Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
پانوراما – بخش دوم

«در آستانه سقوط قاجاریه»

2012 April 29

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

آن‌گونه که در قسمت قبل اشاره شد، آشوب‌های داخلی و دخالت‌های خارجی در سال‌های پیش از 1300 خورشیدی (1921 میلادی) آن‌چنان گسترش پیدا کرده‌بود، که در تمام نقاط ایران نارضایتی مردم به اوج خود رسیده‌بود و کم نبودند کسانی که خواهان نظم و از بین بردن این نابسامانی‌ها بودند. «سیروس غنی» این عوامل را چنین برمی‌شمارد: «بیش از یک قرن خواری از ممالک خارجی، ناکامی وعده‌های مشروطه، تجزیه کشور به مناطق نفوذ، جد و جهد در تحمیل قرارداد 1919 بر ملتی ازپا افتاده در چنگال اشغال نیروهای بی‌گانه به‌هنگام جنگ جهانی اول، جنبش‌های جدایی‌طلب در چهار استان بزرگ و ثروت‌مند کشور، ترس از افتادن ایالت‌های شمال به‌دست بلشویک‌ها، پادشاهی عیاش، طماع و ضعیف‌النفس، ناتوانی سیاست‌مداران سنخ قدیم در انجام هرگونه اقدام موثر، بی‌اعتباری تدریجی این جمع و ناپدید شدن کلیه آثار نظم و امنیت. این‌ها همه صحنه را آماده‌ی پیدایش رهبری پرتوان و خودکامه کرد.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مجموعه این عوامل مردم را فرسوده کرده‌بود. در چنین جو سیاسی و اجتماعی بود که یک بریگارد قزاق به رهبری «رضاخان» از قزوین به‌سوی تهران بدون هیچ‌گونه مقاومتی پیش‌روی کرد و پایتخت را تقریبن بدون خون‌ریزی به‌تصرف درآورد. با به‌رسمیت شناختن کودتا از طرف «احمدشاه»، حکومت کودتا تا اندازه‌ای مشروعیت یافت. رضاخان توانست پس از کودتا و تا زمان تاج‌گذاری خودش در 1305 خورشیدی (1926میلادی) در سمت های وزیر جنگ، نخست وزیر و سردار سپه به‌صورت قدرت واقعی پشت صحنه، در تمامی عرصه‌های سیاسی به قدرتش استحکام بخشد، تمامیت ارضی کشور را با سرکوب ناآرامی‌های منطقه‌ای حفظ کند، غرور ملی را جای‌گزین سرخوردگی ملی دوران قاجار کند و حضور خود را برای ایران و آینده‌ی کشور اجتناب ناپذیر سازد.

در آستانه کودتا، «سیدضیاءالدین طباطبایی» فهرستی از اسامی ده‌ها تن از رجال کشور را در اختیار رضاخان قرار داد تا بلافاصله پس از انجام کودتا دست‌گیر و زندانی شوند. بدین ترتیب مدت کوتاهی پس از کودتا و از واپسین ساعات شام‌گاه چهارم اسفند ۱۲۹۹ دست‌گیری گروهی از اعیان و اشراف، متنفذین، آزادی‌خواهان و برخی علمای مخالف آغاز شد و در طی حدود شش روز قریب به هفتاد تن از رجال دست‌گیر و زندانی شدند. در میان دست‌گیرشدگان افرادی هم‌چون «سیدحسن مدرس»، «احمد قوام»، «عبدالحسین میرزا»، «فرمان‌فرما»، «عین‌الدوله»، «سردار معتضد»، «محمدولی خان تنکابنی»، «سالار لشکر»، «شیخ محمدحسین یزدی»، «شیخ محمدحسین استرآبادی»، «آقاضیا» و «سیدمحمد تدین» نیز حضور داشتند.

