Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
پرسه – در مسیر 3

«در انتهای جاده کسی منتظر است…»

2012 April 23

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

    امروز روز «زمین‌‌‌« هست‌ ‌و داشتم با خودم فکر می‌کردم که شاید یکی از بهترین کارهایی که می‌توانیم در پاس داشت زمین انجام بدهیم این باشد که سفری به اکناف و اطرافش داشته باشیم و بیش‌تر این زمین مهربان و بخشنده را بشناسیم. سفری که در آن می‌توانی گل‌ها را ببویی، زیبایی آسمان را ببینی، با آب رودها و دریاها جاری بشوی و ره‌سپار جاده‌ها، بیش‌تر و بیش‌تر قدم قدم این کره‌ی خاکی را بشناسی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بخش نخست گفت و گو

بخش دوم گفت و گو 

پس بد نیست حالا که شاید برایمان سخت باشد کمی کم‌تر سیگار بکشیم! کم‌تر کیسه پلاستیکی مصرف کنیم، بیش‌تر گل و گیاه بکاریم، کم‌تر آلوده کنیم، کم‌تر با اتومبیل و موتور اینور و اونور بریم، بیش‌تر پیاده‌روی و دوچرخه سواری کنیم،آب را پاس بداریم و گل را دوست داشته باشیم یا حتا کم‌تر از زمین و طبیعت بگوییم، بیش‌تر سفر کنیم…

امروز هم باز پای صحبت سه جوان دوچرخه سوار عکاس مشهدی مسیر ابریشم، می‌نشینیم تا از آرزوهایشان، از این که بعد از سفر نگاهشان به دنیا چگونه شده و از  این که آن «جبر جغرافیایی» چطور بدترین خاطره سفرشان را رقم زده بگویند. این که چگونه این جبر جغرافیایی مانع سفرشان به لائوس و کامبوج شده است. و از بهترین خاطره هایشان؛ دیدار و ارتباط دوستانه با مردم کشورهای مسیر و ارتباط میان فرهنگ‌های مختلف که می‌تواند بهترین اتفاق این سفر باشد یا خوشایندی آغاز سفر و یا دیدار از صحنه‌هایی که زندگی در آن‌ها جاری است و قابل ثبت با دوربین نیست اما در یاد ماندنی است.

«فرید دولت آبادی»، «حمید سلطان آبادیان» و «محمد ادیبی» سه دوچرخه‌سوار مشهدی هستند که از روز نهم دی ماه (۳۰ dec 2011) سال گذشته سفر خود را با عنوان «در مسیر ابریشم» از دهلی نو آغاز کرده و با عبور از کشورهای هند، بنگلادش و تایلند، به مالزی رسیده و هم‌اکنون در این کشور به سر می‌برند.

این دوچرخه سواران ایرانی که از اعضای انجمن ملی عکاسان ایران هستند هدف از سفر خویش آشنایی با مردم و اماکن تاریخی و دیدنی کشورهای مقصد و عکاسی از مردم این کشورها هم‌چنین انتقال لبخند ایرانی به دیگر کشورهای جهان عنوان می‌کنند.

اما پس از بازگشت از سفر نگاه این دوچرخه سواران به زندگی چگونه خواهد بود؟

آن ها معتقدند که درعین حال که سفر سبب شده سرسخت‌تر و صبورتر باشند اما دیگر درگیر روزمرگی نخواهند شد و  به سفر خود ادامه می‌دهند. این گروه دوچرخه سوار عکاس مقصد سفر بعدی خود را آفریقا عنوان می‌کنند.

و این گروه در سفر جمعی خود قانونی دارند که به آرای یک‌دیگر احترام بگذارند و هیچ دل‌خوری و اختلافی بیش از چند دقیقه دوام نیاورد. قانونی که شاید درس خوبی برای هر زندگی باشد برای ما ایرانی‌ها که در درون هر کدام یک شاه با تمام قدرت حکم روایی می‌کند…

اما یک سوال: آیا واقعن عاشقی کردن با سفر کردن جور در می‌آید؟من که فکر می‌کنم تنها آدم‌های عاشقند که آرام و قرار ندارند و مدام در پی رسیدن، در حرکتند. اصلن خود همین سفر به نوعی عاشقی کردن است؛ رفتن، کشف و رسیدن …

و البته آن‌ها معتقدند که در سفر زمانی برای عاشقی نیست و این یکی از خصوصیات سفر است که تا عاشق می‌شوی باید فارغ شوی و بروی هر چند که سفر خود عشق است و باید عاشق سفر بود تا قدم در راه گذاشت…

از آرزوها می‌گویند؛ از این که هرچه بیش‌تر در سفر باشند، از این که با دیدن آدم‌های مختلف در سفر که آرزوهای زیادی دارند، آرزوهایشان کم می‌شود و یاد می‌گیرند که دیگر آرزوهای خیلی خیلی بزرگ نکنند. از این‌که داشته‌های معمول زندگی و شادبودن چیزهایی باارزش هستد در زندگی و از این که برای خود و بقیه آرزوی رسیدن می‌کنند؛ رسیدن به جاده‌ای که انتهای آن کسی منتظر است.

