شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
رازقی

«کودک کار »

۱۳۹۱ اردیبهشت ۰۸

امیر حسین آهویی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«غریب»

گفتم دو قدم مانده به این ماه لعنتی

نه این که بی هوا بریو

بگویی: خوب تو گفتی این ماه لعنتی است

من گفتم! تو چرا رفتی؟

بگذریم

اگر غربت نبودا

به خدا آرام

می‌بوسیدمت

به خدا همه‌اش درد غربت است که نمی‌بوسمت

آرام می‌خوابیدم و این قدر فکر آن

کوچه پس کوچه‌های لعنتی با توی همیشگی را نمی‌کردم

تو بگو، تو بگو گناهم چه بود

همه‌اش می‌ترسیدم از

از تو نه

از اردیبهشت

دیدی

دیدی چه آوردی‌ ای دوست از دست دل بر سر من؟

موسیقی پس زمینه آهنگ «لست رایت» از «یان گاربارک» را می‌شنوید

«بهرام»

ای لعنت بر من که آسوده خوابیدنم با تو کودک

دست به گریبان میدان غار

آواره

بی هوا

یکهو که دیدمت

قلبم چنان ریخت که می‌خواستم ضجه بزنم

ضجه زدم‌ها

کسی نبود منعکسش کند

انعکاسش هم چه تفاوت دارد

تو که پول غذای ظهر را هم نداری

سرت را بر بالینی سفت می‌گذاری

چه سود

که ضجه بزنم

کودک کار

«اقاقیا»

اگر من باد بودم پرواز می‌کردم به جایی که بی‌تابشم

اگر من باد بودم تمام مسیر را پا به پای تو در تمام فصول راه می‌رفتم

اگر من باد بودم برای نوازشت اجازه نمی‌خواستم و همیشه به آرامی صورتت را

نوازش می‌کردم،

اگر من باد بودم …

اگر من باد بودم بر من خورده نمی‌گرفتی …

آزاد بودم و در کنار تو.

اگر این روزها صورتت را باد نوازش کرد بدان که سفارشی بوده از سمت دستان من که این روزها با تو فاصله دارند…

اگر باد به صورتت خورد و بر عکس همیشه گرمت شد خودت بفهم چه پیغامی برایت

آورده باد از سمت من.

سیزدهمین برنامه رازقی را تقدیم می کنم به کودکان کار.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments


  1. الهام
  2. 2

    بسیار لذت بردیم. خسته نباشید.