بسیاری از بازداشت‌شدگان را وعده دادند که در قبال پرداخت مبالغی هنگفت آزادی خود را باز خواهند یافت. با این احوال قریب به اتفاق زندانیان از پرداخت پول خودداری کردند. گروهی دیگر از بازداشت شدگان را هم برای پیش‌گیری از مخالفت آنان با کابینه کودتا دست‌گیر کرده بودند. چنان‌که طی یک ماهه نخست عمر دولت کودتا در اعتراض به واقعه مذکور ده‌ها تن دیگر نیز به‌خاطر مخالفت با اوضاع پیش‌آمده راهی زندان شدند. «علی دشتی»، «فرخی یزدی»، «حاج محمدحسین معین‌الرعایا»، «رهنما» مدیر روزنامه رهنما، «ملک‌الشعرا بهار» و «سردار معظم خراسانی» از دیگر دست‌گیرشدگان آن روزگار بودند.

در فاصله کم‌تر از دو ماهی که از عمر کودتا می‌گذشت تمام زندان‌ها و بازداشت‌گاه‌های تهران مملو از زندانیان شد تا جایی‌که مجبور شدند عده‌ای از آن‌ها را به شهرها و مناطق دیگری تبعید کنند. چنان‌که سیدحسن مدرس به قزوین تبعید و در آن شهر زندانی شد بدین ترتیب تا پایان دوره کابینه «سید ضیا»، زندانیان کماکان در بازداشت بودند. پس از پایان این دوران سه ماهه، «احمد قوام» ‌(قوام السلطنه) که خود از زندانیان بود یک روز پس از انتصاب به مقام نخست وزیری تمام زندانیان را آزاد کرد. هدف کودتا آن‌طور که در اعلامیه‌هایی به مردم وعده داده شده بود «برانداختن ریشه جنایت‌کاران خودخواه تن‌پرور داخلی» و «رهانیدن ملت ایران از سلسله رقیت مشتی دزد و خیانت‌کار» بود. در واقع «دولت سازی» شاخص اصلی هدف‌های رضاخان بود چون او در کشوری به‌قدرت رسید که دولت آن در مناطق خارج از پای‌تخت حضور بسیار ضعیفی داشت. رضاخان در راه رسیدن به یک دولت متمرکز مانند نوعی جاده صاف‌کن، به‌تدریج توانست همه مخالفان خود اعم از چپ و راست، مرکز نشین و ولایتی، منتفذین آریستوکرات و اتحادیه‌های نوپا را از پای در آورد.

اصلاح نظام قضایی، تقسیم اراضی دولت بین دهقانان، لغو کاپیتولاسیون، تاسیس مدارس، راه‌اندازی وسایل حمل‌و‌نقل جدید و البته لغو قرارداد ۱۹۱۹ ایران و بریتانیا، برخی از برنامه‌های مفصلی بود که سید ضیا و رضاخان بلافاصله پس از کودتا اعلام کرده بودند. در این میان ،بسیاری از ملی‌گرایان و روشن‌فکران راه حل تمام مشکلات کشور را یک دولت مقتدر نظامی می‌دانستند که بتواند چنین تصمیم‌هایی را به‌جای شاه ناتوان قاجار بگیرد. نمونه‌های آن «کاظم‌زاده» در مجله «ایران‌شهر»، «محمدعلی جمال‌زاده» در مجله‌ «علم و هنر»، «تقی‌زاده» در مجله‌ کاوه و دیگرانی از این‌دست بودند که گفتمان جدید را با حجم بالایی از نوشته‌ها و مقالات به جامعه تلقین می‌کردند و به‌ترویج سیاست مشت آهنین برای سامان دادن به اوضاع پرداختند. «علی اکبر داو»ر، «عبدالحسین تیمورتاش» و «فیروز فرمان‌فرما» (نصرت‌الدوله) نیز به مشاوران اصلی رضاخان تبدیل شدند و دست‌گاه فکری‌اش را سامان دادند و احزاب محافظه‌کار مجلس چهارم از جمله لیبرال‌ها، سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها به حمایت از سردار سپه پرداختند. «ایرج میرزا» نیز درباره رضاخان چنین سرود:

تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست‌        امیدی جز به سردار سپه نیست

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,