و کلام آخر توصیه‌ای است به سفر کردن و یادداشت خاطرات و تجربه‌های حسی و عملی در سفر و ثبت لحظات به صورت نوشتاری و تصویری هم‌چنین گام گذاشتن در راه سفر بدون ترسی و با امید به یاری خداوند.

و هم‌چنان در انتهای جاده کسی منتظر است و سفر هم‌چنان ادامه دارد…

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۸ Comments


  1. مالزی نشین
    1

    خانم سیمین این چند قسمت مصاحبه با این دوچرخه سواران رو خودتون یک بار دیگه بخونید خدائیش چند درصد در مورد اونهاست و چند درصدش در مورد ذهنیات و نصیحتهای شما..خیلی لوس نوشتید و اگر همین چند تا عکس خود اون بچه ها هم نبود مطلب هیچ چیزی نداشت. انتظار میرفت مصاحبه بهتری ارائه میدادید
    آقای رادیو کوچه با نوشتن: «نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست» نمیشه مسئولیت خودتون رو در مورد کیفیت مطالب سایت فراموش کنید
    خدائیش این مصاحبه است یا انشای سوم راهنمایی؟


  2. بهروز
    2

    برخلاف نظر دوست مالزی نشین ، معتقدم مصاحبه بسیار جامع و کاملی از این مسافران جاده تهیه کردید ، هر سه بخش رو شنیدم و لذت بردم.پرسه رو دوست دارم و همیشه گوش دادم . امیدوارم موفق باشید و منتظر گزارش های بعدی هستم .


  3. سیمین
    3

    دوست محترم مالزی نشین، بادرود و سپاس از شما و ادای احترام به خواسته شما از این رسانه. اما ذکر این نکته به خصوص برای شما مالزی نشینان ضروری است که درست است که بنده این شانس را داشتم که نخستین خبر و مصاحبه را با این گروه داشته باشم اما از آن جا که مصاحبه‌های دیگری نیز با این دوستان پس از این مصاحبه انجام شده که به زودی انتشار خواهندیافت، لذا این حق را برای شنونده‌گان و دیگر هم‌کاران رسانه‌ای قایل شدم تا گفت وگوهایی متنوع را شاهد باشند و من هم با تم خاص برنامه خودم پیش بروم.به هرروی گاهی انشاهای کودکانه هم عالم خودش را دارد …


    1. مالزی نشین
      4

      جناب بهروز کامنت اول من در مورد نوشته ها بود نه مصاحبه صوتی.
      خانم سیمین ممنون از پاسختون، اول: سوم راهنمایی سن نوجوانیست و دنیاش با دوره کودکی متفاوته. دوم: نقد اصلی من به نسخه نوشتاری مصاحبه بود البته هر سه فایل صوتی را هم گوش دادم تا کل اجرای شما رو در مورد این موضوع خوانده و شنیده باشم و نقد بی مورد نکنم. بدون رودربایستی باید بگم ایراد من به عنوان یک مخاطب این رسانه اجرای شماست. (من رو ببخشید که مجبورم واژه لوس رو تکرار کنم) شدت لوس بودن نسخه صوتی
      کمتر از نسخه نوشتاریست اون هم به این دلیل که با متکلم وحده روبرو نیستیم و ۳ مصاحبه شونده در زمان مفصلی نظراتشون رو بیان میکنند(زمان مصاحبه خیلی طولانی است در حد آبیاری برنامه توسط سیل آب، این موضوع رو میشد نهایتا در دو قسمت جمع کرد). گرچه نوع سوال کردن شما در نسخه صوتی همان کیفیت لوسی را همراه دارد، مخصوصا در مورد موضوعاتی همچون جبر جغرافیایی، عشق، امکان انجام این سفرها توسط دختران یا خانمها. برای اینکه متوجه منظورم بشوید صریحا میگم: شما در مالزی برنامه تهیه میکنید اما بجز چند تا کنایه شبه سیاسی و استفاده از موسیقی های غیر قابل پخش از صدا و سیمای ایران اجرای شما فرقی با اجراهای عام صدا و سیمایی ندارد. نمیدونم علتش چیه آیا سیاست رادیو کوچه است یا شخصا این سبک رو میپسندید هرچه هست شنونده رادیو ممکنه
      قبول کنه مجری داخل ایران بر اساس یک سری محدودیت ها نمیتونه اونجور که میخواد اجرا داشته باشه اما وقتی یه مجری در خارج از ایران همون مدل اجرا میکنه پذیرفتنش دور از ذهنه. خانم سیمین از طریق سایت این دوچرخه سواران فهمیدم که چقدر بهشون کمک کردید و وقت صرف کردید که در جای خودش قابل تقدیره واینکه انتظار نداریم یک جهانگرد خبره دوچرخه سوار در مالزی این مصاحبه رو انجام میداد که خوب وجود نداشت، اما این دلیل نمیشه که شما بدون مطالعه در مورد این نوع سفرها مصاحبه انجام بدید و اسمش رو بزارید تم خاص برنامه خودم. قبول کنید این کم فروشی رو نمیشه برندش کرد. شما با کمی مطالعه میتونستید همین سوالات رو از زاویه دیگری بپرسید حتی میتونستید سوالات چالشی ازشون بپرسید مثلا بجای سوال کلیشه ای عشق و جواب های محافظه کارانه دوچرخه سواران میشد بپرسید دوستان عزیز امکان این وجود نداشت قبل از حرکت تحقیق کنید در چه کشورهایی میتویند مستقیم ویزا برای کشور دیگری بگیرید یا باید از داخل ایران اقدام کنید. این که خیلی از کشورها ویزای موقع ورود به ایرانهای نمیدهند یا باید از خود ایران ویزای کشورشون رو حتما تهیه کرد اتفاقی نیست که تو این صد روز سفر این دوستان افتاده باشه. جریانیست که سالها همه ایرانیها باهاش دست بگریبان هستند. هر ایرانی چه در داخل و چه خارج ایران در حال حاضر این شرایط رو داره و چیزی نیست که با شانس یا دعا در چند ماه سفر این دوستان تغییر بکنه پس میشد پیش بینی بشه و اگر روشی وجود داشت قبل از سفر انجام میگرفت. شما هم به آسانی از این واقعیت گذشتید و با نطقی در مورد جبر حغرافیای و ضمیمه کردن آهنگ نامجو روغن آش رو چند برابر کردید. صریح بگم من نه طرفدار دو آتیشه دولت و حکومت هستم و نه خصومتی با شخص شما و رسانتون دارم فقط میخوام بگم با طرح غلط یک موضوع شما آدرس غلط به مخاطبینتون میدید که امیدوارم این اقدام آگاهانه و عمدی نباشه و بزاریم بحساب همون عدم تجربه کافی در اجرا و یا حتی مدیریت رسانه.
      طولانی شد. سپاس

