Saturday, 18 July 2015
19 September 2020
کنفرانس واشنگتن،

«گذشتن از ملت‌ها به جای گذار به دموکراسی»‌

2012 April 21

رضا طالبی

تقریبن بعد از پخش تنها برنامه تلویزیونی که از آزاد تی‌وی درباره تحلیل کنفرانس واشنگتن پخش شد٬ علاقه‌مند شدم تا نگاهی به این به‌اصطلاح کنفرانس جنجالی بنمایم٬ کنفرانسی که بنده به عنوان یک فعال سیاسی از آن هیچ آگاهی نداشتم و جز چند مقاله که بعد از آن اجلاس توسط آذر ماجدی و مهدی رود نوشته شده بود که این مقاله‌ها نیز موارد متضادی از این کنفرانس بیان اطلاعات خاصی نداشتم لذا در طی دو روز تمامی فیلم‌های ضبط شده از کنفرانس مذکوره را با دقت مشاهده کردم و خواستم در این مقال نوشته‌ای متفاوت بنویسم که نه کنفرانس مذکور را به جد تقبیح و نه آن را تمجید کنم.

کنفرانس واشنگتن که به قول برگذار‌کنندگان آن با هزینه‌های سفر سلف سرویسی برگزار شده بود چیزی جز یک گردهمایی همانند پروژه‌های دفاع دانش‌جویی نبود که در آن عده‌ای از پروژه‌های کودکانه و غیر‌واقعی خود بدون در نظر گرفتن تمامی حقایق زیستی در درون ملیت‌های ایرانی دفاع ٬آن‌هم دفاعی غیرقابل دفاع کردند! افرادی مانند امیر‌حسین گنج‌بخش و امیر حسامی پروژه داده بودند، آن‌هم پروژه‌هایی که فقط در روی کاغذ زیباست و علاوه بر این پروژه دو جوان پروژه‌ای ارایه کرده بودند که واقعن به جکی بیش شبیه نبود. براندازی و یا گذار به دموکراسی در ایران بدون در نظر گرفتن حقوق تمامی تشکل‌ها و خواست‌ها بزرگ‌ترین خیانتی بود که اپوزیسیون عامدانه به این مسایل نپرداختند. تنها فردی نیز که در این کنفرانس به نمایندگی از ملیت‌های داخل ایران بودند آقای خالد عزیزی بودند که ایشان هم یا حرفی برای گفتن نداشتند و یا نخواستند حرفی بزنند. تناقض‌های ایدلوژیکی و نزدیک‌سازی عمدی برخی عقاید به جناح اصلاح‌طلب نشان‌گر ضعف عیان شده اپوزیسیون بود. خالد عزیزی در این سخنان نه تنها به بیان عقاید فدرالیسم مدعی خود نپرداختند بلکه به نوعی طرفه رفتند از فدرالیسم. خالد عزیزی به نوعی بر حکومت مرکزگرای ایران تاکید داشت تا فدرالیسم. خالد عزیزی با عدم آگاهی به مفاهیم ملت و قوم به نوعی تناقض‌های گفتار خود را در مفاهیم اجتماعی ملت نیز بیان کرد. خالد عزیزی نمی‌دانست که در مبارزات مردم سوریه قریب به کثیر مردم کرد در سوریه مدافع اسد بودند و به نوعی در باج‌گیری از اسد جهت مقابله با حامی مردم انقلابی سوریه یعنی ترکیه به بازارگرمی با اسد جنایت‌کار پرداختند. خالد عزیزی با وقوف بر عدم هژمونی در جامعه ایران‌٬ نه تنها لزوم فدرالیسم را توضیح نداد بلکه به نوعی مخالف فدرالیسم بود. خالد عزیزی آیا حرکات حزب دموکرات کردستان واقعن مبتنی بر احترام به حقوق سایر ملل بوده است! آیا خالد عزیزی تنها نماینده مردم کرد است! آیا خالد عزیزی تنها نماینده ملل تحت ستم می‌باشد؟ چرا از بقیه ملل دعوت نشده بود؟ چرا از ملت‌های ترک و عرب و بلوچ کسی در آن‌جا حضور نداشت و یا حقیر ندیدم؟ آیا حرکات ‌مدنی مردم آذربایجان و تظاهرات ملت عرب و بلوچ نمایان‌گر زنده بودن حرکات این ملل نبوده است! چر عبدالستار دوشوکی و یوسف بنی‌طرف در این نشست حضور نداردن٬ آیا حزب دموکرات نماینده ملل و فدرالیست‌خواه‌ها و….می‌باشد؟

