Saturday, 18 July 2015
22 September 2020
رازهای زنانه- قسمت بیست و نهم

«خشونت با لحن شوخی»

2012 April 21

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

یکی از انواع خشونت که به خصوص در میان مردهای ایرانی نسبت به زنان رواج دارد، خشونت‌های کلامی است که البته نه به شکل فحش و توهین که در قالب شوخی و خنده بیان می‌شود. به کار بردن این لحن در کلام، بین همه جور مردی رایج است، حاج آقاهای سنتی و مردان جوان و روشن‌فکر و تحصیل‌کرده هم از این نظر با هم فرق زیادی ندارند. در واقع، داشتن ادبیات طنزآلودی که هویت زن‌ها را نشانه می‌رود، نوعی شوخ‌طبعی به حساب می‌آید و بین مردان هم رقابتی برای استفاده از آن درمی‌گیرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این لحن و عادت مرسوم شکل‌های مختلفی هم دارد. یک نمونه‌اش را اتفاقی در وبلاگ‌ «برای تو»، نوشته‌های «جیران مقدم» دیدم که برایتان نقل می‌کنم:

«اصلن یادم رفته بود که مردها از این ابزار استفاده‌ می‌کنند تا به زن‌ها بقبولانند که دغدغه‌هایشان در واقع نه آن چیزی که می‌گویند، بلکه چیزی بسیار سطح پایین و در حد خاله‌زنکی است.

این روزها که فرصت داشتم در دیالوگ‌های آدم‌ها دقیق شوم، دیدم که چقدر زیاد مردها از این ابزار خشونت در مکالمات شان استفاده می‌کنند. چقدر در دیالوگ‌هایشان از این تقلیل درجه‌ی دیالوگ استفاده می‌کنند تا دغدغه‌های زن‌ها را تحقیر کنند.

مثلن زن به مرد می‌گوید: بیا دنبالم با هم برویم.

مرد با لحنی آمیخته به شوخی جواب می‌دهد: آهان می‌ترسی من تنها بروم دخترها نگاهم کنند؟

زن می‌گوید: خانه‌ی فلان کس که عید ‌دیدنی می‌روی من هم بیایم؟

مرد جواب می‌دهد: می‌خواهی بیایی چون می‌ترسی دخترش من را از دستت در بیاورد؟

زن می‌گوید: تو تنهایی فلان‌جا برو عید دیدنی.

مرد جواب می‌دهد: آهان چون دختر ندارند خطری هم ندارند… برای همین من تنها بروم!»

نمونه‌ی این دیالوگ‌ها را از مردان در هر سن و سال و موقعیتی می‌توان شنید، از مرد جاافتاده‌ای که مدام حرف از تجدید فراش می‌زند و از خاطرات همسران تخیلی‌اش در شهرهای دیگر می‌گوید و در پاسخ سوال «کجا بودی؟» می‌گوید:«خانه‌ی آن زنم!» تا مرد جوانی که در حضور دوست دختر و نامزدش، مدام درباره‌ی دختر همسایه و چشم و ابرویش حرف می‌زند و گاهی از او درباره‌ی روابط احتمالی‌اش نظرخواهی هم می‌کند! این شکل ارتباط در واقع بازتولید ادبیات مردسالار است که خشونت کلامی و تهدید عاطفی را در پوشش شوخی پنهان می‌کند اما در عمل، رفتار تهدیدگری را در مقابل زنان پی می‌گیرد و تاییدکننده‌ی آن برداشت از زن است که علاقه به انحصار طلبی و کنترل مردانی دارد که گویا جز ارتباط با زنان دیگر دغدغه‌ای ندارند و با این شیوه می‌خواهند تمایل خود را به رها شدن از این اسارت نشان دهند. این در حالی است که چنین ادبیاتی به شکل متقابل از سوی زنان در گفتمان مردسالار جامعه پذیرفته نیست و غیراخلاقی به حساب می‌آید و حتا در قالب شوخی هم زنان چنین تهدیدهایی را نمی‌توانند بیان کنند.

استفاده از ادبیات تهدیدگر و خشونت‌آمیز که امنیت روانی و عاطفی یک زن را هدف قرار می‌دهد، شکلی از اعمال خشونت علیه زنان است که در فرهنگ‌های مردسالار بیش‌تر رواج دارد

نویسنده‌ی وبلاگ «برای تو» اما سوال‌هایی از مردان می‌پرسد:«چرا مردها فکر می‌کنند زن‌ها کار و زندگی‌شان را ول کرده‌اند و همه‌ی تصمیم‌هایشان را بنا بر وجود یک دختر یا عدم وجود او در روابط اجتماعی‌شان اخذ می‌کنند؟

واقعن فکر نمی‌کنید که زن‌ها ممکن است دلایل دیگری برای یک تصمیم داشته باشند یا این شیوه‌ای‌ است که -همان‌طور که مطالعات خشونت می‌گویند- استفاده می‌کنید تا از برقراری دیالوگ در سطحی بالغ اجتناب کنید و در نتیجه مجبور به پذیرفتن مسوولیت و دادن جوابی قانع‌کننده و منطقی نباشید. یک کمی صادق باشید. آیا به سوال یا درخواستی  مشابه از سوی یک مرد  هم همین جواب را می‌دهید یا فکر می‌کنید دغدغه‌های زن‌ها ارزشی برابر با دغدغه‌های مردها ندارد؟ یعنی وقتی یک مرد پیشنهادی را می‌دهد هدفی منطقی دارد از بیان حرفش و وقتی زنی همان پیشنهاد را می‌دهد کل توجهش به این‌ است که پایین تنه‌ی مبارک شما را برای خودش نگه دارد؟»

استفاده از ادبیات تهدیدگر و خشونت‌آمیز که امنیت روانی و عاطفی یک زن را هدف قرار می‌دهد، شکلی از اعمال خشونت علیه زنان است که در فرهنگ‌های مردسالار بیش‌تر رواج دارد و  در هر شکلی باید با آن برخورد شود. این‌که حساسیت عمومی زنان و مردان نسبت به کلامی که به کار می‌گیرند بالا برود و صرف هر کلامی به شکل عادت و شوخی از طرف افراد پذیرفته نشود، یکی از شیوه‌های تغییر این فرهنگ است. راز زنانه‌ی ما هم این است که اگر زنید و به هر شکلی مردان زندگی‌تان، به بهانه‌ی شوخی، خواسته‌های شما را با ادبیاتی تحقیرآمیز و تهدیدکننده پاسخ می‌دهند، راهش همراه شدن با این ادبیات و خندیدن به آن نیست؛ مقابله و نپذیرفتن آن است، با این توضیح که خشونت لحظه‌ای و برخورد آنی هم جواب نمی‌دهد.

 راه بهتر این است که روابط زنان و مردان از قالب تهدید یا شوخی‌های تهدیدآمیز، خارج شود و حساسیت‌ها علاوه بر رفتار، به حساسیت در گفتار هم تعمیم پیدا کند و دست‌کم مردانی که روابط برابر با زنان را طلب می‌کنند، در کلام‌شان تجدید نظر کنند. زبان همه ی ما پر است از کلماتی که فرهنگی خشن و مردسالار آن را تولید کرده و باید از واژه‌های تبعیض‌آمیز پاک شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,