      امیدوارم کامنتهای من رو فقط بعنوان نقد بخونید، ابدا قصد توهین ندارم اگر چیزهایی رو رک نوشتم فقط برای انتقال حسی بود که خوندن و شنیدن برنامه شما در من ایجاد کرد. در نهایت نظر شخصی من هستند و شما و رادیو کوچه مختار هستید که به روش خود عمل کنید
      جناب مسئول سایت رادیو کوچه: این باکس کامنت رو راست چین کنید لطفا نوشتن متن بیشتر از یک خط عذاب زیادی داره در این باکس چپ چین


  4. حامد میرخواه
    5

    حالا الان سریال هندی قراره بسازین شما؟
    خداییش روده درازید خانم


  5. hadi
    6

    Thank you so much for your lovely program . Fun and enjoyable .


  6. مالزی نشین
    7

    برای راست چین کردن باکس متنی کامنت اضافه کردن کد زیر به فایل استایل.سی اس اس شاید کمک بکنه

    .comment-form ul.form textarea {
    direction: rtl;
    }


  7. امیر ابراهیمی
    8

    سلام من نمیخواستم اینجا کامنت بزارم اما خوندن کامنتها باعث شد که نظرم رو در این مورد بنویسم. من خودم اهل سفر کردن هستم و با نظر این دوستمون گه گفته بودن بهتر بود از ایران در مورد ویزا ها تحقیق میکردن موافق نیستم. دلیلم برای این حرف اینه که من چند هفته پیش تایلند بودم و همونطور که گفته بودن به من و تو ایران پرسیده بودم برای کشور لاوس بدون گرفتن ویزا میتونستم وارد بشم اما به خاطره مسایلی که این اواخر تو این کشور اتفاق افتاده بود نتونستم از مرز رد بشم و موندگار شدم وبرنامه سفرم کلا عوض شد و مجبور شدم برگردم ایران . در مورد گفتگو صوتی با این دوچرخه سواران باید بگم لحن صمیمی و دوستانه این گفتگو برام جالب بود و اینکه سوالات و پاسخها کلیشه ای نبود این گفتگو رو برای من جذاب کرد. من اسم این رو لوس بودن نمیزارم و به تعبیر من صمیمی و دوستانه خیلی عبارت بهتریه.کلا ما ایرانیها عادت کردیم توی اتاق بشینیم و با اسمهای مستعار یا بدون نام برای هر اتفاقی از بیرون گود و با نگاه از بالا جریان رو نقد کنیم .کاش حداقل این نقدها با شهامت عنوان نام و ایمیل بود امیدوارم سفر این دوستان همینطور غیر قابل پیشبینی پیش بره چون سفر وقتی لذت بخش که از قبل همه چیز مشخص و معین نباشه د.