آقای شریعتمداری که در شبکه صدای آمریکا به عنوان نماینده ملت آذربایجان شرکت می‌کند و در مورد مسئله دریاچه اورمیه و تظاهرات ملت آذربایجان توضیح می‌دهد٬ چرا درا ین کنفرانس سکوت اختیار کرده و به صورت گذرا از روی مسئله ملیت‌ها می‌گذرند! در این کنفرانس ایشان خود را مستقل ولی عیان است که نماینده ملی و مذهبی‌ها هستند! خانم دیگری به‌نام طلوعی در این برنامه شرکت کرده بودند که ایشان هم کرد بودند به معرفی تشکیلات خود که مربوط به زنان بود و آن‌هم قریب به اکثریت زنان کرد! حال ایشان این تشکیلات را به عنوان آلترناتیو زنان ایرانی نام برد که همانند اهداف کنفرانس واشنگتن تک‌صدایی و زن‌گرایی به جای پلورالیسم و شایسته‌گرایی را تبلیغ می‌کرد‌. خانم طلوعی فقط همانند ویزیتور یک شرکت به معرفی خود و تشکیلات خودشان پرداختند و این شد طرح ایشان! طرحی که سهم می‌خواست و انقلاب داخل را به نوعی شبیه گوشت قربانی کرده بود که ۵۰ درصد آن را برای زنان آن‌هم زنان تشکیلات خود که اکثریت معلوم هستند از کجا نشات می‌گیرند.

ساب سیستمی به این فضاحت و بدون جای‌گاه مردمی حق سخن و طرح دارد ولی متاسفانه بقیه ملل حق سخن و طرح پروژه ندارند و حتا کشیدن اسم آن‌ها هم ممنوع شده است. از غفوری نماینده اصلاح‌طلب اصلن سخنی نمی‌گویم چون‌که همان حرف‌هایی را که می‌شود در داخل ایران زد را در واشنگتن زد! امثالی همانند غفوری که حاصل پوست‌اندازی رژیم اسلامی هستند نمی‌توانند جز به بقای رژیم مذکور با محوریت سبز بیاندیشند.! آقای غفوری اصلن متذکر نشدند که میر‌حسین موسیوی با وجود ترک بودن چرا از حمایت ملت آذربایجان برخوردار نبود! چرا قشر عظیمی با وجود ۳۵ میلیون نفوس واضح از تظاهرات مرکز دفاع نکردند؟ چرا مرکز برای آنان جذاب نبوده است جز برای فرار از بی‌کاری؟ بنده کار ندارم شما ساختار‌شکنی یا مدافع اکبر گنجی برای نافرمانی مدنی خود محصور هستید! آقای غفوری سخنش با سخن افشاری و سازگارا و آرام حسامی هیچ تفاوتی نداشت جز بازگشت به گذشته و تداوم بر استراتژی تک محوری سبز برای حفظ رژیم اسلامی! عدم توجه به خواست‌های تمام ملیت‌ها و فقظ توجه به فلکت‌های حکومت جهت ایجاد رفلکت‌های موازی برای خنثی‌‌سازی شعور سازی ملی. گروهی به‌نام کنش‌گران که هیچ جای‌گاهی در بین مردم ندارند با افکت‌های پرچم شیر و خورشید و مدل‌سازی پوچ به ارایه طرحی بسیار سخیف پرداختند که جز تکرار سخنان ۳۰ سال پیش اپوزیسیون ورشکست خورده نبود! با تکرار پس خواست‌های انقلابی همانند زمان‌بندی پیش‌نویس قانون اساسی و مجلس موسسان! آیا مشکل اپوزیسیون تشکیل مجلس موسسان و قانون اساسیست! آیا مالیخولیای جوانی یک قشر بی‌پشتوانه و رکلامر شایسته حضور در این جمع بود ولی برای نمایندگان مللی که بیش از نیمی از مردم را تشکیل تریبونی حاضر نبود! حمایت بی‌قید و شرط و سایه رضا پهلوی بر روی این تشکیلات و همه را جهت متحد کردن زیر چتر رضا پهلوی بی‌پشتوانه که اصلن جای‌گاه مخالفت را نمی‌توان برای وی در نظر گرفت. حرکات نان به نرخ روز خوری وی که اننا اصلاح‌طلب شد‌٬ ضعف ایده پهلوییسم را نشان می‌دهد! طرح این جوانان را که دیدم همان فکر تز شکست خورده اپوزیسیون بی‌محتوا به یادم آمد که هنوز بدون در نظر گرفتن عقاید جامعه تنها بر مبنای نظریات خود شمای اتوپیایی خود را ارایه می‌کنند. تشکیل دولت موقت٬ اتحاد از بالا٬ تشکیل شورایی که فقط آن‌چه که آقای پهلوی می‌خواهد٬‌ همه و همه بر مبنای این‌که هر که با این‌ها موافق باشد مخالف است تکرار همان مانیفست پوشالی ۳۰ ساله شماست. تفتیش عقاید حرکت‌های ملل تحت ستم با ابزار آلترناتیو سازی غیر‌مردمی به این‌که اگر تجزیه‌طلبید جای‌گاه ندارید و اپوزیسون نیستید! آقای گنج‌بخش هم همه‌اش فوبی تجزیه را در طرحش انداخته بود  و پیش‌شرط‌های خود را تنها از حاکمیت می‌خواست! جناب گنج‌بخش آیا از خود نپرسیدند که شماها چه جای‌گاهی در بین مردم دارید! سلطنت‌طلبان و اصلاح‌طلبان با این تفکری که دارند جز ضایع کردن حقوق ملل تحت ستم شدیدتر از جمهوری اسلامی نخواهند پرداخت. لذا به علت گستردگی کنفرانس موارد متذکره و ایرادات واضحه را به صورت پارامتریک در زیر ذکر می‌نمایم:

۱-عدم وجود نمایندگان تمامی گروه‌ها بویژه تشکیلات‌های وابسته به ملل ترک و عرب و بلوچ که نماینده نیمی از مردم می‌باشند

۲- عدم دعوت از نمایندگان خود به‌اصطلاح اپوزیسون همانند طیف چپ

۳-تکرار مکررات پروژه‌های مقطعی و آکادمیک فاقد درک واقعی خواست‌های ملل در ایران

۴-تاکید بر حفظ ساختار جمهوری اسلامی و به نوعی مبادله با رژیم جهت پوست‌اندازی متقابل دوست و دشمن

۵-تلاش برای احیای پروژه شکست خورده اصلاحات

۶-پارادوکس محسوس اصلاح‌طلبی و انقلابی‌گری در سخنان تمام شرکت‌کنندگان

۷-عدم تضمین به ملل تحت ستم که اگر ما آمدیم همانند قبل نوشتد با توجه به این‌که ملل تحت ستم همیشه قربانی این تفکرات تک‌صدایی اپوزیسون بوده‌اند

۸-عدم قبول و طرح حق تعیین سرنوشت ملل

۹-عدم بحث براندازی و تکیه بر انتقال قدرت با نیم نگاهی به شوراهای انتقالی ناشی از بهار عربی که با جامعه ناهژمون ایران قابل قیاس نیست

۱۰-کهولت‌گرایی اپوزیسیون نا‌محسوس با ایران و جوان‌گرایی اپوزیسون مدافع نافرمانی مدنی بدون انقلاب و ایجاد شکاف ساختاری عمیق

۱۱-مدیریت فکری فضای کنفرانس بر اساس ایدلوژی کنترل از راه دور اکبر گنجی

۱۲-روپوش گذاشتن بر وابستگی برخی اعضای اپوزیسون به قدرت‌های سیاه و شکست کنفرانس اولاف پالمه و استکهلم

