منتشر کرد. بازتاب نوشت: «بر اساس فیلمی که ظاهرن به استقبال دو روز پیش (22 فروردین 91) از دکتر احمدی‌نژاد در بندرعباس – حوالی «شهر نمایش»، منتشر شده، برخی از مردم برای تامین اولین نیازهای زندگی‌شان هم‌چون تامین خوراک و غذا سراغ شخص دوم مملکت را گرفتند که در این میان تصاویر منتشر شده از سوی محلیان در شبکه‌های اجتماعی جالب توجه است» و در پایان به طعنه که «به نظر می‌رسد هنوز اشخاصی در کشور هستند که گرسنه می‌خوابند».

با گذشت زمان و عدم بازتاب بیش از این فیلم مذکور، به نظرم رسید که دیگر آن فیلم تمام شد، مثل خیلی اتفاق‌های بد که از یاد می‌رود. اما از پریروز (یعنی حدود یک هفته بعد از به اشتراک گذاشتن فیلم) ناگهان موج توجه به این فیلم در دنیای مجازی بالا گرفت.

جعفر پناهی (کارگردان سینما) در‌باره آن نوشت: «حکایت غریبی است، یاد «آواز دلفین‌ها»ی مسیح علی‌نژاد افتادم اماحکایت غریب‌تر آن‌که دیگر از آن جمعیتی که در سفرهای استانی حلقه می‌زدند خبری نیست. شاید بقیه  نای آواز خواندن در گشنگی را هم‌چون این پیر‌مرد ندارند». مسیح علی‌نژاد (روزنامه نگار) به این بهانه، مقاله معروف «آواز دلفین ها» را بازنشر کرد. وبسایت کلمه ضمن انتشار ویدیو، یادداشتی به هم‌راه آن منتشر کرد با عنوان «فریادی از سر درد، احمدی نژاد، گشنمه». در یوتیوب تا صبح امروز (پنج‌شنبه، 31 فروردین) این ویدیو نزدیک به 67 هزار بار دیده شده و دیشب بی.بی.سی فارسی نیز آن را پخش کرده. در بالاترین برای آن «موضوع داغ» تعریف کرده اند و کسانی در قالب‌های احساسی برای آن مطالبی نوشته‌اند. یک جست‌جو در دنیای وب نیز از بازتاب زیاد این ویدیو حکایت دارد، ظاهرن به اسم «گشنمه» هم معروف شده.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,