۱۳-پارادوکس در نظریات موج سوم هانتینگتون و انقلابات مخملی و ساختن معجونی که اصلن مناسب وضعیت فعلی نبود

۱۴- عدم توجه به مسایل و مشکلات اقتصادی و نابسامانی‌ها رفتاری سیستم فرهنگی شوونیستی حاکم بر فضای ایران

۱۵-نا‌محسوس بودن اقتدار طرح‌ها با عنصر خارجی و عدم شرکت دادن شعورملی در مباحث

۱۶-تبدیل کنفرانس به گفتمان اصلاح‌طلبی و میهمانان بی‌خاصیت برانداز خواه پوچ رفتار

۱۷-تلاش برای آلترناتیو‌سازی دولت در تبعید در خارج با پشتوانه اپوزیسونی و مشابه‌سازی رفتاری با مجاهدین و رجویون

۱۸-کوشش برای وجهه سازی برای محاصره مدنی با تکیه بر نظم اجتماعی تجزیه شده در داخل ایران

۱۹-تعمیم مبارزاتی رای من کو؟ به رای من کو در دولت به‌اصطلاح در تبعید فاقد پلورالیسم

۲۰-بروز ضعف ساختاری اپوزیسون و حفظ بقا با تفاهم اسلامی جهت چراغ سبز حکومت

۲۱-تاکید بر انقلابهای کمونیستی همانند مدل بلشویکی با اذعان بر واکنش‌گری ملی در ایران

۲۲-حذف عامدانه حرکات آذربایجان و خوزستان و بلوچستان

۲۳-عدم گنجاندن تحولان منطقه‌ای و خواست‌های قدرت‌های تاثیرگذار و روند سیاسی منطقه‌ای

۲۴-تلاش برای ایجاد دوآلیسم در قدرت برای حفظ حاکمیت و انتقال قدرت بدون در نظر گرفتن واکنش‌های حکومت اسلامی

۲۵-عدم توجه به فضای مذهبی جامعه و وابستگی بخش وسیعی از جامعه به حکومت چه از لحاظ سیاسی  و چه اقتصادی

۲۶-تکاپوی اصلاح‌طلبان برا ی انحصار قراردادن اپوزیسون پیرو منحط

۲۷-طرح انتخابات ازاد با عدم تکیه بر فضاسازی آزاد با درنظرقرار گرفتن تمامی عقاید

۲۸-تاکید مستمر بر حاکمیت تک بافت و حکومت متمرکز و سطح‌نگری بر امر فدرالیسم و ملیت گرایی و هویت‌خواهی ملل

۲۹- با وقوف بر پتانسیل‌های اقتصادی مناطق ملیتی و توجیه عدم توجه به آن‌ها

۳۰-کوچک‌انگاری حاکمیت و نشان دادن حکومت رژیم جمهوری اسلامی و بزرگ انگاری پتانسیل انقلابی یک پارچه

۳۱-هضم جریان‌های قبل از خرداد ۸۸ به صورت عاجزانه در جریان سبز بدون داشتن مانیفست و عقیده مستحکم

۳۲-عدم مخالفت با جمهوری اسلامی و عدم توافق بر سر رفتن آن و مخالفت با عقاید درونی خود

۳۳-عیان شدن اختلاف فاحش و قدرت‌طلبی در اپوزیسیون تک ملیت انگار که تنها بر محوریت ملیت فارس است

و آخر این‌که تلاش برای یک‌سان سازی عقاید با توجه به تحولات منطقه و عراق و بهارهای عربی  و پای‌مال کردن حقوق ملیت‌های غالب در جامعه کثیرالمله ایران و عدم تعاریف درست از واژه‌های ملت و فدرالیسم با توجه به واقعیت‌های جامعه و تلاش برای حفظ ساختار جمهوری اسلامی  با طرح پروژ‌ه‌های اصلاحاتی به جای دموکراتیزه کردن فضای ملی و انقلاب گری و عقب‌نشینی اپوزیسون در مقابل حکومت با حفظ واقعیت‌های موجود و تعمیم فضاهای نا‌هژمون ایران بر فضاهای انقلابات بهار عربی با پشتوانه مخفی غربی.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,